دلايل ماليات گريزي ايراني ها و راهكارها

دلايل ماليات گريزي ايراني ها و راهكارها

یکی از مشکلات سیستم اقتصادی کشور نبود یک نظم مالیاتی منسجم و کارآمد است؛ مالیات ها در تمام دنیا بخش عمده ای از درآمدهای اقتصادی دولت را تشکیل می دهند، اما در كشوري مثل ايران هنوز فرهنگ ماليات دهي آنگونه كه بايد رواج نيافته است...

به گزارش نور نيوز، شايد از زماني كه مورگان شوستر امريكايي براي سامان دادن به سيستم مالياتي ايران اجير شد و سنگ اندازي هاي روسها مانع از انجام ماموريت وي گشت، ماليات در ذهن ايرانيان  به عنوان عنصري از آمريكايي نقشي منفي گرفت.
البته  دكتر ميلسپو آمريكايي ديگري كه بعد از شوستر قرار بود ماموريت وي را ادامه دهد در باره حكومتيان آن موقع  گفته است : مقامات ایرانی، خودشان نمی خواهند که مسئله مالیات در این کشور حل شود؛ شاید هم می ترسند که عصیان روی دهد و مقام و منافع شان را از دست بدهند.
خبرآنلاين در اينباره نوشت: توسعه فرهنگ مالیاتی در ایران همواره با موانعی مختلف از جمله موانع تاریخی روبه رو بوده است. این در شرایطی است که ایران جزو کشورهایی است که همواره هزینه های دولت از مردم گرفته می شد. این روال تا آخر دوره قاجاریه ادامه داشت، هرچند در میزان این اخذ مالیات و شدت و حدت وجود داشت. در این جریان به جز شرایط کنونی، عمدتا شیعه در اقلیت بوده اند و جز در موارد خاص (هم چون دوره صفویه)، حکومت در دستشان بوده است. بنابراین روحانیون در این شرایط در تلاش بودند که مردم به حکومت ها مالیات نپردازند چرا که این حرکت را کمک به قدرت حاکم می دانستند که زورگیر و ستمگر بوده است.

در این شرایط خمس، زکات، سهم امام و مجموع پرداخت ها به حکومت اسلامی یکی بودند که این وجوهات به روحانیون پرداخت می شد.   ملی شدن صنعت نفت و دستیابی دولت ها به پول نفت سبب ایجاد احساس بی نیازی نسبت به درآمدهای مالیاتی شد. حکومت هایی همانند حکومت پهلوی که با اتکا به درآمدهای نفت خود را خود را بی نیاز از پرداخت های مردم به هر شکل می دانستند به این روند و به این عادت مردم دامن زدند.

بعد از انقلاب نیز عده ای به ادامه روال گذشته اصرار می رزیدند که امام (ره) چندین بار در سخنرانی های خود تاکید کردند که عدم پرداخت مالیات به حکومت ها مربوط به گذشته بوده و اکنون که حکومت اسلامی است باید به آن کمک کرد، چرا که با وجوهات شرعی نمی توان حکومت را اداره کرد.

در کنار دو عامل روحیه عدم حمایت مالی از حکومت ها و بی نیازی دولت ها به درآمدهای مالیاتی،از حکومت ها و بی نیازی دولت ها به درآمدهای مالیاتی،عامل دیگری نیز مزید بر علت شد تا فرهنگ مالیاتی در کشور توسعه نیابد. این عامل، رواج این تفکر بود که با دریافت مالیات کمتر می توان زمینه توسعه بخش خصوصی را فراهم کرد.

این تفکر در تئوری سرمایه داری غرب رایج است که وقتی مالیات کمتر گرفته می شود،سرمایه گذاری افزایش می یابد. برای سرمایه گذاری نیاز به درآمد و پس انداز زیاد است تا بخش خصوصی تشکیل شود. با همین روش نیز در دوره رضا شاه بخش خصوصی شکل گرفت.

بعد از انقلاب عده ای این ایده را رایج کردند که اخذ مالیات سبب تضعیف بخش خصوصی می شود. این ایده سبب شد کار به جایی برسد که حقوق بگیران دو برابر مغازه داران از 30 درصد تولید ناخالص ملی بهره می گیرند و تنها 4.5 درصد مالیات می پردازند. اگر قرار باشد بر اساس ظرفیت، مالیات بپردازند باید 30 درصد مالیات پرداخت کنند.

در چارچوب این فرهنگ، تسهیلات گیرندگانی هستند که از منابع بانک ها و یا از حساب ذخیره ارزی تسهیلات دریافت کرده اند ولی نه تنها مالیات مربوط به این تسهیلات را نمی پردازند بلکه به جای صرف آن در حوزه تولید، آن را به امور دلالی و پرسود برده و با خرید مسکن و سفته بازی به مشکلات اقتصادی دامن می زنند و از سوی دیگر حتی حاضر به پرداخت اصل پول نیستند چه رسد به مالیات آن.

اما واقعیت این است که هیچ دولتی نمی تواند از طریق غیر مالیاتی،عاملان اقتصادی را وادار به انجام یا عدم انجام کاری کند. چرا که مالیات ها دو جنبه دارند، کسر درآمد برای دولت (پوشش هزینه های دولت) و عامل بازدارنده یا مشوق. در سایر کشورهای جهان وقتی قرار است از انجام کاری مثلا واردات جلوگیری شود اقدام به دریافت مالیات های سنگین می شود، به حدی که انجام آن دیگر مقرون به صرفه نیست. ولی از آنجا که مالیات سهمی در اقتصاد کشور ما ندارد، هرگونه حرکتی در این حوزه از اثرگذاری برخوردار نیست.

در ایران وقتی جریمه پایینی نیز برای کسی تعیین می شود، همین جریمه نیز با برخی اقدامات قانونی به حداقل می رسد. اما پنهان بودن میزان درآمد و محل درآمد افراد سبب شده تا امکانات نظارت بر این مساله و اخذ مالیات از آنها فراهم نشود و با مهیا بودن بستر مالیات گریزی عده ای به خصوص افراد توانمند از پرداخت مالیات طفره می روند. کسانی که 30 درصد تولید ناخالص ملی را استفاده می کنند با درآمد 120هزار میلیارد تومان، تنها پرداختی در حد 1200 میلیارد تومان در قالب مالیات دارند. این دسته علی رغم این که مبتنی بر نسبت درآمد خود، مالیات نمی پردازند دست به مظلوم نمایی نیز می زنند.

