مالیات فرصتی برای مدیریت اقتصادی

مالیات فرصتی برای مدیریت اقتصادییکی ازمحورهای اصلی موردنظر ریاست محترم جمهور در اجرای تحول اقتصادی کشور، موضوع تحول در نظام مالیاتی کشور است. همانطور که ریاست محترم جمهوری عنوان داشتند هفت محور طرح تحول اقتصادی باید به طور موازی با یکدیگر پیگیری و اجرایی شود و باید گفت براین اساس اجرای صحیح نظام مالیاتی کشور موجب تنظیم حیات اقتصادی کشور و شکل دادن به این تحول اقتصادی خواهد بود. آنچه در این میان ضروری می نماید ایجاد و فراهم آوردن نظام اطلاعاتی قابل استنادی است که درآمد و هزینه های فعالان اقتصادی در آن فراهم شود. باید گفت ساختار با سابقه ای مانند نظام مالیاتی کشور هنوز قادر نیست به طور مطلوب مفهومی همچون مالیات بر مجموع درآمد را عملیاتی نمایند به نحوی که مثلاً افرادی که همزمان در بخش مشاغل نیز فعالیت می کنند می توانند دو یا چند بار از معافیت پایه مالیاتی برخوردار شوند بی آنکه سامانه اطلاعات مالیاتی قادر باشد تخلف آنان را کشف نماید.
پایه گذاری جدی نظام مالیاتی کشور ضرورتی اساسی در ایجاد فرصت های جدی برای مدیریت اقتصادی کشور است تا با آن بتوان هدایت اقتصاد کشور را به درستی انجام داد. این ابزار به طور بسیار جدی و حیاتی در کشورهای دیگر در حال پیگیری است و گاه نظم و انضباط اقتصادی که برخی از شهروندان ما در زمان حضور در برخی کشورها به آن اشاره می کنند نیز تنها برپایه و اساس این ابزار بسیار جدی است و به نظر می رسد تا این ابزار بسیار گرانقدر مورد توجه قرار نگیرد، نمی توان اقتصاد کشور را به مسیر صحیح تر مدیریت نمود. از طریق این ابزار است که سرمایه ها و برنامه های اقتصادی در چارچوب یک برنامه مدون می تواند به سوی رشد اقتصادی همراه با ایجاد عدالت هدایت شود.
اجرای نظام مالیاتی مناسب را می توان در حد و اندازه طرح هدفمند کردن یارانه دانست؛ چرا که در واقع با اجرای این نظام از مسیری دیگر و با شرایط مطلوب تری می توان به گسترش عدالت و مدیریت مناسب اقتصادی کشور دست زده و از ایجاد شکاف درآمدی بالا در جامعه و ناهنجاری های ناشی از آن جلوگیری کرد.
شرط لازم تحقق هدف بنیادین دولت نهم که توسعه عدالت محور - اقامه قسط توأم با مهرورزی و خدمت و تعالی و پیشرفت عنوان شده است، از طریق ایجاد ساز و کار بسیار قوی و دقیق نظام مالیاتی کشور خواهد بود.
مالیات ابزاری است برای توزیع عادلانه درآمد و ثروت کشور، که نقش تعدیل کننده ثروت در جامعه را دارد. به طوری که هرکس درآمد بیشتر و ثروت بیشتری دارد، باید مالیات بیشتری پرداخت کند. مهمترین عاملی که می تواند عدالت اجتماعی را محقق کند، مالیات است و تا زمانی که بخش مالیات سازماندهی نشود، نمی توان چندان امیدی به پیشرفت و توسعه اقتصاد یک کشور داشت. در واقع از طریق ابزار مالیات، دولت می تواند به شکل دادن اقتصاد کشور بپردازد. اجرای دقیق قوانین عادلانه اخذ مالیات در جامعه نه تنها سبب از میان رفتن فاصله طبقاتی بلکه باعث هدایت اقتصاد به سمت یک توسعه مطلوب همراه با عدالت خواهد شد.
در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته که بودجه دولت به نفت وابسته نیست، بیش از ۷۰ تا ۹۵ درصد درآمد دولت از طریق مالیات تأمین می شود، جالب آن که درآمد همین کشورها از مالیات؛ از درآمد حاصل از صادرات نفت ما بیشتر است.
در کشورهای سوئد، دانمارک و فنلاند بیش از ۹۰ درصد درآمدها از طریق مالیات تأمین می شود.
بررسی تحولات مالیاتی کشورها نشان می دهد که با یکپارچگی اقتصادی و گسترش رقابت و کاهش شدید عمر سرمایه گذاری ها، دولت ها را بر آن داشته که نگرش خود را به مالیات تغییر دهند و مالیات بر مصرف و یا فروش را جایگزین مالیات بر درآمد کنند و از بار مالیاتی بنگاه ها بشدت بکاهند و اصطلاحاً بار مالیاتی را از تولید به مصرف انتقال دهند تا انگیزه لازم برای سرمایه گذاری مجدد در بنگاه ها فراهم و زمینه اشتغالزایی و عرضه بیشتر کالاها و خدمات با بهای ارزان تر مهیا شود و با عنایت به تجربه جهانی، در حال حاضر تصویب و اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده بهترین و جامع ترین روش جهت اخذ مالیات است؛ مالیاتی که کمترین هزینه اجرایی را دارد. بنابراین همیاری دولت و مجلس جهت هرچه سریع تر به اجرا درآمدن این نوع مالیات ضمن افزایش درآمد مالیاتی، بار مالیاتی را از درآمد به مصرف انتقال داده و کمترین اخلال را در بازار دارد و مضافاً با اتخاذ سیاست هایی می توان این مالیات را در جهت توزیع مجدد درآمدها به کار گرفت.
رسیدن به هدف تأمین هزینه های جاری کشور از محل مالیات در پایان برنامه چهارم منوط به ویژگی هایی است که در حال حاضر در جامعه وجود ندارد، از جمله: نظام اطلاعاتی ضعیف که به علت عدم تعامل لازم سایر مراجع با سازمان امور مالیاتی و فقدان نظارت بر مستند کردن معاملات به وجود می آید که امید است با حمایت دولت و سایر نهادهای مرتبط بتوان هرچه سریع تر طرح جامع اطلاعات مالیاتی را که یکی از طرح های ملی کشور در بخش فناوری اطلاعات است مطابق زمان بندی به مرحله اجرا درآورد.
درخصوص کم توجهی مردم، مسئولان، نهادهای مدنی و احزاب (با توجه به تعداد اظهارنامه ها و پرداخت مالیات همراه با اظهارنامه) ضعف فرهنگ مالیاتی در متن جامعه ایرانی بشدت مشاهده می شود و فرهنگ مالیاتی از جمله موضوعاتی است که بهبود آن مستلزم همکاری تمامی وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی و نهادهای عمومی است. آشکار کردن نحوه هزینه درآمدهای مالیاتی می تواند گامی مهم در جلب اعتماد عمومی باشد.
یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر ظرفیت مالیاتی تمایلات فکری و نظرات مردم در ارتباط با مسائل مختلف و گوناگون مالیاتی جامعه است که به فرهنگ مالیاتی مشهور است. مهمترین مسئله ای که به نظر متخصصان در فرهنگ مالیاتی مؤثر است تبلیغ در ارتباط با مسائل مالیاتی است و قطعاً اگرچه شرط کافی مسئله نیست ولی شرط لازم است. در کتاب های درسی، در کانون های مختلف اجتماعی و در سینماها و فیلم های تلویزیونی یا برنامه های رادیویی کشور تقریباً نشانی از مسئله مالیات که حیاتی ترین مسئله یک اقتصاد سالم است دیده نمی شود (اگر هم باشد خیلی ضعیف) در حالی که می توان با تبلیغات و آگاهی رسانی از طریق رادیو و تلویزیون در این زمینه به اصلاح وضع موجود پرداخت و تحولات اساسی ایجاد کرد. عوامل فرهنگی در جامعه ما بیشتر ریشه در تاریخ دارد که به همراه بسیاری از مشکلات دیگر اجتماعی همواره باعث شده که مالیات واقعی اظهار و وصول نشود.
بنابراین اراده و خواست مردم، عمده ترین نقش را در اجرای قانون مالیات ها ایفا می کند و به این لحاظ مؤثرترین عامل موفقیت در اجرای این قوانین، همانا فرهنگ مالیاتی جامعه خواهد بود. از طرفی همان طوری که می دانیم لازمه و شرط اول برای ترویج هر مقوله عدالت است، یعنی وقتی مردم مطمئن شوند که چارچوب قوانین مالیاتی برای همه در نظر گرفته شده و اجرا می شود و هیچ تبعیضی بین افراد جامعه وجود ندارد آنگاه خودشان را مطیع قانون دانسته و اطاعت از آن را واجب می دانند. شاید یکی از دلایل ارجح بودن و رونق گرفتن فعالیت های دلالی بر فعالیت های تولیدی نیز ناشی از همین فرهنگ عدم پرداخت مالیات فعالیت دلالی و سود هنگفت آن در مقابل یک تولیدکننده است که موجب تضعیف جدی رشد و توسعه اقتصادی کشور خواهد بود.
در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه حدود ۹۰ درصد پرداخت های جاری دولت، از طریق مالیات ها تأمین می شود در حالی که سهم مالیات در بودجه ایران طی ۱۰ سال گذشته فقط ۲۵ تا ۳۳ درصد و حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان بوده است. طبق آمار درآمد مالیاتی کشورهای صنعتی رقم بسیار بالایی را به خود اختصاص می دهد. این رقم برای امریکا ۹۷ درصد، اتریش ۹۴ درصد، استرالیا ۹۱ درصد و کشورهای اتحادیه اروپا ۹۳ درصد است. در کشور ما سود فعالیت های سوداگرانه مانند خرید و فروش زمین به این دلیل که برای این فعالیت ها مالیات خاصی وضع نشده است، بیش از فعالیت های تولیدی است که چاره آن مالیات بر ارزش افزوده است.
اداره امور مالیاتی کشور به شکل سنتی کنونی نه تنها نوعی بی عدالتی است بلکه موجب ایجاد ناهنجاری در جامعه می شود و از ابعاد مختلف بسیار زیانبار است. به همین دلیل است که از محورهای اساسی طرح تحول اقتصادی آقای احمدی نژاد موضوع نظام مالیاتی است. گرچه اقدامات مفیدی اخیراً صورت گرفته است اما با توجه به تحولات تکنولوژی و شرایط پیش رو انتظار می رود امور مالیاتی کشور به پیشرفته ترین ابزار نرم افزاری مجهز شود و از این به بعد سرآمد دیگر بخش ها باشد. ناتوانی سازمان امور مالیاتی در شناسایی درآمدها و امکان فرار مالیاتی باعث شده تا ماهیت اقتصاد کشور بازرگانی باشد، درآمد این بخش بسیار بالا اما رقم مالیات دریافتی اندک است، ضعف سازمان امور مالیاتی در وصول درآمدهای بخش بازرگانی و تجاری به قرینه باعث تضعیف صنعت کشور خواهد شد.
هشدار اخیر مقام معظم رهبری درخصوص رواج مصرف گرایی در جامعه را که باید بسیار جدی گرفت نیز از طریق همین نظام مالیاتی می توان کنترل کرد.
در حال حاضر نگرانی های عمده ای در کشور نسبت به رشد تشدید مصرف فرآورده های نفتی، واردات و مصرف کالاهای وارداتی مانند گوشی تلفن همراه، لوازم خانگی و صوتی و تصویری، لوازم لوکس و تزئینی و کاملاً مصرفی و غیرضروری وجود دارد که هر سال حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار از منابع کشور را می بلعد، در حالی که مالیات بر ارزش افزوده و مصرف می تواند مصرف این دسته از کالاها را به نفع مصرف تولیدات واقعی و ضروری کاهش دهد.