لذا استفاده از ابزارها و قوانین جدید،برای توسعه فرهنگ مالیات در جامعه ضروری است. برای اصلاح فرهنگ مالیاتی در کشور و نیز اجرای قوانین چون هدفمند کردن یارانه ها نیاز به حرکت تدریجی است. نمی توان در عرض سه یا چهار سال یک رویه 1400 ساله را تغییر داد. برای توسعه این فرهنگ نیاز به عزم جدی، ارائه آموزش های لازم، ارشادات روحانیون، ساخت فیلم های سینمایی و تلویزیونی، سریال ها، تبیین ارتباط بین وجوه شرعی و مالیات هاست. چون برخلاف عده ای که فرهنگ را خارج از اقتصاد می دانند، فرهنگ یک عامل مهم در اقتصاد است که به واسطه آن می توان برخی مشکلات اقتصادی را حل کرد.
يك اقتصاددان با تشريح علل ماليات گريزي و راهكارها
سيستم مالياتي ايران در قانون تصاعدي و در اجرا نزولي است 
 يك اقتصاددان با بيان اينكه سيستم مالياتي ايران در قانون تصاعدي و در اجرا نزولي است گفت: نتيجه اعمال سيستم مالياتي نزولي، حساب سازيها، فرار مالياتي، معافيتهاي بي دليل، توسل به قدرت قدرتمندان و مشكلاتي از اين دست است.
هوشنگ شجري در گفت و گو با فارس اظهارداشت: ماليات گريزي داراي علل متعددي است كه به آن، از ابعاد مختلفي مي توان نگريست.
كشورهاي با پيشينه ماليات سنگين، مقابل پرداخت ماليات مقاومت مي‌كنند
استاد دانشگاه اصفهان گفت: يكي از ابعاد و علل ماليات گريزي، بعد تاريخي است. كشورهايي كه از نظر تاريخي، با مالياتهاي سنگين سروكار داشته‌اند،‌ عمدتاً در مقابل پرداخت مقاومت نشان مي‌دهند. چراكه خاطره بد آن، سينه به سينه به نسلهاي بعد منتقل شده است. وي افزود: قبل از مشروطيت، ماليات به‌صورت سرانه و بسيار سنگين بوده و ارتباطي به درآمد نداشت. از همان زمان، ماليات، مصادف با باج و نوعي سنگيني مضاعف بر دوش مردم، تلقي شده است.
عدم شفافيت مخارج دولت در ماليات گريزي مؤثر است
اين اقتصاددان افزود: بحث ماليات گريزي، همه به علل تاريخي مربوط نيست. مسايل ديگري نيز در اين خصوص مطرح هستند كه از اين جمله، بحث عدم شفافيت مخارجي است كه از محل ماليات انجام مي‌شوند. هرقدر در كشوري، ماليات عينيت داشته باشد و مردم شاهد توسعه عمران و آباداني و نيز سرويسها و خدمات عمومي از محل ماليات باشند، داراي انگيزه بيشتري براي پرداخت ماليات هستند.
وي ادامه داد: برعكس، هرقدر مخارج دولت غيرشفاف‌تر باشد، ماليات دهنده از انگيزه كمتري براي اين پرداخت برخوردار است. در كشورهايي كه دولت خود را موظف به حساب پس دادن و پاسخگويي به مردم مي داند، روحيه مالياتي افزايش يافته و مردم با رغبت بيشتري ماليات مي دهند.
بافت اجتماعي در ميزان فرار مالياتي تأثيرگذار است
شجري در بيان ديگر عوامل مؤثر در فرار مالياتي به بافت اجتماعي جوامع اشاره كرد و گفت: معمولاَ سه طبقه مشخص در جوامع مشهود هستند كه عبارتند از: طبقه خيلي فقير، طبقه متوسط و طبقه توانمند (ثروتمند). طبقه اي كه عمدتاً ماليات مي پردازند طبقه متوسط جامعه هستند. چراكه طبقه خيلي فقير فاقد توان پرداخت ماليات است، طبقه توانمند با روشهاي مختلف زور و فشار و... از پرداخت ماليات امتناع مي ورزد. وي افزود: بر اين اساس، طبقه‌اي كه باقي مي‌ماند طبقه متوسط جامعه است. طبقه متوسط چنانچه خوب كار كند، قادر به پرداخت ماليات است، اگر به لحاظ كاري و درآمدي ضعيف شود، زمينه شيوع فرار مالياتي در آن افزايش مي يابد.
اين اقتصاددان گفت: هرقدر توزيع درآمد در يك جامعه عادلانه تر باشد، بافت اجتماعي از آن طريق آسيب ناپذير شده و فرار مالياتي كمتر مي شود.
تدوين قوانين نامناسب به ماليات گريزي دامن مي زند
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه تدوين قوانين نامناسب مالياتي، در فشار مالياتي و ماليات گريزي مؤثر است گفت: اين قوانين، در تعيين درصد ماليات پرداختي به كل ماليات مؤثر است،اگر نسبت اين دو به هم خيلي بالا باشند، به معني بد تدوين شدن اين قوانين است.
وي با بيان اينكه سيستم مالياتي دنيا، اكثراً تصاعدي است گفت: بر اين اساس، با بالا رفتن درآمد، نرخ ماليات نيز دچار افزايش مي شود. شجري گفت: در سيستمهاي مالياتي كه قوانين بدون لحاظ نسبت اين دو، نرخ ماليات را افزايش مي دهد، با افزايش فشار مالياتي، عكس العملهاي شديد را موجب مي شود. وي افزود: در اكثر كشورها با توجه به اهميت قوانين مالياتي، روي اين قوانين كار كارشناسي بسيار انجام مي دهند. اين اقتصاددان با تأكيد بر اينكه سيستمهاي مالياتي بايد به سمتي هدايت شوند كه دستگاههاي وصول ماليات مكانيزه شوند، افزود: اين اقدام، زمينه كمتر شدن رابطه مؤديان و مأموران مالياتي را فراهم كرده و اين رابطه به يك رابطه سيستماتيك تبديل مي كند.
بي اعتمادي دستگاههاي مالياتي در فرار مالياتي مؤثر است
شجري گفت: در كنار 4 عامل مذكور، مي توان از عامل ديگري ياد كرد كه به عدم اعتماد كافي دستگاههاي مالياتي به ماليات دهندگان مربوط است. فرض اين دستگاهها بر اين است كه اظهارنامه‌هاي تكميلي توسط مردم نادرست است. همين عدم اعتماد به مشكلاتي مي انجامد كه از جمله آنها نوعي فرار مالياتي است.
وي افزود: اگر ماليات دهنده را در تكميل اظهارنامه خود آزاد بگذارند، اگر در دفعات اول از 5 تا 10درصد منابعي درآمدي خود صرف نظر كند، به تدريج و با درك ديد مثبتي كه بر روي او و اظهارنامه اش وجود دارد، در يك فضاي اعتماد با صحت بالاتري به ارائه اطلاعات مي پردازد. بر اين اساس، اعتماد دستگاهها به مردم، در بلند مدت در ارتقاي روحيه ماليات در ماليات دهندگان مؤثر است.
سنگيني ماليات با ماليات گريزي رابطه دارد
اين اقتصاددان با بيان اينكه با سنگيني ماليات، زمينه بروز عكس العملهاي شديد و ماليات گريزي افزايش مي يابد گفت: در گذشته ميزان ماليات با مصرف رابطه داشت يعني با افزايش ميزان مصرف ماليات افزايش مي يافت. در حال حاضر اين رابطه با درآمد است.
وي افزود: در گذشته اصلي به نام خدمات حاكم بود. ماليات به نسبت خدمات دريافتي بود. اكنون،‌اصل توانايي پرداخت حاكم است. يعني ميزان مصرف مهم نيست، اين درآمد است كه ميزان ماليات را تعيين مي كند. ماليات مبتني بر مصرف را اصطلاحاَ «نابينا» مي دانند.
شجري در پاسخ به اين سؤال كه در تعيين سنگيني ماليات چه مبنايي وجود دارد،گفت: در اين ميان، ظرفيت مالياتي با توليد ناخالص داخلي رابطه دارد. يعني نسبت كل مالياتها با توليد ناخالص داخلي هر كشور اندازه گيري مي شود. بر اين اساس، كل مالياتي پرداختي بر توليد ناخاصل داخي تقسيم مي شود. رقم حاصله بين زير مجموعه ها مانند گروه دستمزدبگيران لحاظ مي شود. در اين مرحله‌، ماليات پرداختي توسط دستمزد بگيران، بر درآمد دستمزد بگيران تقسيم مي شود. در مورد مشاغل آزاد نيز اين مسأله لحاظ مي شود. وي افزود: بر اين اساس، هرقدر نسبتهاي جزئي شده به كل نزديكتر باشد، سيستم بهتر خواهد بود. در غير اين صورت از نقصهايي در سيستم حكايت دارند.
سيستم مالياتي ايران در قانون تصاعدي و در اجرا نزولي است
شجري با بيان اينكه سيستم مالياتي ايران در قانون تصاعدي است و در عمل نزولي گفت: در سيستم مالياتي تصاعدي با افزايش درآمد، ماليات نيز افزايش مي يابد. در سيستم نزولي با افزايش درآمد، نرخ ماليات به نسبت كاهش مي يابد. در كشوري كه از سيستم نزولي استفاده مي شود، عمده فشارها بر طبقاتي است كه فاقد توانايي پرداخت ماليات هستند. وي افزود:نتيجه اعمال سيستم مالياتي نزولي، حساب سازيها، فرار مالياتي، معافيتهاي بي دليل، توسل به قدرت قدرتمندان و مشكلاتي از اين دست است.

انواع معافيتهاي مالياتي مي تواند در ماليات گريزي مؤثر باشد
اين اقتصاددان گفت: اعمال انواع معافيتهاي مالياتي اعم از بخشي (مربوط به بخشهايي مانند صنايع، كشاورزي و...)، درآمدي (از ميزان درآمد مشخصي به بالا، نوع خدمت (بنگاههاي خيريه و...)، زمينه فشار بر ديگر اقشار جامعه و نوعي فرار مالياتي را فراهم مي كند.
وي افزود: در گذشته هاي بسيار دور همچون قوانين اوليه فرانسه، معافيتهاي مالياتي وجود داشت. معافيتهايي كه طي آن اشراف، نجبا، روحانيون و... از ماليات معاف بودند. گرچه در حال حاضر، به اين شكل نيست، ولي عملاً شاهد هستيم كه برخي معافيتهاي بي دليل، به سنگيني و فشار مالياتي منجر شده است. 
 
در عين حال یک کارشناس ديگر  اقتصادی با بیان اینکه یکی از بزرگترین آسیب های نظام مالیاتی ایران مالیات علی الراس است، گفت: وجود این آسیب به دلیل نبود مکانیزم های اطلاعاتی و ساز و کار هزینه شرکت ها به ویژه فعالیت های خرد اقتصادی در ایران است.
مرتضی بکی حسکوئی در گفت وگو با  فارس  در خصوص نظام مالیاتی کنونی در کشور، اظهارداشت: یکی از مشکلات سیستم اقتصادی کشور نبود یک نظم مالیاتی منسجم و کارآمد است؛ مالیات ها در تمام دنیا بخش عمده ای از درآمدهای اقتصادی دولت را تشکیل می دهند.
وی ادامه داد: در اقتصاد های مبتنی بر درآمدهای نفت همانند اقتصاد ایران و به طور کلی اقتصادهایی که دولت درآمدی غیر از درآمد های مالیاتی دارد، دولتها خود را بی نیاز از سایر منابع درآمدی از جمله مالیات ها می دانند.
این کارشناس اقتصادی با تأکید بر اینکه نبود یک نظام مالیاتی منسجم مهمترین آفت اقتصادهای نفتی است، افزود: نبود یک نظام مالیاتی منسجم و کارآمد یکی از مهمترین آفتهای اقتصادهای نفتی است و چون یک نظام مالیاتی دقیق و سیستم باز توزیع درآمد وجود ندارد، مصرف درآمد های نفتی و هزینه کرد آن موجب توزیع نابرابر درآمد می شود.
* عدم آگاهی مردم نسبت به ارائه خدمات عمومی ؛ عامل مالیات گریزی
بکی حسکوئی رشد مصرف درآمدهای نفتی را علت توزیع نابرابر درآمد و افزایش آن در اقتصاد ایران دانست و عنوان کرد: درآمد های نفتی هزینه شده توسط دولت موجب شده است تا بهره مندی برخی گروه ها نسبت به دیگر بخش ها در اقتصاد بیشتر شود که همین امر موجب بروز اختلاف در توزیع درآمد می شود.
وی بهترین ابزار برای باز توزیع را طراحی نظام مالیاتی منسجم و کارا عنوان کرد و گفت: نظام مالیاتی مشخصه هایی دارد و چنانچه این مشخصه ها در سیستم مالیاتی وجود نداشته باشد و عملکرد آن بهینه نباشد، موجب بروز مشکلاتی همچون فرار مالیاتی، نابسامانی وضعیت اقتصادی و از بین رفتن انگیزه ها در بسیاری از بخش های اقتصادی می شود.
این کارشناس اقتصادی علت مالیات گریزی را عدم آگاهی مردم نسبت به منافع نهایی مالیات و امکان ارائه خدمات عمومی و ایجاد زیرساخت ها از محل درآمدهای مالیاتی دانست و افزود: در نهایت منافع حاصل از پرداخت مالیات متوجه خود مردم می شود.
* سهم بخش بازرگانی در پرداخت مالیات کم است
بکی حسکوئی عنوان کرد: نکته مهمی که در طراحی نظام مالیاتی وجود دارد، نرخ های مالیاتی و نحوه جمع آوری مالیات است.
وی ادامه داد: یکی از بزرگترین آسیب های نظام مالیاتی ایران مالیات علی الرأس است و این به دلیل نبود مکانیزم های اطلاعاتی و ساز و کار شناسایی هزینه ها به ویژه فعالیت های خرد اقتصادی در ایران است.
وی بیان داشت: یکی دیگر از دلایل مالیات گریزی در ایران مالیات بر فعالیت های تولیدی است چون فعالیت های تولیدی قابل ردیابی بوده و اطلاعات آنها نسبت به بازرگانی به ویژه بازرگانی داخلی مشخص تر است، به همین دلیل در این خصوص مالیات بر سود تعیین می شود.
وی ادامه داد: مالیات بر سود در فعالیت های تولیدی، منجر به کاهش انگیزه تولید خواهد شد، تولیدکنندگان در مقایسه فعالان بخش واسطه گری و بازرگانی مالیات بیشتری می پردازند و این امر می تواند انگیزه برای فرار مالیاتی را بوجود آورد.
این کارشناس اقتصادی اضافه کرد: سهم بخش بازرگانی در پرداخت مالیات کم است زیرا ساز و کار اطلاعاتی در این بخش وجود ندارد؛ همچنین نبود یک سازمان اطلاعاتی منسجم در فعالیت های واسطه گری موجب می شود تا واسطه ها به راحتی گریز از مالیات داشته باشند.
بکی حسکوئی با تأکید بر ایجاد یک سامانه اطلاعاتی یکپارچه در کشور، خاطرنشان کرد: در بحث بانکداری متمرکز نیز باید نوعی سامانه اطلاعاتی یکپارچه ایجاد شود که در این صورت مشکلات زیادی را در خصوص انجام و ثبت مبادلات برطرف خواهد کرد.
وی افزود: در بحث مالیات بر انرژی، تجربه طراحی کارت سوخت خودروها می تواند پایه و اساسی برای مالیات بر انرژی باشد و این در حالی است که امروزه مهمترین دغدغه اقتصاد های دنیا مالیات بر انرژی است و در اغلب کشورهای دنیا درصد بالایی از قیمت بنزین را مالیات تشکیل می دهد.
*ضرورت طراحی و اجرای سیستم مالیاتی بهینه در اقتصاد
وی با اشاره به وجود انواع مالیات در اقتصاد، اظهارداشت: مالیات بر مصرف و مالیات بر انرژی از جمله مالیات های اقتصادی هستند؛ مالیات بر انرژی دولت را از وضع مالیات بر کالاها بی نیاز می کند و چنانچه مالیات بر انرژی به طور صحیح طراحی شود می تواند هزینه های دولت را برای کم کردن آلاینده ها و نیاز دولت را برای وضع مالیات بر سایر کالاها را کاهش دهد.
به اعتقاد این کارشناس اقتصادی دولت باید در بحث "مالیات بر انرژی " تمرکز خاصی داشته و توجه خود را بیشتر به این امر منعطف کند.
بکی حسکوئی با اشاره به شکل گرفتن پایگاه های اطلاعاتی در اقتصاد کشور، اظهارداشت: دولت می تواند با مبنا قرار دادن سیستم های اطلاعاتی که از کارت های سوخت و هدفمند کردن یارانه ها بدست آمده است در اجرای صحیح سیاست های مالیات بر انرژی کشور قدم مثبتی را بردارد.
به گفته وی چنانچه دولت بخواهد برای تمام کسب و کارها سیستم مالیاتی بهینه ای طراحی کند باید ابتدا یک اساس و پایه اطلاعاتی مناسبی را برای آنها طراحی کند به صورتی که پرداخت های خرد در اقتصاد، الکترونیکی شده و سامانه های اطلاعاتی نیز در این مسیر شکل بگیرد.
وی عنوان کرد: اجرای این طرح از ضروریات سیستم های مالیاتی در کشور است زیرا در صورت عدم اجرای طرح مذکور این اختلالات در نظام مالیاتی دائمی بوده و فرار مالیاتی امری طبیعی خواهد شد.

فرار مالیاتی، انباشت ثروت دانه درشت ها

فرار مالیاتی، انباشت ثروت دانه درشت ها

مالیات ها در کشور نقش اندکی در تامین درآمد دولت در بودجه دارندو به جای صد درصد درآمد دولت در بودجه ی سالیانه در برخی از کشورها در ایران مالیات میان ۲۵ تا ۳۰ درصد درآمد دولت را تامین می کند. افزون بر این بخش مهمی از مالیات ها مربوط به حقوق گمرکی است که از واردات کالا با دلارهای ارزان نفتی حاصل می شود و این اتکا بیشتر درآمد دولت به نفت رانشان می دهد...
سرویس اقتصاد شفاف:مالیات ها در کشور نقش اندکی در تامین درآمد دولت در بودجه دارند و به جای صد درصد درآمد دولت در بودجه ی سالیانه در برخی از کشورها در ایران مالیات میان ۲۵ تا ۳۰ درصد درآمد دولت را تامین می کند.