 

منبع : روزنامه ایران

هیأت داوران جشنواره فرهنگ مالیاتی معرفی شدند

برای بخش هنرهای تجسمی

هیأت داوران بخش هنرهای تجسمی نخستین جشنواره ملی فرهنگ مالیاتی معرفی شدند.

خبرگزاری فارس: هیأت داوران جشنواره فرهنگ مالیاتی معرفی شدند
 

به نقل از رسانه مالیاتی ایران، غلامرضا قبله‌ای دبیر نخستین جشنواره ملی فرهنگ مالیاتی با اعلام اسامی هیأت داوران بخش هنرهای تجسمی جشنواره، عنوان کرد: انتخاب آثار برگزیده در بخش‌های طراحی و نقاشی، کاریکاتور، طراحی پوستر و عکس جشنواره فرهنگ مالیاتی برعهده آقایان محمدعلی بنی‌اسدی، سیدمسعود شجاعی طباطبایی و سیدحسن موسی‌زاده خواهد بود.

وی با بیان اینکه به تمامی شرکت‌کنندگان گواهی شرکت در جشنواره اعطا می‌شود، افزود: به نفرات اول تا سوم بخش‌ هنرهای تجسمی جشنواره به ترتیب 2.5، 1.5 و 1 میلیون تومان جوایز نقدی به همراه تندیس (نفرات اول) و لوح تقدیر اهدا می‌شود.

مدیرکل دفتر روابط عمومی و فرهنگ‌سازی مالیاتی، خاطرنشان کرد: اسامی داوران سایر بخش‌های جشنواره نیز متعاقباً از طریق سایت سازمان امور مالیاتی کشور اعلام خواهد شد.

نخستین جشنواره ملی فرهنگ مالیاتی با موضوعات شش‌گانه «مالیات و آبادانی کشور»، «مالیات و توسعه خدمات آموزشی»، «مالیات و توسعه اقتصادی»، «مالیات و توسعه خدمات بهداشتی و درمانی»، «مالیات و توسعه زیرساخت‌های شهری» و «مالیات و عدالت اجتماعی» و در بخش‌های فیلم کوتاه، پویانمایی، ساخت تیزر، موبایل فیلم، عکس، طراحی و نقاشی، کاریکاتور، طراحی پوستر، انشاء، شعر، داستان کوتاه، نمایشنامه و فیلمنامه‌نویسی، وبلاگ‌نویسی و طراحی بازی - سرگرمی برگزار می‌شود.

علاقه‌مندان می‌توانند به سایت سازمان امور مالیاتی کشور به نشانی: www.intamedia.ir مراجعه و ضمن مطالعه آیین‌نامه و اطلاع از آخرین اخبار، با تکمیل فرم شرکت در جشنواره، تا پایان اردیبهشت‌ماه نسبت به ارسال آثار خود اقدام کنند.

نقش مالیات در توسعه و پیشرفت كشور

پرداخت مالیات از مهمترین عوامل رشد و توسعه جامعه محسوب می شود و موجب رونق اقتصادی، تحقق عدالت اجتماعی، افزایش خدمات و عمران و آبادانی کشور می شود.

 

 

پرداخت مالیات از مهمترین عوامل رشد و توسعه جامعه محسوب می شود و موجب رونق اقتصادی، تحقق عدالت اجتماعی، افزایش خدمات و عمران و آبادانی کشور می شود. در حال حاضر بخش عمده ای از اعتبارات و درآمدهای مالیاتی، صرف عمران، آبادانی و امور زیربنایی کشورمی شود. از این رو ارتقای روزافزون نظام مالیاتی و همگام ساختن آن با دانش روز، نقش انکارناپذیری در توسعه اقتصادی کشور دارد. بر این اساس، برنامه ریزی برای وصول کامل مالیات و جایگزین کردن درآمدهای مالیاتی به‌جای درآمدهای نفتی که در بیشتر موارد ناپایدار می باشد، از اساسی ترین محورهای برنامه ریزی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور است. بر همین اساس و با توجه به نقش مهم درآمدهای مالیاتی در توسعه و پیشبرد اهداف دولت، نظام مالیاتی همواره کوشیده است موانع و مشکلات پیش رو را با اتخاذ تدابیر مناسب برطرف سازد. در این راستا کوشش شده است فرایندهای مالیاتی کارآمد شده و بازده مناسبی داشته باشد.

کارشناسان اقتصادی معتقدند وجود نگاه یکپارچه و یکسان به مؤدیان مالیاتی، ایجاد زمینه و امکانات مناسب برای همکاری اصناف درخصوص انجام تکالیف قانونی و صنفی آنها از مهم‌ترین مواردی است که نظام مالیاتی به آن توجه دارد. یک کارشناس اقتصادی می گوید: توسعه بیشتر نظام مالیات برارزش‌افزوده، بازنگری قوانین و مقررات مالیاتی با درنظر گرفتن تغییر نیازها ، اجرای طرح جامع مالیاتی و ... از محورهای اصلی تحول نظام مالیاتی بوده است.

تحولی که اصلاح موفق ساختار اقتصاد ، توسعه فعالیت‌های تولیدی و توسعه کیفی بخش خدمات، گسترش پایه‌های مالیاتی و حذف معافیت‌های غیرضرور، رفع محدودیت‌های بودجه‌ای سازمان، تأمین نیروی انسانی، اتخاذ تمام تدابیر قانونی را به دنبال داشته باشد. که این موارد خود نقش بسیار مهمی در ارتقای درآمدهای مالیاتی و درنتیجه توسعه و آبادانی کشور ایفا می کند. دست اندرکاران و صاحب نظران اقتصادی معتقدند: ایجاد امنیت، رفاه اجتماعی و گسترش خدمات از مزایای پرداخت مالیات است و باید با فرهنگ سازی مناسب، مردم را از مزایای پرداخت مالیات آگاه کرد. به اعتقاد آنها، مردم باید مالیات را جزیی از بدهی خود به دولت بدانند و پرداخت به موقع مالیات باید در جامعه به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود تا مردم مالیات خود را به موقع پرداخت کنند.

صاحب نظران بر این عقیده اند: بهبود نظام مالیاتی بدون توجه به سیاست هایی که مبتنی بر ارتقای فرهنگ مالیاتی باشد، محقق نمی شود و با توجه به اهمیت مالیات در پیشبرد اهداف اقتصادی دولت، شناسایی ویژگی ها و نوع کارکردهای مالیات های اسلامی می تواند جهت گیری کلی نظام مالیاتی را آشکار ساخته و دستیابی به اهداف مد نظر سند چشم انداز توسعه در بخش مالیاتی را تسریع بخشد. تحقق اهداف اقتصادی دولت به خصوص در بحث مالیات، نیازمند اطلاع رسانی و فرهنگ سازی است و مردم باید در خصوص نحوه دریافت مالیات، هزینه کردن و میزان تاثیرگذاری آن بر اقتصاد و عمران و آبادانی کشور اطلاعات و شناخت کافی داشته باشند. بنابراین اراده مردم، عمده‌ ترین نقش را در اجرای قانون مالیات‌ها ایفا می‌کند و به این لحاظ موثرترین عامل موفقیت در اجرای این قوانین، فرهنگ مالیاتی جامعه است.

 
 منبع سامانه اطلاع رسانی امورمالیاتی کشور

تحلیلی بر روند گسترش مالیات بر ارزش افزوده

 