افزون بر این بخش مهمی از مالیات ها مربوط به حقوق گمرکی است که از واردات کالا با دلارهای ارزان نفتی حاصل می شود و این اتکا بیشتر درآمد دولت به نفت رانشان می دهد. در برخی کشورها درآمدهای مالیاتی ۴۹ تا ۵۵ درصد تولید ناخالص ملی است در حالی که در ایران حداکثر ۷ درصد است.

این در حالی است که بر اساس اعلام آمارهاي اقتصادي ارائه شده از سوي مراکز و نهادهاي جهاني از جمله بانک جهاني و صندوق بين‌المللي پول، مي‌توان چنين گفت که بيش از 85 درصد درآمدهاي اکثرکشورهاي دنيا به غير از چند کشور نفت خيز منطقه خاورميانه، حتي آمريکا،روسيه وبلژيک هم که نفت دارند، از طريق ماليات تامين مي‌شود.

براي مثال سهم ماليات از بودجه آلمان بيش از 93 درصد و مالزي 81 درصد است.با اين وجود در تمامي لوايح بودجه دولت در سال‌هاي گذشته تا امروز معمولا کمتر از 30 بوده و حتی به 20 درصد هم رسیده اما همين رقم اندک  پيش بيني شده نيز محقق نشده است.

این مساله نشان می دهد ، افزايش سهم ماليات در بودجه درآمدي کشور، به اين دليل که معمولا تحقق 100 رقم پيش بيني شده يک امر غيرممکن است معمولا با انتقادهاي گسترده اقتصاددانان مواجه بوده و تجربه نشان داده است هرگاه سهم ماليات در بودجه سالانه کشور افزايش داشته، ميزان تحقق پذيري آن کاهشي بوده است.

شاید بتوان مهم ترین دلیل این اتفاق را دیوار بی اعتمادی دانست که بین دولت و بخش خصوصی در پذیرش اظهارات از جمله اظهارنامه‌های مالیاتی وجود دارد.این شاید بزرگترین اشکالی باشد که نظام مالیاتی کشور با آن مواجه است و در طول 8 سال ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد این شکاف نه تنها در بخش خصوصی بلکه در بخش نیمه دولتی هم بیشتر شده است.

در طول حیات دولت های محمود احمدی نژاد هر چند طرح های پیشرفته مالیاتی مانند مالیات بر ارزش افزوده که قرار بود جای در آمد های نفتی در کشور را بگیرد در نظام مالیاتی پل گرفت اما شرایط بد اقتصادی، رکود تولید و افرایش نرخ تورم همه و همه دست به دست هم داد تا بخش خصوصی و نیمه خصوصی تمایلی برای پرداخت مالیات نشان ندهد و آمار بدهکاران مالیاتی هر روز بالا تر و بالا تر برود و تلاش ها برای دور زدن مالیات به خصوص توسط دانه درشت ها بیشتر و بیشتر شود و حالا این میراث به دولت حسن روحانی رسیده است.

از سوی دیگر، به دلیل آسانی وصول مالیات از فرد و حقوق بگیران و امکان ناپذیر بودن فرار مالیاتی، مالیات جدی تنها از این گروه های اجتماعی گرفته می شود، درحالی که بر ثروت، دارایی و مجموع درآمدهای افراد حقیقی و حقوقی بسیار اندک و با ظرفیت مالیاتی آن ها هیچ تناسبی ندارد.

برخي از تحليل گران اقتصاد ايران معتقدند که ما در حال حاضر بين صد تا 150 هزار ميليارد تومان فرار مالياتي داريم.موضوعي که به خوبي نشان دهنده وجود نوعي اقتصاد زير زميني در ايران است. مالياتي که دولت از درآمدهاي شهروندان مي‌گيرد، بايد جايگزين درآمدهاي نفتي شود تا اقتصاد کشور از تک محصولي بودن و تکيه بر اين منبع تمام شدني و تجديدناپذير رها شود.

با روی کار امدن دولت تدبیر و امید نیز هر چند قرار بود با اجرای طرح جامع مالیاتی میزان فرار مالیاتی که هم اکنون حدود ۲۵ درصد است به ۱۵ درصد کاهش یابد اما اجرای آزمایشی طرح جامع مالیاتی در ۳ استان تهران، اصفهان و کرمانشاه هنوز به نتیجه نرسیده است .

به این ترتیب با باب شدن فرار مالیاتی در کشور به خصوص مبالغ کلان مالیاتی توسط دانه درشت ها و به قول معروف پارتی دار ها!هر روز به بدهی این افراد به نظام مالیاتی اضافه می شود و در واقع در امدهایی که می توانند باعث رشد اقتصاد کشور شوند در جیب عده ای باقی می مانند!

این در حالی است که مالیات ها به نوعی می تواند ابزاری برای مبارزه با تجمل گرایی، مصرف زدگی، گردآوری ثروت و انباشت غیر تولیدی باشد.

این در حالی است که امروزه نقش نظام مالياتي كشورها در تأمين سه هدف عمده اجتماعي، اقتصادي و بودجه‌اي دولت بر كسي پوشيده نيست.

در بعد اجتماعي مهم‌ترين هدف از وضع ماليات كاهش فاصله طبقاتي و توزيع مجدد درآمدهاست در حالي كه هدف اقتصادي وضع ماليات، تثبيت نوسان‌هاي اقتصادي، تخصيص بهينه منابع بين بخش‌هاي مختلف و كمك به تسريع فرآيند توسعه بخشي يا منطقه‌اي است.

 علا‌وه بر اين، هدف بودجه‌اي وضع ماليات نيز تأمين مالي بودجه دولت بوده كه از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است.

به این ترتیب هر چند ضعف های اساسی در نظام مالیاتی کشور وجود دارد اما  آنچه مسلم است ، توسعه نظام مالياتی به‌عنوان يکی از محورهای اساسی توسعه اقتصادی کشور شناخته می شود.

در اين راستا، جايگزينی درآمدهای مالياتی به‌جای درآمدهای ناپايدار نفتی همواره از مهم‌ترين محورهای برنامه‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور بوده و اين مهم با عنايت به الزام قانون برنامه پنجم بر قطع وابستگی هزينه‌های جاری دولت به درآمدهای نفت و گاز تا پايان برنامه، رسيدن به نسبت مالياتی حداقل 10 درصد در پايان برنامه و نيز رشد سالانه 10 درصدی نسبت درآمدهای عمومی به استثناء درآمدهای نفت و گاز به اعتبارات هزينه‌ای درکنار شرايط به‌وجود آمده به‌دليل تحريم‌های اقتصادی بيش از بيش احساس می‌شود.

گفتنی است بر اساس آمار،  41 هزار و 300 میلیارد تومان درآمد مالیاتی در سال گذشته محقق شده که نسبت به دوره قبل رشدی 30 درصدی را داشته و در فروردین ماه امسال نیز دو هزار و 340 میلیارد تومان درآمد مالیاتی محقق شده که 6 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل رشد دارد و جای امیدواری است که تکلیف بدهکاران دانه درشت مالیاتی نیز هر چه سریعتر مشخص شود.

ایرانی ها چرا مالیات نمی دهند؟

بخش غیرشفاف اقتصاد مالیات پرداخت نمی¬کند

ایرانی ها چرا مالیات نمی دهند؟

عباس هُشی-عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی
 
 

مشکل اصلی قانون مالیاتهای مستقیم و نیز لایحه اصلاح این قانون، نادرست بودن روشهای اجرای آن و وجود بی­عدالتی در اجرای آن است. برای نمونه، طبق ماده 129 لایحه، اگر جمع درآمدهای یک شخص حقیقی به عدد مشخص برسد، حتی اگر این درآمدها در بسیاری موارد از معافیتهای مالیاتی کسب شده باش

د، مشمول مالیات است. مشکل بزرگ این لایحه، رویه ­های مالیاتی است.  

مشکل دیگر این است که اگر مالیات بنا باشد به جای نفت در بودجه جای بگیرد، باید توجه داشته باشیم که فقط 30 درصد بودجه از مالیات تامین می­شود؛ پس مالیاتی که از مردم گرفته می­شود، باید سه برابر شود تا جای نفت را بگیرد. اما تا همین حالا هم از کسانی که دولت می­توانسته مالیات بگیرد، مالیات را گرفته است. پس با گرفتن مالیات از چه کسانی، باید میزان مالیات به سه برابر میزان فعلی افزایش پیدا کند؟ میزان مالیات حقوق­بگیران رقمی مشخص است که اصلا نمی­تواند افزایش پیدا کند.