تازه وارد اقتصاد ایران● تحلیلی بر روند گسترش مالیات بر ارزش افزوده
لایحه مالیات بر ارزش افزوده نخستین لایحه ای نیست كه پشت درهای بسته مجلس درگیر و دار بررسی های كارشناسی منتظر تأیید است.این لایحه پس از اصل ۴۴ قانون اساسی در زمینه خصوصی سازی، یكی از بحث انگیزترین مسائلی است كه نظر كارشناسان را به خود جلب كرده، اما با این حال هنوز به نتیجه قانع كننده ای نرسیده است.
كارشناسانی كه در پی استقرار سیستم مالیات برارزش افزوده هستند، ۲۰ سالی است كه كوله بار تلاش های خود رابه دوش می كشند تا جدیدترین نظام مالیاتی جهان در سیستم مالیاتی ایران جای گیرد.
این لایحه كه در سال ۶۶ و در شرایط خاص اقتصادی ویژه جنگ و اجرای سیاست های تثبیت اقتصادی به صورت نیمه كاره از دستور كار مجلس خارج شد، به پیشنهاد صندوق بین المللی پول در سال ۷۰ دوباره مورد توجه وزارت امور اقتصادی و دارایی قرار گرفت تا با بررسی های بیشتر راهی مجلس شود. اما پس از سالیان دراز تنها نقطه روشن در این مسیر پرپیچ و خم و با وجود تأكید ماده ۴۲ این لایحه مبنی بر تاریخ اجرای این قانون از اول فروردین ماه سال ،۸۴ تصویب ۱۲ ماده از ۴۲ ماده آن است كه با وعده های مسئولان و مجریان طرح در تضاد قرار دارد و می رود تا به سال های آینده ـ شاید سال ۸۷ ـ نوید دوباره داده شود.به همین دلیل تعجبی ندارد كه اقدامات جدی تحقیقی در خصوص مالیات بر ارزش افزوده ناچیز است.
به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم تحول نظام مالیاتی از محورهای اساسی اصلاح ساختار اقتصادی كشور است و این تحول در سند چشم انداز در افق ۱۴۰۴ و نیز برنامه های سوم و چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد توجه و تأكید قرار گرفته است.
بویژه این كه استقرار نظام مالیات بر ارزش افزوده یكی از اقدام های اساسی به منظور تحول نظام مالیاتی كشور محسوب می شود.
● مالیات بر ارزش افزوده
مالیات بر ارزش افزوده با وجود نامش مالیاتی بر خود ارزش افزوده نیست بلكه معمولاً منظور از آن نوعی مالیات بر مصرف است. به طور خلاصه، مالیات مزبور در تمام مراحل تولید دریافت می شود، اما با ارائه مكانیسمی خاص امكان تهاتر مالیات پرداختی بابت خرید كالا و خدمات را در برابر مالیات دریافتی بابت فروش محصولات و خدمات به شركت ها می دهد.
«مالیات بر ارزش افزوده یك نوع مالیات بر فروش چند مرحله ای است كه خرید كالاها و خدمات واسطه ای را از پرداخت مالیات معاف می كند. برای معاف كردن خرید كالاها و خدمات واسطه ای، روش های متفاوتی پیشنهاد شده است. یكی از معمول ترین روش ها، منظور كردن اعتبار برای خریدهای واسطه ای است.
پس در اعمال مالیات بر ارزش افزوده یك اعتبار مالیاتی برای خریدهای واسطه ای بنگاه اقتصادی در نظر گرفته می شود كه این امر موجب از بین رفتن پدیده مالیات بندی مضاعف در اجرای این نوع مالیات می شود، درواقع عوامل اقتصادی برای هر ارزش ایجاد شده فقط یك بار مالیات می پردازند.
مالیات بر ارزش افزوده از انواع مالیات غیرمستقیم محسوب می شود كه بر مصرف وضع می شود. این نوع مالیات اغلب جایگزین مالیات های غیركارا، مالیات های با نرخ های متعدد و ... می شود و فرصتی را مهیا می كند تا با كنار گذاشتن مالیات های نامناسب ، نظام مالیاتی دوباره سازماندهی شود.
مالیات بر ارزش افزوده، مالیات رایج دنیاست، هرچند فهم آن برای عموم ساده نیست و به همین دلیل برخی كشورها نام دیگری برای مالیات بر ارزش افزوده مانند «خدمات» برگزیده اند.
مالیات برارزش افزوده نوعی جدید از مالیات است.
پیش از ابداع مالیات بر ارزش افزوده، مالیات های غیرمستقیم داخلی به محصولاتی با تعریف خاص مانند عوارض تنباكو و ... محدود می شد و برجسته ترین آنها مالیات برفروش و مالیات برگردش سرمایه بود. اختلال های حاصل از آخرین نوع مالیات همراه با افزایش نیاز به كسب درآمد، انگیزه طراحی انواع مالیات های دارای آثار اختلالی كمتر را تشدید كرد و به همین دلیل بود كه اندیشه اولیه مالیات بر ارزش افزوده توسط بازرگانی آلمانی به نام «فون زیمنس» نخستین بار در سال ۱۹۱۸ میلادی ارائه شد. مالیات بر ارزش افزوده برای بیش از ۳ دهه تا قبل از اجرای آن مورد بحث قرار گرفت. «آدامز» روش اعتباری آن را پیشنهاد كرد و «موریس لوره» با ایفای نقشی مؤثر در آن لقب «پدر مالیات بر ارزش افزوده» گرفت.
● مالیات بر ارزش افزوده در جهان
مالیات بر ارزش افزوده ابتدا در سال ۱۹۲۰ در فرانسه و در سال های بعد یعنی سال ۱۹۴۹ در ژاپن مطرح شد. این نوع مالیات در سال ۱۹۵۳ در ایالت میشیگان آمریكا و در سال ۱۹۶۰ در ساحل عاج و سنگال اجرایی شد.پس از این كشورها مالیات بر ارزش افزوده در سال ۱۹۶۷ با ورود به برزیل در آمریكای جنوبی و با ورود به دانمارك در اروپا رواج یافت.
اجرای مالیات برارزش افزوده تا اواخر دهه ۱۹۷۰ با سرعت بسیاری ادامه داشت و بعد به مدت یك دهه و به كندی نهاد. در نیمه دوم دهه ۸۰ این روند سرعت گرفت، به طوری كه تاكنون در ۱۴۰ كشور جهان اجرایی شده است. جالب توجه آن است كه مالیات بر ارزش افزوده هنوز در پرجمعیت ترین كشورها یعنی هند و آمریكا به دلیل اختلاف های بسیار اجرایی نشده است. این نوع نظام مالیاتی در كشورهای توسعه یافته ، در حال توسعه (به ویژه آفریقا، آسیا و اقیانوس آرام) و نظام های اقتصادی جزایر كوچك در حال اجراست.
● اهمیت مالیات بر ارزش افزوده
مهم ترین تحول مالیاتی قرن بیستم، نظام مالیات بر ارزش افزوده است، در حالی كه این نوع مالیات تا ۴۰ سال پیش نظام شناخته شده ای نبود.هم اكنون مالیات بر ارزش افزوده در ۱۴۰ كشور جهان اجرا می شود و به عنوان یكی از منابع اصلی درآمد دولت ها به حساب می آید.
امروزه بیش از ۷۰درصد جمعیت جهان مبلغی بالای ۱۸تریلیون دلار از درآمدهای مالیاتی ـ بیش از یك چهارم كل درآمد دولت ها ـ را از طریق مالیات بر ارزش افزوده تأمین می كنند.
اعمال این نظام مالیاتی به طور متوسط ۲۷ درصد درآمدهای مالیاتی را افزایش داده كه این مقدار
۵ درصد از تولید ناخالص داخلی كشورها را تشكیل می دهد.
اهمیت نظام مالیات برارزش افزوده تاجایی است كه صندوق بین المللی پول و بانك جهانی ـ در
۲۰ سال اخیر ـ كمك های قابل توجهی برای معرفی، مشاوره و اجرای آن به كشورهای مختلف داشته اند، چرا كه اتكای بیمارگونه بعضی از دولت ها به درآمدهای سهل الوصول مانند درآمدهای نفتی ، عوارض گمركی و غیره به ارتباط ارگانیك دولت و مردم در بعضی از امور خدشه وارد كرده است به نحوی كه دولت ها توانسته اند بدون توجه به تقاضای مردم روز به روز بزرگ تر و غیركاراتر شوند. بدیهی است كه در این شرایط نظام های مالیاتی موجود كاركرد مناسب خود را از دست داده و با پیكره بیمار اقتصاد هماهنگ می شوند.
بنابراین اصلاح ساختار مالی در این كشورها كه اغلب كمتر توسعه یافته هم هستند، از اهمیت بسیاری برخوردار است و به نظام های جدید مالیاتی در دنیا مانند مالیات بر ارزش افزوده نیاز دارد. مشاهده عملی نظام های مالیات بر ارزش افزوده حكایت از وجود تنوعی فراوان درمورد طیف نهاده های برخوردار از تهاتر مالیاتی و نیز طیف فعالیت های اقتصادی مشمول آن - پایه مالیاتی - دارد.
ویژگی های نظام مالیات بر ارزش افزوده نظام مالیات بر ارزش افزوده شامل خصوصیات جالب توجهی است.
مالیات بر ارزش افزوده برپایه مصرف وضع می شود و پایه مالیاتی بسیار گسترده ای دارد. این نظام موجب شفاف سازی مبادلات و در نتیجه شناسایی بخشی از اقتصاد پنهان می شود. در واقع بسیاری از حلقه های زنجیره مبادلات اقتصادی كه در وضع موجود از نظارت سازمان مالیاتی و سیستم مالیات بر درآمد خارج هستند، شناسایی می شوند و بدین ترتیب سیستم مالیات بر درآمد از شالوده متحول خواهد شد. از سوی دیگر باید توجه داشت كه مالیات بر ارزش افزوده موجب هیچ گونه اخذ مالیات مضاعف از كالا و خدمات نمی شود، یعنی عوامل اقتصادی برای هر ارزش ایجاد شده فقط یك بار مالیات می پردازند. این نظام مالیاتی به دلیل وضع برپایه مصرف هیچ گونه افزایش فشار بر فعالان اقتصادی - تولیدكنندگان، توزیع كنندگان و غیره - به دنبال نخواهد داشت. از آنجا كه مالیات بر ارزش افزوده در نهایت به مصرف تعلق می گیرد نه بر معاملات میانی بین شركت ها، در قیمت های فراروی تولیدكنندگان به هنگام خرید و فروش با یكدیگر اختلال ایجاد نمی كند.
مالیات بر ارزش افزوده یك نظام خود اجرا و بر مبنای خوداظهاری است و در واقع می تواند در تدوین شیوه های مدرن اجرای مالیات براساس تمكین داوطلبانه همراه با نظارت مؤثر نقشی محوری ایفا كند. در این نظام مؤدیان بدون دخالت مقام های مالیاتی به وظایف مالیاتی اساسی خود عمل می كنند - خوداظهاری - و در صورت امتناع از انجام این كار تشكیلات مالیاتی این قصور را تشخیص داده و اقدام های لازم را برای وصول و اجرا شامل اعمال مجازات های قانونی انجام می دهد. در بسیاری از كشورها استفاده از خوداظهاری با بالا رفتن مالیات بر ارزش افزوده رابطه نزدیك دارد و فعالیت مؤدیان موجب می شود كه هزینه وصول كاهش یابد. همچنین در این نظام مشكل تعیین فهرست كالاها و خدمات مشمول و مصرف كننده نهایی وجود ندارد و محاسبه و اعمال آن در مقایسه با مالیات بر درآمد ساده است.علاوه بر این سرعت وصول آن بالا و موجب حداقل اختلاف ها میان تشكیلات مالیاتی و مؤدیان است.
مهمترین خصوصیات مالیات بر ارزش افزوده برای دولت ها شاید درآمد قابل اتكای آن باشد. این نظام منبع درآمد مناسبی برای دولت است چرا كه در هر صورت در اجرای نظام مالیات بر ارزش افزوده نیازهای درآمدی غالباً به عنوان مسأله اساسی مورد توجه است.
● مالیات بر ارزش افزوده در ایران
تلاش برای اجرای مالیات بر ارزش افزوده در ایران قدمتی در حدود ۲۰سال دارد، در حالی كه در طی این سال ها به دلیل قرار گرفتن در گروه مالیات های غیرمستقیم با مشكلات بسیاری برای معرفی و اجرا مواجه بوده و هست. اگرچه وصول مالیات در ایران قدمتی چندهزار ساله دارد و در هر دوره به گونه ای خاص اعمال شده، اما می توان دریافت كه اخذ مالیات در ایران به صورت جامع و فراگیر نبوده تا زمانی كه نخستین قانون جامع مالیات بر درآمد در سال۱۳۰۹ به تصویب رسیده است.
این قانون در سال های مختلف به دلیل عیب ها و نواقص مورد اصلاح قرار گرفته تا این كه بالاخره در سال۱۳۴۵ نخستین و جامع ترین قانون مالیاتی مالیات های مستقیم تصویب شده است. این قانون هم با تغییرات بسیار تأثیر عمیقی بر حجم درآمدهای دولت داشته، اما مسأله ای كه در این میان از اهمیت چندانی برخوردار نبوده، تغییر قوانین در خصوص مالیات های غیرمستقیم بوده است.
● اهمیت درآمدهای مالیاتی
درآمدهای مالیاتی بعد از درآمد حاصل از فروش نفت و گاز از اقلام مهم وعمده درآمدهای دولت به شمار می آیند كه البته با توجه به حضور گسترده وعمیق نفت و درآمدهای ارزی و ریالی آن در سبد درآمدی دولت ایران، عدم توجه كافی و ریشه ای به مالیات ها در كشور چندان عجیب به نظر نمی رسد. نوسانات درآمدهای نفتی در بعضی از سال ها بویژه امسال، توجه سیاستگذاران اقتصادی را به درآمدهای مالیاتی معطوف كرده است به طور مثال امسال از لایحه ۲۲۹ هزار میلیاردتومانی سال آینده بودجه - به دلیل نوسانات - سهم درآمدهای نفتی از ۳۸‎/۱ میلیارددلار به ۲۹‎/۵ میلیارددلار رسیده است و نشان می دهد سهم درآمدهای غیرنفتی از ۴۴‎/۷ درصد به ۳۷‎/۲ درصد رسیده، علاوه بر این كه استفاده از صندوق ارزی نیز ۳۳ درصد كاهش یافته است.
آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی كشور نشان می دهد كه سهم درآمدهای مالیاتی از كل درآمدهای دولت بعد از پیروزی انقلاب افت و خیزهای بسیاری داشته است. سهم درآمدهای مالیاتی از ۲۷‎/۵ درصد درآمدهای دولت در سال۵۷ به ۵۷‎/۵ درصد در سال۱۳۶۵ افزایش یافته و این روند در سال های بعد تا ۱۳۸۰ نزولی بوده است.
روند نزولی سهم درآمدهای مالیاتی از كل درآمدهای دولت به دلیل كاهش مشكلات ناشی از جنگ و افزایش مجدد درآمدهای نفتی در این سال ها بوده است.
بررسی تولید ناخالص داخلی هم نشان می دهد كه نسبت درآمدهای مالیاتی به آن پس از سال ۵۷ به دلیل تحولات نظام مالیاتی، جنگ، ركود فعالیت های اقتصادی و غیردستخوش نوسانات بسیاری شد و از ۹‎/۴۷ درصد در سال ۵۷ به ۴‎/۱۲ درصد در سال ۷۴ كاهش و در سال ۸۰ به ۵‎/۸۵ درصد و در سال ۸۳ به ۶‎/۱۱ درصد افزایش یافت كه باتوجه به پیشرفت صورت گرفته هنوز به سطح خود در ابتدای انقلاب نرسیده است.
به هرحال مرور عملكرد نظام مالیاتی در ایران پس از انقلاب نشان می دهد كه این نظام به دلیل مشكلات و نقاط ضعف به یك تحول مالیاتی بزرگ و اساسی نیاز دارد و همانطور كه در برنامه های توسعه ای اشاره شده باید به یك سطح متناسب برسد، این درحالی است كه دولت ها باتوجه به مشكلات ساختاری و هزینه های سیاسی اصلاحات مالی بویژه در بخش مالیات، كمتر به اصلاحات اساسی در این بخش پرداخته اند.● مخالفان مالیات بر ارزش افزوده
چند گروه خاص مخالفان مالیات برارزش افزوده هستند. از عمده ترین مخالفان اجرای طرح مالیات بر ارزش افزوده می توان به صاحبان درآمد بالا اشاره كرد كه همواره از پرداخت مالیات فراركرده اند، این گروه با توجه به این كه مالیات بر ارزش افزوده موجب شفافیت حساب ها می شود از مخالفان سرسخت آن هستند. دیگر گروه مخالفان اصناف و تولیدكنندگان صنایع مختلف هستند. این گروه با اذعان به این كه حساب و كتاب دفاتر مالیاتی آنها مشخص است و مالیات برارزش افزوده موجب فشار مالیاتی سنگین بر آنها می شود با آن مخالفند. درحالی كه به صراحت می گویند چرا به سراغ دلالان نمی روید.
این درحالی است كه توزیع كنندگان و فعالان بخش خدمات و حتی در برخی موارد دولت هم - صاحب شركت های خدماتی بزرگ بسیار است - با اجرای چنین طرحی مخالفند، چرا كه موجب روشن شدن حساب های دفتری و درواقع شفافیت حساب های آنان می شود. این مسأله از چند بعد اهمیت دارد. از سویی اگرچه نظام ایده آل مالیات برارزش افزوده، نوعی مالیات بر مصرف است و می تواند یكی از عادلانه ترین پایه های مالیاتی باشد، اما از سوی دیگر اجرای آن درحالی كه بسیاری از محصولات كلیدی و درصد بالایی از تولید ناخالص ملی از معافیت مالیاتی برخوردار است، مشكلاتی در بردارد.
از آن جا كه بسیاری از صنایع مانند كشاورزی و دامپروری و غیره از پرداخت مالیات معاف هستند، بنابراین معافیت ها موجب تحمیل و سنگینی مالیات بر دوش دیگر گروه های درآمدی شده است، معافیت محصولات كلیدی و احتمالاً تعدد نرخ موجب بروز حالت تصاعدی می شود. بنابراین باید توجه داشت كه اجرای درست مالیات بر ارزش افزوده با نرخ یكسان به علت تأكیدی كه بر یكنواختی مالیات دارد، بسیاری از مشكلات را از پیش پا برمی دارد.
گروه دیگری كه با مالیات بر ارزش افزوده مخالفت دارند بر اثرگذاری این مالیات بر سطح قیمت ها تأكید می كنند. در واقع رابطه این مالیات و تورم را با افزایش تورم همراه می دانند. هرچند تجربه نشان داده كه ارتباط مستقیمی میان این دو مورد وجود ندارد، اما برای به وجود نیامدن شرایط خاص بهتر است كه مالیات بر ارزش افزوده در زمان تقاضای كم تر اجرا شود. تحقیقات نشان داده اعمال مالیات بر ارزش افزوده برای یكبار قیمت های جاری را ـ بسته به كشش عرضه و تقاضا ـ افزایش می دهد، بنابراین به منظور كاهش آثار تورمی معافیت های گسترده ای در لایحه مالیات بر ارزش افزوده پیش بینی شده است.
شاید بتوان آخرین گروه مخالفان را به طور كلی بعضی از مردم عنوان كنیم. این گروه معتقدند دولت نتوانسته با صرف هزینه های مالیاتی تعهدات خود را به خوبی مصروف بهیه سازی امور كند، بنابراین آنها از پرداخت هرگونه مالیاتی روگردان هستند.
● لایحه مالیات بر ارزش افزوده در مجلس
از آن جا كه به تقویت بخش عمده درآمدهای مالیاتی در اقتصاد ایران از منبع پایه های درآمدی تأمین می شود و فشارهای مالیاتی بویژه بر دو پایه مهم در بازار نهاده های تولید یعنی سرمایه و كار بسیار زیاد است؛ بنابراین «یكی از اصلاحاتی كه در نظام مالیاتی ایران ضروری به نظر می رسد، گستردگی پایه مالیاتی از طریق مالیات بر مصرف و هزینه است».
گستردگی پایه مالیاتی در كنار تعدیل نرخ مالیاتی كوچك بودن پایه مالیاتی در نظام مالیات ایران نخستین مسأله ای است كه پایین بودن سهم درآمدهای مالیاتی نسبت به تولید ناخالص داخلی را توضیح می دهد. از یك طرف درآمدهای دولتی را افزایش می دهد و از طرف دیگر انگیزه سرمایه گذاری و تولید در كشور را افزایش خواهد داد. لایحه مالیات بر ارزش افزوده هم با این هدف و اهداف ذكر شده دیگر از سوی وزارت امور اقتصادی و دارایی مطرح شد.
این لایحه در ۴۲ ماده و با ویژگی های خاصی به مجلس پیشنهاد شد. تك نرخی بودن (نرخ پایین
۷ درصد) و نرخ صفر برای صادرات از خصوصیات این لایحه است. معافیت های گسترده كالاهای اصلی مورد استفاده مردم (با پوشش ۴۸ درصد میانگین سبد مصرفی خانوارها و بیش از ۷۰ درصد سبد مصرفی خانوارها در پایین ترین دهك درآمدی) از دیگر ویژگی های مهم این لایحه به شمار می آید.
همچنین می توان به جرایم یكنواخت تأخیر در پرداخت برای دولت، معافیت بنگاه های اقتصادی كوچك، شمولیت یكنواخت و فراگیر، اعمال مأخذ ارزش سیف كالا به منظور حمایت از كالاهای داخلی در مقابل كالاهای وارداتی و بالاخره دوره های مالیاتی كوتاه برای اجرا اشاره كرد.
در این لایحه روش محاسبه مالیات بر ارزش افزوده با تكیه بر روش صورتحساب ارائه شده است. در واقع مؤدیان در هنگام خرید نهاده ها باید علاوه بر بهای كالاها و خدماتی كه خریداری می كنند، حاصلضرب نرخ مالیات بر ارزش افزوده در بهای كالاها و خدمات خریداری شده را به فروشنده بپردازند. ضمن این كه مؤدیان در هنگام فروش علاوه بر بهای كالاها و خدماتی كه عرضه می كنند، حاصلضرب نرخ مالیات بر ارزش افزوده در بهای كالاها و خدمات فروخته شده را از خریدار دریافت می كنند.
در پایان هر دوره مالیاتی به طور مثال هر دو ماه یكبار، مابه التفاوت مالیات بر ارزش افزوده پرداختی در زمان خرید كالا و خدمات خریداری شده به عنوان نهاده، با مالیات بر ارزش افزوده اخذ شده در زمان فروش كالاها و خدمات عرضه شده به سازمان امور مالیاتی پرداخته می شود و یا مالیاتی اضافی پرداختی از سوی سازمان امور مالیاتی به مؤدی مسترد نخواهد شد.
لایحه مالیات بر ارزش افزوده هم اكنون در كمیسیون اقتصادی مجلس در دست بررسی است و تاكنون ۱۲ ماده از آن به تصویب رسیده است، اما این كه چرا پس از گذشت این مدت زمان طولانی هنوز به تصویب نرسیده جای سؤال دارد، به طوری كه معاون حقوقی و امور مجلس وزارت امور اقتصادی و دارایی نیز این امر را تعجب آور می داند. دكتر شهریاری در اظهارنظری تصریح می كند كه كار كارشناسی این لایحه انجام شده اما معلوم نیست كه چرا تصویب آن این قدر طولانی شده است. وزیر امور اقتصادی و دارایی چندی پیش در مصاحبه ای اعلام كرده بود كه «لایحه مالیات بر ارزش افزوده تا پایان سال ۸۵ تصویب می شود، اما با شرایط حاضر معلوم نیست تصویب این لایحه تا چه زمانی طولانی شود».دكتر دانش جعفری خاطرنشان كرد كه با اجرای مالیات بر ارزش افزوده مشكل كم اظهاری برطرف شده و انگیزه های كم اظهاری كاهش خواهد یافت.
جالب است كه «شور دوم این لایحه به گفته ریاست سابق سازمان امور مالیاتی در تیرماه سال ۸۴ مراحل نهایی خود را طی می كرد، اما تصویب این لایحه در كمیسیون اقتصادی مجلس تاكنون به درازا كشیده و هنوز به پایان نرسیده است.
با همه اینها نمی توان اطمینان داشت كه پس از این همه انتظار، با تصویب این لایحه و اجرای آن تمام مشكلات سیستم مالیاتی پایان یابد. چرا كه به موجب درس حاصل از تجربه، استقرار نظام مالیات بر ارزش افزوده كارآمد یا اتخاذ رسمی آن پایان نمی یابد و ممكن است بخش های عمیقی از مسائل در سال های آینده مشخص شود.
به هر حال، بسیاری مالیات بر ارزش افزوده را عامل تسریع اصلاحات گسترده تر به شمار آورده اند كه به طور خاص زمینه ایجاد نظام مالیات بر درآمد مؤثر را فراهم می آورد. آیا این نظام در ایران با شرایط موجود اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می تواند اجرای مناسبی داشته باشد و به عنوان یك نوع مالیات بر مصرف مدرن تا چه حد برای اصلاح بخش مالیات های غیرمستقیم ایران مفید است، هنوز جای سؤال دارد؟!