از سوی دیگر، به دلیل سهم زیاد اقتصاد زیرزمینی و نامشخص در کشور، افزایش بیشتر مالیات بر ارزش افزوده نیز بسیار مشکل خواهد بود. بنابراین می­توان گفت که افزایش میزان مالیات به سه برابر فعلی، فشار بیش از حد تحملی به صنایع وارد خواهد کرد و حتی می­توان گفت که این میزان افزایش غیر ممکن است.

در حال حاضر، مالیات از بخش شفاف اقتصاد گرفته می­شود یعنی از کسانی که دارای کارت بازرگانی هستند، اظهارنامه به سازمان امور مالیاتی می­دهند و حقوق­بگیران. اما اقتصاد زیرزمینی کشور مالیات نمی­دهد و بسیاری از شرکتهای توزیعی کشور اصلا مالیات پرداخت نمی­کنند. در حقیقت، بخش تولید و حقوق­ بگیران تنها کسانی هستند که دولت می­تواند به آنها فشار وارد کند و مالیات از آنها بگیرد ولی در دیگر بخشها، اگر مالیاتی هم پرداخت نشود، دولت اصلا اطلاعات اقتصادی و پرونده مشخصی از آنها ندارد که بتواند فشار مالیاتی وارد آورد.

منبع:اقتصادایرانی

آگاهی از نقش مالیات با جشنواره ملی فرهنگ مالیاتی

آگاهی از نقش مالیات با جشنواره ملی فرهنگ مالیاتی

 

 مالیات رکن اصلی درآمد دولت ها به ویژه درکشورهای پیشرفته است اما در همه جا از جمله کشور ما به جهات گوناگون تاریخی و مذهبی پرداخت مالیات، با اکراه و اجبار همراه بوده است و مردم به دلایل گوناگون از مالیات می گریزند و در اعلام به موقع درآمدهای خود با واحدهای مالیاتی همکاری لازم را نمی کنند که میزان همکاری با نظام مالیاتی و تمایل آنها به پرداخت مالیات در نظر صاحبنظران این حوزه به درجه رشد اجتماعی و اعتقاد آنان نسبت به رسالت این نظام بستگی دارد. برای اینکه مردم به رسالت مالیات در توسعه کشور اعتقاد پیدا کنند نیاز به فرهنگ سازی است.

اما اشاعه فرهنگ پرداخت مالیات در جامعه، نیاز به سرمایه گذاری و آگاهی دادن مردم به نتایج و آثار مثبت آن دارد. مردم باید حس کنند که پرداخت مالیات یک نوع مشارکت ملی است و برای رسیدن به پیشرفت اقتصادی و عظمت و اقتدار کشور نیاز به همکاری افراد جامعه با دولت است و تنها در چنین شرایطی است که مردم ارایه اظهارنامه را تکلیف دانسته و پرداخت به موقع مالیات و بها دادن به سیاستهای اقتصادی و مالیاتی را، یاری نمودن دولت در قبال برنامه های اقتصادی مقاومتی خواهند دانست. در کشور ما هم مالیات یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشور می باشد که در این سالها توجه ویژه ای به آن شده است اما برای اینکه مالیات بتواند نقش پررنگتری در توسعه کشور داشته باشد نیاز به مشارکت همگانی مردم در این امر است و این خود نیاز به فرهنگ سازی در بین آحاد مردم دارد. یکی از روشهای فرهنگ سازی که سازمان مالیاتی کشور به آن رو کرده است

برگزاری جشنواره ای ملی تحت عنوان فرهنگ مالیاتی است این جشنواره با هدف فرهنگ سازی با موضوعاتی نظیر نقش مالیات در آبادانی کشور، توسعه خدمات آموزشی، توسعه اقتصادی، توسعه خدمات بهداشتی و درمانی، توسعه زیرساختهای شهری، و عدالت اجتماعی و در بخشهای هنرهای تصویری و تجسمی، ادبیات و رسانه های دیجیتال در سراسر کشور و در بین سنین مختلف شروع به کار کرده است. این جشنواره سعی کرده است دانش آموزان، دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی را درگیر موضوع مالیات کند و آنها را به تفکر و مطالعه کردن به این موضوع سوق دهد.

با توجه به اینکه نتیجه مطالعه و تفکر در این موضوع بدون شک آگاهی و دست یافتن افراد جامعه به این حقیقت خواهد بود که مالیات نقش فزاینده ای در توسعه همه جانبه کشور را دارد می توان برای آینده کشور این نوید را داد که جامعه ای داشته باشیم که به رسالت مالیات در آبادانی و توسعه کشور اعتقاد راسخ داشته باشند و با آگاهی از نقش خود در آبادانی وطن، بدون اجبار و با رغبت سعی کنند با پرداخت به موقع مالیات در پیشرفت کشور مشارکت جدی داشته باشند

نقش مالیات در توسعه خدمات آموزشی

نقش مالیات در توسعه خدمات آموزشی

دراین یاداشت پایگاه فرهنگ مالیاتی کشور، قصد دارد ضمن تعریفی اجمالی از مالیات و توسعه ؛به نقش مالیات درتوسعه خدمات آموزشی بپردازد . باشد که این یاداشت در راه اشاعه فرهنگ مالیاتی کشور تاثیری هرچند کوچک داشته باشد.

 طبق تعریف تحلیلگران اقتصادی،مالیات تابعی از نرخ بازگشت سرمایه است و نقش مهمی در رشد و شکوفایی جوامع به خصوص کشورهای در حال توسعه دارد به عبارتی دیگرمالیات وسیله موثری برای بسیج منابع موجود جهت نیل به توسعه خدمات به شمار می آید..
حال آنکه درمعرفی توسعه چنین آمده است که،توسعه به معنی به ارمغان آوردن رفاه اجتماعی برای همه اقشار جامعه است. مردم، هنگامی از رفاه اجتماعی و اقتصادی برخوردار می شوند که توزیع درآمدها به صورت عادلانه صورت گیرد تا مردم عادی بتوانند نیازهای اقتصادی واجتماعی خود همانند مسکن، غذا، بهداشت،ارتقاءآموزش و رفاه را تامین کنند

درتکمیل مقدمه عنوان شده بایستی به این نکته اشاره نمود که ، مالیات هزینه ای اجتماعی است که آحاد یک ملت در راستای بهره‌وری از امکانات و منابع یک کشور (امنیت، آموزش، بهداشت، دادرسی، توسعه و رفاه و...) موظفند آنرا پرداخت نمایند

 به عبارتی دیگر مالیات بهترین منبع درآمدی است که می‌توانند هزینه‌های دولت را که صرف کالاها و خدمات می‌شود،ویکی از این موارد هزینه ، توسعه خدمات آموزشی است که می تواندتامین نمایند‎

دراین راستا پایگاه فرهنگ مالیاتی کشور،دراین یاداشت قصدداردبه نقش مالیات درتوسعه خدمات آموزشی بپردازد

درابتدابایستی به دونظریه اندشمندان درخصوص مسئله توسعه اشاره نمود" به نظر اندیشمندانی همچون دکتر رفیع پور در کتاب" توسعه و تضاد"، و همچنین دکتر سریع القلم در کتاب "عقل و توسعه یافتگی" مسئله توسعه در کشور ایران با فهم و درک توسعه و نوع تربیت نیروی انسانی و غیره رابطه دارد. آنچه از مدرنیته در ذهن تصمیم گیرندگان و تصمیم سازان ایرانی نقش بسته است یک تصویر ظاهری از توسعه بوده و کمتر به بطن آن توجه داشته اند. تصمیم گیرندگان عموما به مدلهای توسعه ای جوامع مدرن توجه و خواهان آن هستند که برنامه های توسعه ای این جوامع را به اجرا درآورند".