منبع : روزنامه ایران

سهم عادلانه دولت از مالیات

سهم عادلانه دولت از مالیاتنگوئیم مالیات، بلكه: سهم عادلانه دولت از سود حاصله در هر دوره عملیاتی یا به اختصار «سهم دولت».با توجه به وجود موانع در ساختارهای بودجه و زیرساختهای آن، در پیشبرد اهداف برنامه های پنج ساله توسعه و طرح ساماندهی اقتصادی كشور، توفیق چندانی حاصل نشده است.
یكی از موانع، عدم معرفی و عدم اجرای مدیریت نوین و كارآمد مالیاتی می باشد.
به نظر می رسد استقرار نظام مالیاتی كشور با فرهنگ اسلامی و فرهنگ عمومی همخوانی ندارد درحالیكه اكثر مردم خود را ملزم به پرداخت و ادای دین می دانند لیكن نسبت به پرداخت مالیات بعضا بی تفاوت بوده و در صورت امكان، خود را ملزم به پرداخت آن نمی دانند و معدود افرادی هم هستند كه نسبت به پرداخت آن اعتقاد ندارند. در حالیكه مالیات حق دولت است. احتمالا دولت هم به تنهایی و بدون دخالت مردم در اثبات عدم وجود مغایرت بین بدهی به دولت (مالیات) و بدهی به اشخاص ناموفق بوده است.
برخی از اندیشمندان بر این باورند كه؛ بار منفی روان شناختی واژه مالیات در ذهنها نگرش منفی ایجاد كرده، نگرش منفی، كنترل شدید را برای حراست از اموال بوجود می آورد و انسان را از حالت تعامل به تقابل می كشاند این تقابل به اشكال مختلف ظاهر می شود. بگونه ای كه مالیات ندادن این توهم را بوجود می آورد كه نفوذ وی در حال گسترش است.
عدم ارائه اطلاعات در مورد عواید و منافع، ارتكاب به فعالیتهای غیرقانونی همه و همه برمحور فرار از مالیات شكل می گیرد. در نتیجه عوامل اقتصادی با سوءاستفاده از روزنامه های قانونی و بازبینی در تصمیمات اقتصادی در تلاش غیرقانونی اند، تا به انحای مختلف بدهی مالیاتی خود را تا سرحد امكان كاهش دهند.
در مقابل سیستم ناكارآمد فعلی، سیستم اقتصادی كارآمد ادیان الهی وجود دارند. یكی از كاملترین و بهترین نظامهای اقتصادی ادیان الهی را اسلام داراست. سیستم خمس و زكات در اسلام براساس گزارش داوطلبانه هر مسلمان در مورد درآمد وی استوار است. و براین اساس هر مسلمان ملزم است كه ازطریق گزارش دقیق و صحیح و واقعی، درآمد خود و میزان پرداخت خمس و زكات متعلقه را كه خود تعیین و مشخص می كند، طبق ضوابط و مقررات دین الهی بدون وقفه و بدون هزینه های جانبی و دقیقا همان مقداری كه به آن معتقد است پرداخت نمایند.
مسلمانان با قربانی كردن فرزندان و جان خود و مجاهدتهای همه جانبه رهبری فقیه و مرجع تقلید را برگزیدند و درمقابل آمریكا صف آرایی كردند و پس از غلبه بر طاغوت، حكومت اسلامی را كه به اعتقاد آنان حكومت خدایی است برپا كرده اند.
اداره امور این انقلاب نیازمند مالیاتی است كه براساس گزارش داوطلبانه (خود اظهاری) استوار باشد. در نتیجه خود اظهاری روزی باید شروع شود، چه بهتر كه آن روز، امروز باشد. امروز كشور نیازمند انقلاب در امور مالیات است. یكی از شیوه های مدرن و تكنیكی كه می تواند مقدمات اولیه را فراهم كند: نگوییم مالیات، بلكه: سهم عادلانه دولت از سود حاصله در هر دوره عملیاتی یا به اختصار «سهم دولت»طرح پیشنهادی، سرشار از مضامین عمیق فرهنگ غنی اسلامی است. یكی از فرازهای نامه ۵۳ حضرت علی(ع) به مالك اشتر، اخذ خراج «سهم عادلانه دولت اسلامی ازسود حاصله در هر دوره عملیاتی» می باشد یكی دیگر از مضامین اسلامی، رساله های مراجع تقلید عالیقدر و محترم تأكید بر این موضوع دارد كه سهم امام(ع) در هردوره مالی برهمه مسلمان واجب است و این موضوع (پرداخت سهم امام) به منزله فرهنگ پرقدرت اقتصادی درآمده است. حوزه های علمیه در جهان اسلام سالهاست بوسیله وجوهات مالی مسلمانان، اداره می شود. بنابراین حمایت مردم از برنامه های طرح پیشنهادی بهترین و كاملترین ضمانت اجرایی است كه می تواند وجود داشته باشد.
بهترین و كاملترین، خود اظهاری است كه ضمانت اجرایی همانند وجوهات شرعی را به همراه خود دارد. یكی از آن ضمانت های اجرایی حمایت مراجع عالیقدرو مراكز دانشگاهی و فرهنگی و آحاد ملت می باشد. یكی از مصادیق آن، می تواند به این صورت بیان شود:
حضرت آیت الله نوری همدانی فرموده است مالیات (سهم عادلانه دولت) همانند پرداخت خمس و زكات می باشد و عدم پرداختن آن به دولت اسلامی اشكال شرعی و قانونی خواهد داشت زیرا حضرت علی علیه السلام جمع آور خراج را برای اداره امور مملكت لازم و ضروری دانسته و بر آن تاكید شده است.
در نتیجه مقلدین آن مرجع عالیقدر ملزم به اجرا می شوند بهمین ترتیب قسمت اعظم ملت ایران برای پرداخت سهم دولت حكم شرعی پیدا می كنند و داوطلبانه نسبت به پرداخت آن اقدام می نمایند و پس از آنكه این اقدام، قانونی شد، تصویب نامه های قانونی نیز ضمانت اجرایی دیگری برای پرداخت سهم دولت محسوب می گردد و درآمدهای عمومی دولت افزایش می یابد.
طرح پیشنهادی كه ماهیت خود را از فرهنگ اسلام اقتباس كرده است، آن نیز دارای ویژگی هایی است كه براساس آن چنانچه اشخاصی كه سود فروش سالانه آنها كمتر از حدنصاب بشود نه تنها از پرداخت سهم دولت معاف می شوند بلكه اجازه پیدا می كنند تا آنچه را قبلا بابت سهم دولت پرداخت كرده اند بازپس بگیرند.
در این صورت می توان به ثبت مقدار فروش، پرداخت سهم دولت، تسلیم اظهارنامه و... امید بست و فعالیت های زیرزمینی به خوداظهاری روی می آورند و مدارك لازم كه نیاز شهرت كسب و كار است، در محل كسب خود نصب می نمایند.
و اولی بر آن دولت را در نیل به اهداف كه همانا گسترش رویه خوداظهاری و بكارگیری تكنولوژی مدرن در سیستم مالیاتی است حمایت می كنند. در قسمتی از طرح با تأكید بر اینكه: برای طرح جدید كار، كارشناسی شده و از تكنیكهای جدید مالیاتی هم بهره مند گردیده به معرفی و تعریف سهم دولت پرداخته و چنین آمده است: سهم دولت نوعی مالیات است كه نام و اصالت خود را از فرهنگ غنی اسلامی گرفته و تكنولوژی مدرن خود را از پیشرفت علم و دانش فنی كسب نموده است.
این نوع مالیات، بر ضریب قانونی از فروش تعلق می گیرد كه یك دوره عملیاتی را طبق قانون گذرانده باشد. بنابراین فروشنده موظف به پرداخت مالیات بنام سهم دولت می باشد و خریدار موظف است صورتحساب (فاكتور) رسمی كه دولت آنرا قبول دارد دریافت كند.
در نتیجه مؤدی پرداخت مالیات ممكن است برای تكمیل كالای تولیدی خود مجبور به خرید كالا و خدمات واسطه ای بشود در این صورت چون او یك خریدار برای تكمیل فرآیند تولید است. بنابراین از پرداخت مالیات كالاها یا خدمات واسطه ای معاف خواهد بود. لذا بدینوسیله مالیات مضاعف در این نوع طرح وجود ندارد. بعلاوه سهم دولت كه بجای مالیات بكار می رود فقط و فقط یكبار محاسبه می شود. در این صورت هر كالای اساسی دارای شناسنامه مالیاتی می گردد و از لحاظ تعریف محاسباتی سهم دولت عبارتست از ضریب قانونی تفاوت فروش و هزینه های تولید.
به عبارت دیگر در سطح كلان اقتصادی می توان گفت سهم عادلانه دولت معادل تولید ناخالص داخلی می باشد.
سهم دولت به دلیل نو و ابتكاری بودنش بمنظور جایگزینی سایر نظامهای مالیاتی متداول در ایران در نظر گرفته شده، لذا تاریخچه ای هم ندارد و بهمین علت در ادبیات اقتصادی و یا اجراء سهمی در مالیه عمومی نداشته است.
● در تعریف دیگر سهم دولت آمده است:
سهم دولت یعنی قسمتی از سود مكتسبه در فروش طبق قانون كه پس از طی یك دوره عملیاتی از فروشنده دریافت می شود. و یكی از اركان و مهمترین ركن سیاستهای مالی دولت است كه حذف معافیتهای غیرضرور و ایجاد منبع جدید درآمد دولت محسوب می شود. این نوع مالیات شامل هزینه های تولید نمی شود. بنابراین در انباشت مرحله ای فروش، جایگاهی ندارد زیرا در هر دوره عملیاتی اخذ می گردد.
و به همین علت بدون از بین رفتن انگیزه تولید و سرمایه گذاری با نرخ كمتری نسبت به مالیاتهای انباشت وصول می گردد. بنابراین انگیزه فرار مالیاتی را كاهش می دهد و دولت را در جهت نیل به اهداف عالیه خود یاری می كند. زیرا نوعی درآمد ثابت محسوب می گردد و راه علمی و كاربردی با ضمانتهای اجرای قابل قبول برای افزایش درآمدهای دولت بشمار می آید.
در صورت اجرای برنامه های افزایش یا كاهش درآمد، بسرعت جواب می دهد در نتیجه انعطاف پذیر می باشد. برای سرمایه گذاری و تولید انگیزه ها را از بین نمی برد پس خنثی، دارای كارائی و بر محور عدالت استوار است.
نه تنها نوسان قیمتها را بوجود نمی آورد، بلكه در بلندمدت بر تثبیت قیمتها كمك می كند. در نتیجه بر مصرف كننده تحمیل نخواهد شد زیرا كالاهای ضروری عامه را شامل نمی شود. و اثر انبساطی آن نسبت به سایر مالیاتهای دیگر كمتر است و بدلیل وجود سهم دولت در صورتحسابهای مالی (فاكتورها) نوعی كنترل كننده بحساب می آید كه درجه اعتبار فاكتورها را افزایش می دهد.
و به دلیل آنكه در هر فاكتور خرید و فروش، واژه سهم دولت لحاظ شده و طبق قانون و براساس عدالت فقط به سود حاصله تعلق می گیرد.
بنابراین عنوان؛ سهم عادلانه دولت از سود حاصله در هر دوره عملیاتی برای آن بكار رفته است. در قسمتی از طرح با تأكید بر اینكه: هر خریدار مشوقی برای فروشنده است تا فاكتور فروش صادر كند و خریدار موظف به نگهداری آن فاكتور رسمی می باشد. لذا اجرای آن هم ساده و آسان و در عین حال منجر به كاهش هزینه ها می شود زیرا ضریب پذیرش آسان تر آن توسط عموم مردم قابل قبول و بالاتر از ضریب پذیرش سایر مالیاتهای دیگر می باشد. و دلیل بهتری برای مجریان طرح محسوب می گردد.
به این خاطر هزینه ها كاهش می یابد كه خوداظهاری یك فرهنگ اجتناب ناپذیر برای پرداخت سهم دولت جایگاه خود را در جامعه ثابت می كند. و همانطور كه دریافت خمس و زكات هزینه ای دربرندارد، دریافت سهم دولت هم افزایش در هزینه های جاری ندارد.

منبع : روزنامه کیهان

آشنایی با مفاهیم مالیات

آشنایی با مفاهیم مالیاتآن چه که در پی می‌آید، ویرایش نخست اولین بخش از مقاله‌ی «آشنایی با مفاهیم مالیات» است؛ از مجموعه‌ی متون آموزشی آشنایی با «مفاهیم علم اقتصاد» ، ویژه‌ی خبرنگاران سیاستی و سیاست‌پژوهان در بخش اقتصادی که در سرویس مسائل راهبردی دفتر مطالعات خبرگزاری دانشجویان ایران، تدوین شده است.
این مقاله سعی می‌کند ضمن آشنایی خوانندگان با ادبیات مالیاتی، به توضیح انواع مالیات‌ها بپردازد و با نگاه به مسائل ایران، زمینه های بررسی دقیق تر سیاست‌های مالیاتی را فراهم کند.
از آن‌جایی که سیاست‌گذاری در حوزه‌های مختلف اجرایی وابستگی زیادی به سیاست‌ها و نظریه‌های اقتصادی حاکم بر زمینه‌ی سیاست‌گذاری دارد، سرویس مسائل راهبردی ایران، آشنایی با مفاهیم علم اقتصاد را مقدمه‌ی ایجاد یک عرصه‌ عمومی برای گفت وگوی دانشگاهیان و حرفه‌مندان با مدیران و سیاست‌گذاران درباره‌ی سیاست‌ها و استراتژی‌ها در بخش‌های مختلف تخصصی مرتبط با دانش خود، می‌داند و برای آشنایی خبرنگاران و دانشجویان سیاست‌پژوه در حوزه‌های تخصصی، اقدام به تدوین و ارائه‌ی متونی آموزشی در این‌باره می‌کند.
سرویس مسائل راهبردی ایران rahbord.isna@gmail.com آمادگی خود را برای دریافت پیشنهادات و مقالات دانشجویان و پژوهشگران محترم در این باره اعلام می‌کند.
دولت برای تأمین هزینه‌های خود ازمنابع مختلف، درآمد تحصیل می‌کند. گرچه بخشی ازدرآمدهای دولت در کشور ما ازطریق استقراض از بانک مرکزی، بخشی از فروش نفت و بخشی دیگر از درآمد حاصل از خدمات مختلف مانند خدمات پستی، حمل و نقل و انحصارات دولتی است، اما مالیات نیز بخش بسیار مهم و اثرگذاری از درآمد دولت را تشکیل می‌دهد. اهمیت مالیات بیشتر از آن جهت است که ارتباط میان مردم و دولت را حفظ کرده و دولت را ملزم به پاسخ‌گویی دربرابر درآمد به‌دست آمده می‌کند.
صاحب‌نظران اقتصاد و توسعه معتقدند که درآمدهای مالیاتی در راستای تأمین هزینه‌های دولت، شرایط نامطلوب اقتصادی آن جامعه را بهبود می‌بخشد. سهم درآمدهای مالیاتی دولت‌ها ازتولید ناخالص داخلی کشورها معمولاً قابل ‌توجه است. البته دراقتصاد ایران این سهم رقم بسیار ناچیزی است.عدم فاصله‌ی میان دولت و مردم مهمترین مساله در پرداخت «با رغبت» مالیات است. زمانی که مردم بدانند هرگونه شانه خالی کردن از زیر پرداخت مالیات در نهایت به زیان خود آن‌هاست و مانع از اجرای برنامه‌های رفاهی دولت خواهد شد، مطمئنا مالیات را با رغبت خواهند پرداخت. این موضوع الزامات بسیاری دارد که از آن جمله پاسخ‌گویی دقیق دولت به مطالبات مردم و انتقادهاست.
● تعریف مالیات
مالیات (tax) قسمتی ازدرآمد یا دارایی افراد است که به منظور پرداخت مخارج عمومی و اجرای سیاست‌های مالی درراستای حفظ منافع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی کشوربه موجب قوانین و به‌وسیله‌ی اهرم‌های اداری و اجرایی دولت وصول می‌شود.عده‌ای از صاحب‌نظران مالیات را مبلغی می‌دانند که دولت از اشخاص، شرکت‌ها و مؤسسات برطبق قانون برای تقویت عمومی حکومت و تأمین مخارج عامه می‌گیرد، پس مالیات برای پرداخت مخارج عمومی و اجرای سیاست‌گذاری مالی لازم است. البته قانون گذار در متن قانون مالیات‌های کشور ما اشاره ای به هدف توزیع عادلانه‌ی ثروت نکرده است.
● عوامل تعیین میزان مالیات
۱) مبنای مالیات(پایه‌ی مالیاتی):
مبنای مالیات عامل متغیر یا هر مفهوم دیگری همچون درآمد یا دارایی است که طبق قانون بر آن ، مالیات وضع می‌شود.
۲) نرخ مالیات:
درصدی از مبنای مالیات یا پایه‌ی مالیاتی است که مبنای محاسبات مالیات مورد نظر قرار می‌گیرد، به عبارت دیگر نرخ مالیات در هر مبنا اندازه‌ی اخذ مالیات را با توجه به قوانین و آیین‌نامه‌های مالیاتی دولت‌ها درمبنای مورد نظر نشان می‌دهد. انواع محاسبه نرخ مالیات به شرح ذیل است:
▪ نرخ مالیات تناسبی:
نرخی که بدون توجه به تغییرات مبنای مالیات، همیشه ثابت است.
▪ نرخ مالیات تصاعدی:
برعکس نرخ تناسبی با افزایش مالیات مقدارش افزایش می‌یابد که لزوماً متناسب با افزایش مبنای مالیات نیست.
▪ نرخ مالیات تنازلی:
هرچه مبنای مالیات وسیع‌تر می‌شود، ازنرخ مالیات کاسته می‌شود.
۳) مبلغ مالیات:
مبلغی که برمبناهای مختلف تعلق می‌گیرد و از مؤدیان وصول می‌گردد. به‌طورمعمول در هر کشور تعیین میزان مالیات‌ها با توجه به نیازها و هزینه‌های بخش عمومی و فواید حاصل از اجرای برنامه‌های دولت صورت می‌گیرد.
ازعوامل دیگر تعیین میزان و حد مالیات‌ها، مقایسه هزینه‌ی آن با هزینه‌های منابع غیرمالیاتی ازقبیل وام‌ها اعم از داخلی و خارجی است. اغلب کشورهای درحال توسعه با کسری بودجه‌های سالانه و مشکلات مالی در زیر ساخت‌های اقتصادی و اجتماعی مواجهند، افزایش درآمدهای مالیاتی یکی از راه‌های طبیعی و بدیهی مقابله با این مشکل است.
هرگونه افزایش در درآمدهای مالیاتی به یکی از صور زیر قابل حصول است:
▪ افزایش نرخ مالیات‌های موجود و جاری؛
▪ افزایش مبنای مالیات‌های موجود و جاری ازطریق حذف‌ معافیت‌ها و بخشودگی‌ها
▪ برقراری مالیات جدید
● انواع مالیات
معمولاً مالیات‌ها را به دونوع تقسیم می‌کنند: مالیات‌های مستقیم و مالیات‌های غیرمستقیم.
گرچه تعریف جامع و مانعی از مالیات‌های مستقیم و غیرمستقیم دردست نیست، با این وجود می‌توان گفت که مالیات‌های مستقیم باتوجه به اوضاع و احوال شخص (میزان دارائی و درآمد) وضع می‌شود، درحالی‌که مالیات‌های غیرمستقیم اغلب روی قیمت کالاهای مورد مصرف عمومی کشیده می‌شود و درهنگام توزیع یا فروش به روش‌های مختلف وصول می‌گردد. مالیات‌های مستقیم به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند که مهم‌ترین آن‌ها مالیات بر دارایی و مالیات بر درآمد است.
البته امروزه مبنای متداول مالیاتی در جهان بر سه اصل «دارایی»، «هزینه» و «مصرف» استوار است. درآمد عوایدی است که به‌ طور مستمر در فواصل معین عاید شخص می‌گردد در حالی‌که دارایی از اموال منقول و غیرمنقولی تشکیل می‌شود که قبلاً جمع‌آوری شده و دریک زمان ثابت است.
مهم‌ترین مالیات‌های مستقیم و غیر مستقیم معمول در اغلب کشورها
۱) مالیات بر درآمد شخصی
این مالیات ممکن است برانواع درآمد شخص یا برمجموع درآمد وی وضع شود. درمالیات برانواع درآمد، هریک از منابع متعدد درآمد شخصی (مانند حقوق، بهره پول، درآمد املاک، اجاره‌بهای مستغلات، درآمد حاصل از تصدی مشاغل آزاد مانند درآمد پزشکان، وکلای دادگستری و...) معمولاً به طرق و نرخ‌های مختلف مشمول مالیات قرارمی‌گیرد.
در مالیات بر مجموع درآمد کلیه عواید شخص ازمنابع مختلف درآمد روی هم محاسبه می‌شود و معمولاً پس از کسر بخشودگی‌های مقرر درقانون با «نرخ‌های تصاعدی» مشمول مالیات قرارمی‌گیرد. به‌طورکلی وصول مالیات برانواع درآمد سهل‌تراست ولی مالیات برمجموع درآمد بیشتر منطبق با عدالت مالیاتی است.
ازآن‌ جا که مالیات بردرآمد شخصی به ترتیبی که توضیح داده خواهد شد یک نوع انعطاف‌پذیری دردریافت مالیات بوجود می‌آورد که یکی از عوامل مهم ثبات اقتصادی محسوب می‌شود، امروزه دراغلب کشورها مالیات بردرآمد مهم‌ترین منبع عواید دولتی به حساب می‌آید.
انتقاد وارد بر مالیات بردرآمد شخصی این است که موجب کاهش انگیزه‌ی فعالیت شخصی و سرمایه‌گذاری مولد می‌گردد. اما مالیات بردرآمد دو جنبه دارد که ممکن است اثرات یکدیگر را خنثی کنند. ازیک سو چون دولت قسمتی از درآمد حاصل ازکار و فعالیت افراد را به عنوان مالیات اخذ می‌کند بدین ‌جهت ممکن است افراد فراغت را به کار و فعالیت بیشتر ترجیح دهند و این عمل ازنظر اقتصادی مفید نمی‌باشد. از سوی دیگر چون مالیات بردرآمد شخصی باعث می‌شود که پس از کسر مالیات، درآمد خالص (درآمد قابل تصرف) کمتری باقی بماند، ممکن است این امر موجب شود که افراد برای حفظ سطح زندگی و میزان مصرف خود برساعات کار بیافزایند و با کوشش و فعالیت بیشتر کمبود درآمد را جبران کنند. اما بی‌شک مالیات بردرآمد شخصی باعث کاهش پس‌اندازهای اختیاری افراد می‌شود و این امر ممکن است موجب تقلیل سرمایه‌گذاری خصوصی شود که باید با سرمایه‌گذاری دولتی جبران شود.
۲) مالیات بر درآمد شرکت‌ها
از مجموع عواید شرکت، مخارج و هزینه‌های مختلف کسر می‌گردد و درآمد ویژه باقی می‌ماند که به نرخ‌های تصاعدی مشمول مالیات قرارمی‌گیرد. لیکن محاسبه درآمد ویژه شرکت‌ها و نوع هزینه‌هایی که باید کسر شود به سادگی امکان‌پذیر نیست. از طرف دیگر باید میان مالیات و سرمایه‌ی اولیه‌ی تشکیل شرکت‌ها تناسب معقولی برقرار گردد تا عدالت مالیاتی رعایت شود؛ به گونه‌ای که شرکت‌های با سرمایه‌ی اولیه‌ی کم‌تر مالیات‌ کمتری نسبت به شرکت‌های با سرمایه‌ی اولیه‌ی بیشتر بپردازند. برای حل این مسائل روش‌های مختلف مالی و حسابداری به کار گرفته می‌شود.
شرکت‌های بازرگانی سعی می‌کنند که قیمت و میزان تولید خود را به نحوی تنظیم کنند که منافع آن‌ها حداکثر شود، پس همیشه این امکان وجود دارد که شرکت‌های مذکور از طریق افزایش قیمت کالای خود قسمتی از مالیات متعلقه را به مصرف‌کنندگان انتقال دهند. چنانچه تقاضا برای کالای مزبور درمقابل افزایش قیمت چندان تغییر نکند (مردم مجبور باشند آن کالا را تهیه کنند و کالا ضروری باشد) امکان انتقال مالیات بیشتراست.
مالیات بردرآمد شرکت‌ها از مقدار وجوهی که درسرمایه‌گذاری جدید به کارمی‌افتد می‌کاهد، زیرا این نوع مالیات باعث می‌گردد که از سرمایه‌گذاری مجدد مقدار وجوهی که به عنوان مالیات به دولت پرداخت می‌شود جلوگیری به عمل آید و سود قابل توزیع بین صاحبان سهام نیز کاسته شود. واضح است که کاهش پس‌انداز شرکت و هم‌چنین تنزل پس‌انداز صاحبان سهام به علت تقلیل سود سهام که درنتیجه وضع مالیات حاصل شده است، دربازارپول و سرمایه اثر می‌گذارد و نتیجتاً درکاهش سرمایه‌گذاری مؤثر واقع می‌شود. به همین جهت در بسیاری از کشورها سود توزیع نشده شرکت‌ها از پرداخت مالیات معاف می‌گردد و درتعیین نرخ‌های مالیات بردرآمد شرکت‌ها نیز جانب اعتدال رعایت می‌شود.
۳) مالیات بر دارایی
مالیات بر دارایی به انواع مختلفی مانند مالیات بر ارزش اراضی، مالیات بر ارث و نقل و انتقلات بلاعوض و مالیات نقل و انتقالات قطعی تقسیم می‌شود. مالیات بر ارث و نقل و انتقالات بلاعوض در تعدیل توزیع غیرعادلانه ثروت مؤثر است و از نظر اداری نیز تشخیص و وصول آن نسبتاً آسان است. مالیات براراضی ممکن است بر قیمت اراضی و یا افزایش ارزش اراضی وضع شود. درصورتی که مالیات براضافه ارزش اراضی وضع شود اضافه ارزش مزبور هرساله ارزیابی می‌شود و مشمول مالیات قرارمی‌گیرد. گاهی‌ مالیات براضافه ارزش اراضی در موقع انتقال املاک و اراضی وصول می‌گردد. معمولاً هرقدر فاصله بین خرید و فروش کمتر باشد نرخ مالیات بیشتر است و بدین‌ ترتیب مبلغ مالیات با فاصله زمانی بین خرید و فروش اموال و مقدار منفعتی که درنتیجه معامله حاصل گردیده است ارتباط پیدا می‌کند. مالیات‌های مزبور وسیله مؤثری برای جلوگیری از سفته‌بازی درمعاملات غیرمنقول به شمار می‌رود و ممکن است درتجهیز پس‌انداز خصوصی برای سرمایه‌گذاری مولد مؤثر واقع شود. دربسیاری از کشورها، مالیات بر اراضی و منازل مسکونی مهم‌ترین منبع درآمد برای شهرداری‌ها و حکومت‌های محلی به‌شمار می‌رود.
۴) مالیات بر مصرف و فروش
مالیات برمصرف که نوعی مالیات غیر مستقیم است، روی قیمت کالاهای مورد مصرف عمومی کشیده می‌شود و از تولید کننده‌ی کالاها و خدمات مزبور وصول می‌شود. بنابراین مالیات برمصرف جزئی از قیمت کالا را تشکیل می‌دهد به نحوی که معمولاً مصرف کننده نمی‌تواند تشخیص دهد چه مقدار از قیمت کالا بابت مالیاتی است که تولید کننده و یا فروشنده به دولت می‌پردازد. مالیات برمصرف اغلب به کالاها و خدماتی تعلق می‌گیرد که درمقابل تغییرات قیمت حساسیت کمی دارند و به همین جهت این نوع مالیات یکی از منابع مهم درآمد دولت را تشکیل می‌دهد. کالاها و خدماتی که دراغلب کشورها مشمول مالیات برمصرف قرارمی‌گیرند عبارتند از: دخانیات، بنزین، قند و شکر و بعضی دیگر از کالاهای تجملاتی و ضروری، چون اگراین مالیات برکالاهای ضروری وضع ‌شود، سنگینی آن را طبقات کم بضاعت بیشتر احساس می‌کنند.
مالیات برفروش به کالاهایی تعلق می‌گیرد که درمرحله خرده‌فروشی به دست مصرف کننده می‌رسد. دراین نوع مالیات فروشگاه‌ها موظف هستند که مبلغ مالیات را مجزا از قیمت کالا حساب نموده و در یک رقم جداگانه به نحوی که مصرف‌کننده از مبلغ آن اطلاع حاصل کند، دریافت دارند. غرض از این نوع محاسبه آن است که مصرف کننده مالیات را بپردازد. در ایران این نوع مالیات وجود ندارد.
۵) مالیات بر ارزش افزوده (VAT)
به‌ طورخلاصه مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات غیرمستقیم عام بر عموم کالاها و خدمات (مگر موارد معاف) است که به‌صورت چند مرحله‌ای از اضافه ارزش کالاهای تولید شده (ارزشی که درهرمرحله به ارزش کالا افزوده می‌شود) یا خدمات ارائه شده در مراحل مختلف تولید و توزیع اخذ می‌شود. به عبارت دیگر مالیاتی است که درطول فرآیند تولید و خدمات ازمحل تولید تا فروش کالا به مشتری نهایی، مرحله‌ به ‌مرحله اخذ می‌شود. نکته مهم آن‌که چون جمع ارزش افزوده‌های بنگاه‌های اقتصادی دریک کشور برابر تولید ملی همان کشور است (معاملات واسطه‌ای - کل معاملات = ارزش افزوده) بنابراین مالیات برارزش افزوده، برابر مالیات بر تولید ناخالص ملی است. به عبارت دیگر پایه مالیات برارزش افزوده، تولید ناخالص ملی است.
اکثریت بالایی از کشورهای پذیرنده‌ی مالیات برارزش افزوده، این مالیات را تا حد زیادی جایگزین مالیات‌های دیگر به‌خصوص مالیات‌های بر مصرف و فروش ساخته‌اند. باید توجه داشت که به علت گستردگی پایه مالیاتی در این نوع مالیات می‌توان نرخ مالیاتی را در سطح پایین برقرارکرد.
مالیات برارزش افزوده می‌تواند تا حد زیادی جایگزین مالیات‌های دیگر شود، هم‌چنین امکان دارد این مالیات بخشی از فعالیت‌های اقتصادی را که تحت پوشش قراردادن آن‌ها با استفاده از سایر روش‌ها مثل مالیات برفروش دشوار است را پوشش دهد.
مالیات برارزش افزوده سازوکار خود اجرایی دارد، لذا احتمالاً هزینه‌های جمع‌آوری درمقایسه با سایر روش‌های اخذ مالیات پایین‌تراست. هم‌چنین استفاده از این روش موجب کاهش مالیات مضاعف، کاهش فرارهای مالیاتی و کاهش وقفه زمانی پرداخت نیز می‌شود. این نوع مالیات به دلیل افزایش قمیت تمام شده‌ی فروش درمراحل مختلف ممکن است اثر تورمی داشته باشد، اما چنانچه با گسترش پایه‌ی مالیاتی نرخ‌های مالیات کاهش یابد، چندان به صراحت نمی‌توان دراین خصوص اظهارنظر کرد.
هم‌چنین اثر این مالیات در درآمد گروه‌های کم‌درآمد غیرقابل اجتناب خواهد بود. حتی اگر مالیات فوق به آخرین حلقه که خرده فروشی است برقرار نشود، انتقال مالیات به قیمت خرده فروشی قطعی خواهد بود در نتیجه گروه‌های با درآمد کم و متوسط نسبت به گروه‌های با درآمد بالا، سهم بیشتری از درآمدشان را بابت مالیات پرداخت می‌کنند این مالیات تنازلی است.