در این راستا تحلیلگران مسائل اقتصادی و اجتماعی براین باورندکه: رشد سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی، دانش و تکنولوژی در ارتقای بهره وری و رشد اقتصادی وبه تبع آن رشداجتماعی ورفاهی نقش بسزایی دارد و برای بهره وری بالاتر باید به مسائل زیربنایی درحوزه اقتصادی وبه تبع آن حوزه اجتماعی ورفاهی آحادجامعه توجه کرد

آنان براین باورند، از آنجا که مالیات نقش مهمی در ساماندهی اقتصاد کشور در راستای دستیابی به رشد و توسعه پایدار و تخصیص بهینه منابع با هدف اثرگذاری بر بخشهای مختلف حوزه های اقتصاد اجتماعی و رفاهی دارد، بنابراین با وصول مالیات عادلانه از مؤدیان می توان بسیاری از مشکلات اجتماعی ،رفاهی و اقتصادی کشور از جمله کسری بودجه سالانه، تورم ، بیکاری  و وضعیت متوسط روبه پایین خدمات آموزشی را رفع و زمینه های ایجاد عدالت اجتماعی را از طریق توزیع دوباره درآمدها، فراهم کرد

علاوه براین بایستی به این نکته اشاره نمود که بالا بودن سطح رفاه و درآمد ،توسعه خدمات آموزشی، تولید و اشتغال و سطح بالای پوشش های بیمه ای و دیگر موارد حمایتی، ره آورد پرداخت مالیات و همچنین سطح بالای توسعه یافتگی جوامع مدرن محسوب می شود. اصولا برنامه های توسعه ای کشورهای پیشرو ابتدا از مسیر دولتهای رفاهی عبور نموده و طی یک فرآیند و پروسه به اجرا در آمده اند. آسیب شناسی که در بحث سیاست گذاری در جمهوری اسلامی ایران وجود دارد اینکه عموما مسولان نگاه پروژه ای به توسعه داشته و بدون توجه به الزامات، سیاست های خود را عملیاتی  می نمایند. نگاه پرژه ای به پدیده توسعه آسیب های فراوانی را به جامعه ایرانی وارد نموده است که می بایست در سیاست گذاری مورد مداقه قرار گیرد.

به عبارتی ساده تر بایستی گفت : آموزش و پرورش رکن اساسی توسعه است، آموزش افراد نوعی سرمایه گذاری ملی است و هر کشوری که در این راه تلاش بیشتری نماید بدون شک از رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی بیشتری در آینده برخوردار خواهد شد، سرمایه انسانی که در نتیجه آموزش حاصل می شود از مهمترین عوامل رشدو توسعه اقتصادی است.هاربیسون در این زمینه اظهار می دارد: منابع انسانی پایه های اصلی ثروت ملتها را تشکیل می دهد، سرمایه و منابع طبیعی عوامل تبعی تولیدند در حالی که انسانها عوامل فعهالی هستند که سرمایه ها را متراکم می سازند و توسعه ملی را به جلو می برد به وضوح کشوری که نتواند مهارتها و دانش مردمی را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو مؤثری بهره برداری نماید، قادر نخواهد بود هیچ چیز دیگری را توسعه دهد.

علاوه برآن بایستی به این نکته اشاره نمودکه:این یک واقعیت است که ما نسبت به قبل از انقلاب رشد عظیمی در توسعه اقتصادی ،اجتماعی ، رفاهی و آموزشی داشته ایم ولیکن سطح توسعه آموزش و خدمات آموزشی ما با ایده آلها وسطح جهانی فاصله معناداری دارد و مشکلات زیادی  بر پیکره آموزش ما وجود دارد که رسیدن به چشم انداز بیست ساله نیازمند نگاهی جدی و عمیق به توسعه آموزش هستیم که در این بین درآمدهای مالیاتی می تواند در راه توسعه خدمان آموزشی کمک کند

پس مالیات بهترین منبع درآمدی است که می‌توانند هزینه‌های دولت را که صرف کالاها و خدمات می‌شود،  ویکی از این موارد هزینه ، توسعه خدمات آموزشی است که می تواندتامین نمایند

درپایان و به نظر نگارنده " مهدی حیدرپور"توجه به کیفیت آموزش و تحقیق و توسعه در ارتقای بهره وری نقش اساسی دارد وارتقاء بهروری یکی از عوامل مهم دررشدوتوسعه کشورهابه شمار میآید پس کاهش کیفیت آموزش درکشورباعث زنگ خطری برای آینده کشوراست ، حال آنکه متاسفانه کیفیت آموزش در سال های اخیر در کشور پایین آمده که می تواند در رشد و توسعه آینده کشور و بهره وری تاثیرگذار باشد، در صورتی که باید با تمام توان به دنبال ارتقای کیفیت آموزش در بخش های مختلف باشیم.و از سویی دیگر اگر قرار است جامعه در حال گذر ایران به سلامت از گردنه های صعب العبور تغییرات اجتماعی گذر کند، شایسته است که نظام ،مسئولیت و توجه بیشتری در قبال جامعه بر خدمات آموزشی داشته باشد. نظام آموزشی ما می بایست ضمن کسب وزن و شأن و جایگاه شایسته واقعی خود در نظام به سلسله مراتب اجتماعی و سازمانی کشور، خود را از بند مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم کند رها سازد.

تهیه وتنظیم: مهدی حیدرپور

خبرنگارحوزه اقتصاد

مدیرپایگاه فرهنگ مالیاتی کشور

برگرفته از :

- جامعه شناسی آنتونی گیدینز

- اقتصاد آموزش و پرورش (دکتر مصطفی عمادزاده)

آنچه مودیان باید بدانند

پیش نیاز یک پرداخت کننده مالیاتی مطلوب (دانستنیهای مالیاتی )

بخش اول – مودیان مالیاتی از قانون چگونه استفاده کنند؟

بخش دوم – مودیان حقوق خود را بهتر بشناسند

بخش سوم – چگونه اختلافمان را با سازمان امور مالیاتی مرتفع نمائیم؟

بخش چهارم – نکات اساسی در مالیات بر درآمد مشاغل

بخش پنجم – نکات اساسی در مورد مالیات بر درآمد حقوق

بخش ششم – نکات اساسی در مورد مالیات بر درآمد املاک

بخش هفتم – نکات اساسی در مورد مالیات بر وسائط نقلیه

بخش هشتم – نکات اساسی در مورد مالیات بردرآمد اشخاص حقوقی

بخش نهم – آنچه وراث باید بدانند

بخش دهم – تشویقات و جرایم مالیاتی

بخش یازدهم – نکات اساسی در مورد مالیات بردرآمد اتفاقی

بخش دوازدهم – خود اظهاری مالیاتی- فرصتی که نباید از دست داد

بخش سیزدهم – اهم نکات در نگهداری و تحریر دفاتر قانونی

بخش چهاردهم – فرآیند رسیدگی به پرونده های مالیاتی

بخش پانزدهم – فرآیند وصول مالیات

بخش شانزدهم – تاریخچه و مفهوم مالیات بر ارزش افزوده

بخش هفدهم – تعاریف کلی در قانون مالیات بر ارزش افزوده

بخش هجدهم – الزامات و تکالیف قانونی مودیان برای ارائه گزارشات فصلی

بخش نوزدهم – مالیات بر ارزش افزوده و ضمانتهای اجرایی آن

نقش مالیات در توسعه عدالت اجتماعی

وب سایت «پایگاه فرهنگ مالیاتی کشور» نوشت:
دراین یاداشت پایگاه فرهنگ مالیاتی کشور، قصد دارد ضمن تعریفی اجمالی از عدالت مالیاتی و عدالت اجتماعی ؛به نقش مالیات درتوسعه عدالت اجتماعی بپردازد . باشد که این یاداشت در راه اشاعه فرهنگ مالیاتی کشور تاثیری هرچند کوچک داشته باشد.


طبق تعریف تحلیلگران اجتماعی ،عدالت، یک مفهوم ارزشى است و براساس قضاوت‌ها و معیارهاى مختلف ارزشی، به‌صورت‌هاى متفاوت تعبیر و تفسیر مى‌گردد. به واقع مفهوم عدالت نتیجه تفکر و رضایت اجتماعى است. دراین خصوص صاحب نظران معتقداند ،عدالت اجتماعی یکی از دلالت‌های مفهوم عدالت است که منظور از آن تخصیص «منصفانه ی» منابع در یک جامعه است. به این معنا قانون باید به سطح قابل قبولی از برابری واقعی و رسمی دست یابد و باید توزیع منصفانه منابع و برابر فرصت‌ها را تضمین کند.
دراین بین طبق تعریف تحلیلگران اقتصادی،مالیات تابعی از نرخ بازگشت سرمایه است و در تعریف عدالت مالیاتی به این نکته اشاره دارد که ، هر کس که قدرت توانائى بیشترى در پرداخت انواع مالیات داشته باشد بایستى مالیات بپردازد. صاحب نظران دربحث عدالت مالیاتی نظریه ای دارند با عنوان عدالت مالیاتی در راستای عدالت اجتماعی که طبق این نظریه،قدرت مالیات‌بندى بر توزیع مجدد درآمد از طبقات بالاتر به طبقات پائین‌تر اجتماع است و تقریباً همهٔ بار مالیاتى را بر دوش طبقات ثروتمند جامعه تحمیل مى‌نماید.
درتکمیل مقدمه عنوان شده بایستی به این نکته اشاره نمود که ، مالیات هزینه ای اجتماعی است که آحاد یک ملت در راستای بهره‌وری از امکانات و منابع یک کشور (امنیت، آموزش، بهداشت، دادرسی، توسعه و رفاه و…) موظفند آنرا پرداخت نمایند واز سویی دیگرمبنا و معیار قرار دادن عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه طبعاً مستلزم اعمال محدودیت اقتصادی در بازار و وضع قوانین و راهکارهایی به منظور حمایت از اقشار آسیب پذیر و رفع نیازهای آنان است. که یکی از این راهکارها و ابزارها وضع قوانین مالیاتی است.
 