تدوین:
مهسا شهسواریان، کارشناس اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی
، میثم شعبانی، کارشناس اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی

منبع : صنایع نیوز

سهم ناچیز مالیات در اقتصاد ایران

 

سهم ناچیز مالیات در اقتصاد ایراندولت ها در جهت گذران امور جاری خود و نیز ورود به برخی سرمایه گذاری های عام المنفعه که رغبتی برای ورود بخش خصوصی وجود ندارد، نیازمند پول هستند. برخی امور نیز وجود دارند که ورود بخش خصوصی به آن باعث ایجاد مفسده است، امنیت و قضا از جمله این موارد است لذا دولت به عنوان مرکز اعمال اراده عمومی باید موارد مذکور را به انجام رساند. بهترین منبع درآمدی دولت چیست و دولت برای انجام وظایف خود چگونه باید منابع مورد نیاز را فراهم آورد؟ در کنار سایر منابع درآمدی دولت از مالیات به عنوان مهمترین منبع تغذیه دولت نام برده می شود، به نوعی که در ادبیات اقتصادی کلاسیک جهان تمام هزینه های دولت باید از طریق مالیات ها تامین شود.
طبق تعریف «مالیات وجوهی است که دولت باید برای تامین هزینه های خود از اشخاص کسب کند». منابع دریافت مالیات نیز عموماً مالیات بر درآمد، مالیات بر ارث، حق تمبر، مالیات بر درآمد املاک، مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی و مالیات بر درآمدهای اتفاقی است. در عموم کشورهای دنیا و به ویژه کشورهای توسعه یافته هزینه های دولت از طریق مالیات ها تامین می شود. پرداخت مالیات توسط شهروندان، آنها را نسبت به اقدامات دولت حساس خواهد کرد به دیگر سخن مودی مالیاتی چون به سهم خود بخشی از هزینه های دولت را تامین می کند امکان دارد که اقدامات دولت به طور مستقیم و غیرمستقیم در راستای افزایش رفاه عمومی و امنیت اجتماعی مالیات دهنده باشد. از طرف دیگر دولت نیز مراقب افکار عمومی است و تلاش دارد فعالیت های خود را در چارچوب خواسته مردم توجیه و تبیین کند و این به نوعی یک همبستگی ارگانیک بین دولت و ملت پدید می آورد، هر چه منابع درآمدی دولت مستقل از افراد باشد به همان میزان دولت خودرای و مستقل از اراده واقعی مردم است و با ضریب فزاینده بیشتری به شکاف دولت-ملت دامن می زند زیرا دولت دیگر وامدار مردم نیست و مصلحت ملی را نه ملت که خود و با جیب مستقلش تعیین می کند. نتیجه این رویه معلوم است و نیازی به تحلیل ندارد.
● مالیات در ایران
در حالی که طبق آمارهای اعلام شده تولید ناخالص ملی کشور در سال ۸۵، بالغ بر ۴۵۰ ملیارد دلار برآورد شده است اما میزان مالیات های جمع آوری شده توسط دولت اصلاً در حد رضایت بخشی قرار ندارد، به عبارت دیگر رقم مالیات های جمع آوری شده هیچ تناسبی با GNP ندارد. طبق آمارهای اعلام شده در نماگرهای بانک مرکزی در حالی که رقم هزینه های جاری دولت ۳۷۷۹۳۵ میلیارد ریال بوده است کل درآمدهای مالیاتی ۱۷۷۶۱۷ میلیارد ریال بوده که هیچ تناسبی با هم ندارند، یعنی در حالی که دولت باید حداقل هزینه های جاری خود را از طریق مالیات ها تامین کند حتی نتوانسته ۴۰درصد این رقم را نیز جذب کند.
● چرا سهم مالیات در اقتصاد ایران ناچیز است
۱) سازمان امور مالیاتی در کشور از یک ساختار تقریباً سنتی برخوردار است، در حالی که این سازمان باید با وصول مالیات های متناسب از مشاغل با درآمدهای بالا به کارکرد مهم خود مبنی بر ابزار گسترش عدالت دولت تبدیل شود اما متاسفانه اطلاعات این سازمان در حداقل ممکن خود قرار دارد. آیا سازمان امور مالیاتی آمار همه فعالان اقتصادی را دارد؟ آیا از گردش مالی کشور در بخش های اقتصادی باخبر است؟ آیا در جهت استقلال سیاست های خود از سیاست های تحمیلی دولت حرکت می کند؟ و در کلام آخر آیا می داند مردم چقدر درآمد دارند؟ آمار ذکرشده در خصوص تولید ناخالص ملی و نیز رقم درآمدهای وصولی نشانگر این است که این سازمان به هیچ وجه روی ماموریت های خود چفت نیست. سازمان امور مالیاتی باید با همکاری سایر دستگاه ها و به ویژه بخش انفورماتیک کشور نسبت به جمع آوری اطلاعات فعالان اقتصادی اقدام کند. وابستگی به شیوه خوداظهاری مالیاتی دلیل ناتوانی و جمع آوری اطلاعات فعالان اقتصادی است.
۲) آیا کارمندان بخش مالیاتی کشور به این نکته نیز اذعان دارند که قوانینی که آنها طبق آن عمل می کنند ضعف دارد یا اینکه از اراده لازم برای اعمال قانون برخوردار نیستند یا گاهی به اراده خود بر خلاف قانون جهت می دهند.
۳) وابستگی دولت به درآمدهای نفتی و بی نیازی از درآمدهای مالیاتی باعث شد سازمان امور مالیاتی در حاشیه قرار بگیرد و در ساختمان شیشه یی خود نگران وصول درآمدها نباشد. به دیگر سخن هنگامی که دولت احساس نیاز کند به سراغ سازمان می رود تا از فعالان اقتصادی مالیات متناسب را اخذ کند. عدم توجه جدی دولت به این مقوله که ارقام آن را اثبات می کند شکاف بین فقیر و غنی را که خلاف اصل عدالت اجتماعی است روز به روز بیشتر کرده است.
۴) ناتوانی سازمان امور مالیاتی در شناسایی درآمدها و امکان فرار مالیاتی باعث شده ماهیت اقتصاد کشور بازرگانی باشد. درآمد این بخش بسیار بالا اما رقم مالیات دریافتی اندک است.
۵) یکی از دلایل عمده رقم پایین درآمد مالیاتی، اقتصاد دولتی است. جای تاسف دارد که در مقابل ارقام درآمدی شرکت های فعال و سودده دولتی در قانون بودجه سال ۸۶ میزان مالیات پرداختی رقم صفر اعلام شده است، یعنی برخی شرکت های سودده تجاری با آنکه حجم قابل توجهی از بودجه دولت را می بلعند اما مالیات نمی دهند.
۶) دولت باید از هر نوع درآمد مشروع و شناخته شده یی مالیات بگیرد، ضمن آنکه در شناسایی درآمدها ناتوان است و در غالب اظهارات نیز رقم درآمد بسیار کمتر ذکر می شود اما بی توجهی دولت به برخی درآمدهای مشمول مالیات نیز جای تعجب دارد.