حال آنکه یکی از مواردی که اکثر مؤدیان مالیاتی در اعتراض به مالیات خود عنوان می‌کنند، این است که مالیات‌های آنان با سایر مشاغل هم‌صنف خود نابرابر و تبعیض‌آمیز است. از این‌رو‌ در زمینه تشخیص و تعیین مالیات باید توجه خاص و ویژه به این مسأله داشت و سازمان مالیاتی حتی‌المقدور باید با در اختیار گذاشتن امکانات و تجهیزات و به‌ویژه برقراری سیستم جامع اطلاعات مؤدیان، از بروز هرگونه عامل تبعیض و احساس بی‌عدالتی در این سیستم جلوگیری کند‌، زیرا اگر نگرش مردم نسبت به مالیات عادلانه و منصفانه باشد، در پرداخت مالیات احساس رضایت و خشنودی خواهند کرد و این خود در توسعه و گسترش فرهنگ پرداخت مالیات مؤثر خواهد بود.
دراین بین سازمان امورمالیاتی کشور معتقداست مردم و نظام حکومتی(قوه مقننه، مجریه و قضاییه) هر یک مسولیتی در قبال یکی از والاترین ارزشهای انسانی یعنی عدالت دارند. قوه مققنه با وضع قوانین جدید و اصلاح قوانین مالیاتی، قوه مجریه با اصلاح و رفع تبعیض در ساختار و اجرای نظام جامع اطلاعات مالیاتی و قوه قضاییه با عملکرد قاطع در برخورد با خطاکارن و مجرمان مالیاتی و مفسدان اداری و مردم با ایمان و اعتماد به نظام مالیاتی و تمکین مالیاتی می توانند جامعه را به سوی رفاه و عدالت هدایت کنند.
درپایان و به نظر نگارنده” مهدی حیدرپور ” مالیات تابعی از نرخ بازگشت سرمایه است و نباید برای همه شهرها و استانهای کشور به طور یکسان وضع شود . چنانچه از ایرانشهر تا پیرانشهر یک نرخ ثابت و همان 25 درصد درنظر گرفته شود، عدالت مالیاتی رعایت نشده است.لازم است نرخ مالیات براى افراد با درآمدهاى مختلف یکسان نباشد و با افزایش درآمد، نرخ مالیات افزایش یابد.
پس با توجه به این موضوع که ،مالیات یک فریضه دینی و ملی است،بایددر کشور عدالت مالیاتی وجود داشته باشدتا در راستای آن عدالت اجتماعی توسعه یابد.
تهیه وتنظیم: مهدی حیدرپور
 

چند وب سایت مرتبط

 
http://www.mefa.gov.ir وزارت امور اقتصادي و دارايي
http://www.irib.ir صدا و سيما
http://www.ershad.ir وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
http://www.medu.ir آموزش و پرورش
http://www.tehran.ir شهرداري تهران
http://www.msrt.ir وزارت علوم ، تحقيقات و نوآوري
http://www.ict.gov.ir وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات
http://www.mim.gov.ir وزارت صنايع
http://www.iranamlaak.ir سامانه معاملات املاك وزارت بازرگاني
http://www.tahavolateeghtesadi.ir/ كارگروه تحولات اقتصادي
http://www.iran.ir/web درگاه خدمات الكترونيكي ايران
http://www.moi.ir وزارت كشور
http://www.mfa.gov.ir وزارت امور خارجه
http://www.mhud.gov.ir وزارت مسكن و شهر سازي
http://www.mop.ir وزارت نفت
http://www2.refah.gov.ir وزارت رفاه و تامين اجتماعي
http://www.moc.gov.ir وزارت بازرگاني
http://www.moe.org.ir وزارت نيرو
http://www.mrt.ir وزارت راه و ترابري
http://www.maj.ir وزارت جهاد كشاورزي
http://www.ro-defa.ir وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح
http://www.econews.ir/fa خبرگزاري اقتصادي ايران

فریضه ای بنام مالیات

«پایگاه فرهنگ مالیاتی کشور» نوشت:

پایگاه فرهنگ مالیاتی کشور،همان گونه که درجریان هستید این روزها بازار اخبار مالیاتی داغ است، از افزایش مالیات بر ارزش افزوده، ورود نهادهای خاص از جمله آستان قدس به لیست بلندبالای سازمان مالیاتی گرفته تا گلایه از پرداخت نکردن مالیات توسط 40 درصد تولید ناخالص داخلی.

دراین خصوص چندی پیش حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم استان آذربایجان شرقی، ضمن تشکر و قدردانی فراوان از حضور پرشکوه ملت بزرگ ایران در راهپیمایی 22 بهمن امسال، در سخنان مهمی، به تشریح شرایط اقتصادی کشور و همچنین راهکارهای علاج مشکلات، بویژه ضرورت اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی پرداختند و فرمودند: موضوع مالیات بسیار مهم و مالیات یک فریضه است. 

درتکمیل مقدمه مطرح شده بایستی به این نکته اشاره نمود که دیگر در دنیای امروزی دولت ها و ملت هایی توسعه یافته تر و مرفه تر هستند که بیشترین میزان مالیات دریافت می شود و “این مالیات ها در یک سیستم شفاف اقتصادی قابل رصد است” و فرار مالیاتی در صورت تحقق جریمه هایی بسیار سنگین دارد که اساسا بسیاری به دلیل همین عواقب و رسوایی ها، عطای چنین مساله ای را به لقای آن می بخشند.
اما در کشور ما در نیم قرن گذشته و همزمان با باز شدن پای منابع در آمدی نفتی به بودجه، مساله پرداخت مالیات به درآمدی حاشیه ای برای دولت تبدیل شده است و امروز اگر اراده ای برای بازگرداندن این مساله از حاشیه به متن در آمدهای دولت در میان باشد، باید همراه با یک برنامه ریزی دقیق و کارشناسانه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی  گسترده صورت گیرد تا فرهنگ آن میان مردم جا بیفتد ، اما پیش از جا افتادن فرهنگ پرداخت مالیات در بین مردم ، چند الزام و گام مهم باید از سوی حکومت برداشته شود.

388a79ss

در این راستا به نظر می رسد چالش نخست در افزایش مالیات ها و کاهش وابستگی بودجه عمومی به نفت و افزایش سهم مالیات در آن، شفاف سازی اقتصادی باشد.
شفاف سازی به آن معنا است که هیچ بنیاد، سازمان و نهادی که بیلان مالی دارد نباید حساب و کتابش محرمانه و سری باقی بماند و حساب همه نهادهای اقتصادی و غیر اقتصادی بدون استثناء باید شفاف باشد.
هم اکنون برخی نهادها و بنیادهای اقتصادی و حتی غیر اقتصادی که دهها هزار میلیارد سرمایه در گردش دارند از پرداخت مالیات و حساب دهی به نهادهای اقتصادی رسمی معاف هستند، بدون تردید نمی توان انتظار داشت در سیستمی اقتصادی با شرایط کنونی ایران فرهنگ سازی پرداخت مالیات مادامی که دانه درشت ها از پرداخت آن معاف هستند یا فرار می کنند محقق شود.

از همین‌رو، بسیاری از کشورهای جهان به‌منظور اصلاح نظام مالیاتی خویش و حمایت از فعالیت‌های سرمایه‌گذاری و تولیدی، مبنای درآمدهای مالیاتی خویش را از درآمد به مصرف منتقل کرده و بیشترین درآمد مالیاتی را از مالیات بر مصرف کسب می‌کنند.

این درحالی است که بررسی ترکیب درآمدهای مالیاتی در ایران، نشان‌دهنده سهم پایین مالیات بر مصرف و فروش از کل درآمدهای مالیاتی است.
 

در پایان و به‌نظر نگارنده” مهدی حیدرپور“مشکل فرار از مالیات از عمده‌ترین مشکلات نظام مالیاتی در هر جامعه‌ای است، با این حال بایستی اذعان نمود، درحال حاضر اقتصاد کشور دچار پدیده نامیمونی است و آن بحث فعالیت‌های غیرقانونی و بعضا قانونی است که به‌صورت رسمی نظارتی بر میزان گردش مالی فعالیت‌های اقتصادی وجود ندارد که به تبع آن فرارهای مالیاتی رقم می‌خورد. پس دولت باید سازوکاری فراهم کند که فعالیت‌های اقتصادی زیرزمینی و گردش منابع مالی و سهم اثرگذاری که در فعالیت‌های اقتصادی را شناسایی کند.

اولین گام اجرای "فریضه مالیات" چیست؟

اولین گام اجرای "فریضه مالیات" چیست؟

شفاف سازی به آن معنا است که هیچ بنیاد، سازمان و نهادی که بیلان مالی دارد نباید حساب و کتابش محرمانه و سری باقی بماند و حساب همه نهادهای اقتصادی و غیر اقتصادی بدون استثناء باید شفاف باشد.

عصر ایران - پرداخت مالیات با وجودی که عمری به درازای استقرار مدنیت و حکومت در تاریخ بشر دارد، اما یکی از الزامات زندگی مدرن نیز است.

با وجودی که مالیات در گذشته تاریخی بیشتر بر مبنای زورگویی حکومت ها و تصمیمات منفعت طلبانه حاکمان بر سرنوشت مردم تعیین می شد و نحوه مصرف آن نیز به طور طبیعی خرج اموری می شد که مردم از آن هیچ اطلاعی نداشتند، اما در زندگی مدرن امروزی این مساله قاعده مند شده  و شهروندان مالیات دهنده در کشورهای توسعه یافته دقیقا می دانند پولی که بابت مالیات می پردازند خرج چه اموری می شود و اگر دولتی در مصارف عمومی خود ول انگاری یا سوء استفاده کند، عواقب بدی در انتظار آن خواهد بود.

در کشور ما اما مساله مالیات داستان متفاوتی دارد. پایین آمدن درآمد نفتی دولت یازدهم در اثر کاهش کم سابقه قیمت نفت بار دیگر مساله پرداخت مالیات و افزایش منابع درآمدی دولت از محل مالیات را به میان کشیده است.

اولین گام اجرای

بدیهی است در کشوری نفتی چون ایران سخن گفتن دولت از لزوم افزایش مالیات تا حدودی نا متعارف و غیر مرسوم به نظر می رسد چه آنکه در کشورهای نفتی همچون ایران برخلاف کشورهای توسعه یافته دولت ها خود نقش پرداخت و توزیع کننده پول (نفت) میان مردم را دارند در حالی که در کشورهای توسعه یافته صنعتی این قضیه برعکس است و این دولت ها هستند که به پرداخت مالیات شهروندان و بنگاه های اقتصادی وابسته اند.

به عبارت دیگر در دنیای امروزی دولت ها و ملت هایی توسعه یافته تر و مرفه تر هستند که بیشترین میزان مالیات دریافت می شود و "این مالیات ها در یک سیستم شفاف اقتصادی قابل رصد است" و فرار مالیاتی در صورت تحقق جریمه هایی بسیار سنگین دارد که اساسا بسیاری به دلیل همین عواقب و رسوایی ها، عطای چنین مساله ای را به لقای آن می بخشند.

اما در کشور ما در نیم قرن گذشته و همزمان با باز شدن پای منابع در آمدی نفتی به بودجه، مساله پرداخت مالیات به درآمدی حاشیه ای برای دولت تبدیل شده است و امروز اگر اراده ای برای بازگرداندن این مساله از حاشیه به متن در آمدهای دولت در میان باشد، باید همراه با یک برنامه ریزی دقیق و کارشناسانه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی  گسترده صورت گیرد تا فرهنگ آن میان مردم جا بیفتد ، اما پیش از جا افتادن فرهنگ پرداخت مالیات در بین مردم ، چند الزام و گام مهم باید از سوی حکومت برداشته شود.

در این راستا به نظر می رسد چالش نخست در افزایش مالیات ها و کاهش وابستگی بودجه عمومی به نفت و افزایش سهم مالیات در آن، شفاف سازی اقتصادی باشد.

شفاف سازی به آن معنا است که هیچ بنیاد، سازمان و نهادی که بیلان مالی دارد نباید حساب و کتابش محرمانه و سری باقی بماند و حساب همه نهادهای اقتصادی و غیر اقتصادی بدون استثناء باید شفاف باشد.

هم اکنون برخی نهادها و بنیادهای اقتصادی و حتی غیر اقتصادی که دهها هزار میلیارد سرمایه در گردش دارند از پرداخت مالیات و حساب دهی به نهادهای اقتصادی رسمی معاف هستند، بدون تردید نمی توان انتظار داشت در سیستمی اقتصادی با شرایط کنونی ایران فرهنگ سازی پرداخت مالیات مادامی که دانه درشت ها از پرداخت آن معاف هستند یا فرار می کنند محقق شود.

  رهبری معظم انقلاب نیز در سخنرانی روز 29 بهمن خود در جمع اقشاری از مردم آذربایجان پرداخت مالیات را یک "فریضه" دانسته و به درستی اشاره فرمودند که از ضعفا مالیات گرفته می شود در حالی که بعضا سرمایه داران بزرگ فرار مالیاتی دارند. (نقل به مضمون)

در همین راستا باید برای اجرای نخستین گام در "فریضه اخذ مالیات در اقتصاد مقاومتی" حساب و کتاب همه نهادهای کشور (بدون استثناء) برای مراجع رسمی اقتصادی کشور قابل دسترس باشد تا بر این اساس بتوانند مالیات فعالیت های اقتصادی آنها را در یک نظام مالیاتی (به روز شده) تعیین و اعمال کنند. همزمان باید شفاف سازی جدی در محل هزینه کرد این مالیات ها صورت گیرد تا مردم دقیقاً بدانند مالیاتی که می دهند کجا و به چه شکلی هزینه می شود.

در صورت تحقق این مهم، وابستگی دولت به دلارهای نفتی نیز کاهش خواهد یافت؛ هر چند با توجه به نفتی بودن اقتصاد کشور وابستگی کامل و واقعی اقتصاد کشور از نفت در میان مدت محتمل به نظر نمی رسد اما نخستین گام های تحقق این مهم می تواند از راه تامین منابع پایدار مالیاتی برای دولت باشد.

نخستين جشنواره ملي فرهنگ مالياتي کليد خورد

نخستين جشنواره ملي فرهنگ مالياتي با انتشار فراخوان کليد خورد.

به گزارش رسانه مالياتي ايران، نخستين جشنواره فرهنگ مالياتي با رويکرد فرهنگي و هنري به مقوله ماليات، و با موضوعات شش گانه «ماليات و آباداني کشور»، «ماليات و توسعه خدمات آموزشي»، «ماليات و توسعه اقتصادي»، «ماليات و توسعه خدمات بهداشتي و درماني»، «ماليات و توسعه زيرساخت هاي شهري» و «ماليات و عدالت اجتماعي» آغاز به کار کرد و علاقمندان در رده هاي مختلف سني تا پايان اسفندماه سال جاري فرصت دارند تا آثار خود را دبيرخانه جشنواره و يا روابط عمومي ادارات امور مالياتي مراکز استانها ارسال نمايند.

براساس اين گزارش، بخش هاي مختلف اين جشنواره شامل بخش هنرهاي تصويري (فيلم کوتاه، پويانمايي، ساخت تيزر، موبايل فيلم و عکس)، بخش هنرهاي تجسمي (طراحي و نقاشي،کاريکاتور و طراحي پوستر)، بخش ادبيات(انشاء، شعر، داستان کوتاه،نمايشنامه و فيلم نامه نويسي) و بخش رسانه هاي ديجيتال (وبلاگ نويسي و طراحي بازي-سرگرمي) بوده و به آثار برگزيده هر بخش، جوايز نفيسي اهدا خواهد شد. گفتني است علاقمندان به شرکت در اين جشنواره مي توانند اطلاعات لازم در خصوص فراخوان جشنواره، آئين نامه و ساير اطلاعات را از پايگاه اطلاع رساني سازمان امور مالياتي کشور به نشاني www.intamedia.ir کسب نمايند.