منبع : روزنامه اعتماد

مالیات و مفهوم اقتصادی آن

 

مالیات و مفهوم اقتصادی آنواژه ها نیز همچون پدیده های رشد یابنده هستی دارای دگرگون پذیری و رشد و تحول بوده و در راستای زمان مفاهیم گوناگونی بخود می گیردو در جهت تعبیراز پنداشتها آهنگها باورها آرمانهای متفاوت بکار گرفته شده و در معانی ویژه ای رایج می شوند.
مالیات نیزاز جمله واژه هائی است که دارای چنین سرنوشتی می باشد. مفاهیم گوناگون مالیات در تاریخ با همه تفاوتهای آن دارای عناصر مشترک و در نهایت معنای مشترکی خواهد بود.
بنابراین مالیات کلمه ای است گنگ و دارای مفاهیم مختلف وانواع و ابعاد گوناگون ازاینرو نیاز به بررسی و باز کاوی دارد.
● مفهوم کلی مالیات
واژه مالیات که از مال گرفته شده از نظر فرهنگ شناسان در معانی زیر بکار برده شده است:
(اجرو پاداش)( زکات مال) ( سرپرستی و چراندن گله های گوسفند) (در جریمه ای که حکومت بمناسبت ارتکاب جرائم ویژه از مرتکبین می گیرد)(باج)(خراج) و بالاخره مالی که دولتها بطور سالانه از شهروندان خود می گیرند. ۱اما دراصطلاح اقتصاددانان جدید مالیات اینگونه تعریف شده است:
مالیات مقدار پول و یا مالی است که شهروندان یک کشور طبق قانون به دولت خود می پردازند تا در جهت اداره امور کشور تامین کالاها و خدمات عمومی و ضروری تضمین امنیت و دفاع همگانی و عمران و آبادانی توسط دولت مورد بهره برداری قرار بگیرد.
مالیات ریشه تاریخی طولانی و عمیقی دارد و عمر آن با پیدایش نخستین حکومتها و سازمانهای مدیریت اجتماعی همراه می باشد.
تنها نوع و مقدار مالیات و نحوه وصول آن متفاوت بوده است اصل آن هیچگاه متروک نمی شده است. در برخی از کشورهای جهان باستان از قبیل کلده و آشور در(بین النهرین)(آتن)در فرنگ وصول مالیات از مردم تابع قوانین مدون بوده ولی در بسیاری از نقاط جهان مسئله مالیات از نظر چگونگی وصول واندازه آن تابع اراده دولت مرکزی و یا پادشاه بوده است که در برابر دریافت مقداری پول و یا کالا در سال حکومت و فرمانداری مناطق گوناگون را به افراد واگذار می کرده است.
حاکم منطقه نیز که به یک طایفه و قبیله بلوک و منطقه و یا شهر و ایالتی منصوب می شد آن اندازه از پول و کالا جهت دولت مرکئز باافزودن مبالغ هنگفتی برای اداره امور منطقه و خود و ذخیره شخصی بطور سرانه و یا خانواری از مردمان زیر سلطه خود وصول
می کرد. و در نپرداختن آن برای پادشاه و حاکم منطقه هیچ عذری پذیرفته نبود وشعار یا سر بده یا مالیات وخراج برای همگان مفهوم رعب انگیز خود را داشت. عجیب است که این روش منحوس حتی در میان سلاطین و حاکمان ستمگر پس ازاسلام در کشورهای اسلامی مانند بنی امیه و بنی عباس تا نادرشاه افشار و پس ازاو نیز رایج بوده است و نادرشاه گنجینه های افسانه ای خود موسوم به کلات نادری را بیشترازاین طریق گردآورده بود.
از دیگر تفاوتهای عمده مسئله مالیات درگذشته و حاضراین است که سلاطین و رژیمهای گذشته مالیات را برای ایجاد عمران و آبادانی در کشور نمی گرفتند بلکه خراج ها باجها و مالیاتهای وصول شده را جزو دارائی و گنجینه های شخصی خود قرار داده و برای گردش امور دربار حرمسرا و تامین زندگی شاهزادگان وامیرزادگان عیاش و خوشگذران مورد بهره برداری قرار می دادند. حتی در بسیاری موارد حقوق سربازان از طریق صدور و فرمان:غارت همگانی شهرهای فتح شده و مغلوب]تامین می شده است و نه از خزانه دولت.
اینگونه برخورد زشت زمامداران خود سر با مسئله مالیات و جایگزینی چپاولگرانه آن در ذهنیت مردم شرق موجب گشته تااگر در مواردی هم مالیات در جهت مصلحت مردم بطور قانونی تنظیم گردد مردم سرباز زنند و بگونه ای از پرداخت آن گریز کنند و همچون مردم کشورهائی که نظام قانونی بر آنان حاکم است مالیات راامری طبیعی و در برابر فعالیت های عمرانی و خدماتی واداری دولت ندانند.
غافل ازاینکه مسئله تحریم عشر واکنشی مناسب در برابراسراف کاریهای حکام غاصب و ستمگر آن عصر بوده است و نمی تواند گوناگون مفهوم مالیات در شرایط متفاوت تاریخی دلیل بر مطلب باشد.
این واژه بویژه در نظام جمهوری اسلامی دقیقا در نقطه مقابل آن مفاهیم نادرست تاریخی قرار دارد. و مالیات طبق قوانین و ضوابط معین خواهد شد و برای عمران و آبادی کشور و صیانت ازبیضته اسلام مصرف می شود.
ازاینرو در عصر حاضر یکی از پایه های استوار کشورداری ترقی و پیشرفت وارائه خدمات به مردم و در نتیجه دریافت مالیات می باشد دریافت مالیات از جامعه در کشورهای جهان امری طبیعی و براساس سیاست مالی می باشد و در برخی از کشورهای صنعتی جهان ۹۰ تا ۹۸ درصد بودجه عمومی از طریق مالیاتها تامین می شود و مردم نیز هیچگونه واکنش منفی در برابر آن بروز نمی دهند.
● انواع مالیات
مالیات را بر پایه مبانی ملاکها واعتبارات گوناگون می توان تقسیم بندی کرد وانواع آن را مشخص نمود.
▪ مالیات مستقیم و غیرمستقیم
براساس این تقسیم بندی مالیات از نظر چگونگی تعلق گرفتن به کالاهای مورد مالیات دو نوع می تواند باشد: مستقیم یا غیرمستقیم.
۱) مالیات مستقیم:
بدون هیچ واسطه ای روی درآمدافراد و یا سازمانها و موسسات اقتصادی بسته شود و توسط مامورین دولتی بطور مستقیم وصول شود. مانند مالیات سرانه ای که دولت براساس افراد ساکن در کشور و طبق آمارافراد هر خانوار مالیات می گیرد ازاین قبیل مالیاتی که دولت بطور مستقیم از حقوق کارمندان خود کسر می کند.
مالیات مستقیم اگر براساس میزان دارائی و یا درآمداشخاص و موسسات استوار باشد و شامل درآمدهای سطح پائین نگردد در تامین عدالت اجتماعی نقش بسزایی خواهد داشت.
۲) مالیات غیرمستقیم:
آنستکه با واسطه و بطور غیرمستقیمم ازاصل در آمدشهروندان گرفته می شود واغلب پرداخت کننده می تواند آنها را به اشخاص دیگری منتقل کند و خود وسیله پرداخت مالیات باشد.
مالیات غیرمستقیم در شکلهای گوناگونی قابل پیاده شدن می باشد و پرداخت آن نیز بااینکه بر دوش همگان می باشد ولی محسوس نیست بطور معمول عموم مردم وجود آن رااحساس نمی کنند.
مانند: عوارض گمرگی که بر ورود و صدور کالاها بسته می شود که در نهایت از نوع مالیات غیرمستقیم بشمار می آید. زیرا وارد کننده کالا به میزان عوارضی که ازاین بابت به دولت می پردازد به نرخ فروش کالا در بازارهای داخلی می افزاید چنانکه صادرکنندگان کالاهای داخلی به خارج نیز در هنگام خرید و فروش میزان عوارضی را که باید بابت صدور کالا بپردازند از نظر دور نمی دارند.مالیات بر فروش از دیگر شکلهای مالیات غیرمستقیم می باشد. و آن باین صورت است که ابتدا دولت روی یک کالای ویژه مالیات می بنددو در نتیجه بطور قهری قیمت آن برای مصرف کنندگان افزایش می یابد و در مجموع باید گفت: سنگینی مالیاتهای غیرمستقیم بر دوش اکثریت قشرهای کم درآمد و فقیر جامعه می باشد: زیرا در پرداخت این مالیات آن کس که دارد و آن کس که ندارد هر دو باید زیر یک بار بروند در این صورت فشار بر کسی است که ندارد.
● تقسیمی دیگراز مالیات
ازاین دیدگاه که چند درصد مالیات گرفته شود واز چه نوع درآمدی و با چه محاسبه ای مالیات به سه نوع تقسیم می شود.
الف) مالیات تصاعدی
ب) مالیات تنازلی
ج) مالیات تعادلی
▪ مالیات تصاعدی:
به این صورت است که آنانی که از درآمد بیشتری برخور دارند بصورت تصاعدی مالیاتش افزایش می یابد و درصد بیشتری از درآمدشان را بایستی به عنوان مالیات پرداخت کنند.ازاینرو میزان مالیات هماهنگ با میزان رشد درآمد افزایش می یابد. در نوع تصاعدی ثروتمندان بمراتب بیشتراز فقرا مالیات می پردازند و قشرهای فقیر جامعه در بلند کردن اهرم سنگین مالیات سهم بسیار کمتری دارند.
▪ مالیات تنازلی:
عکس روش تصاعدی است. یعنی نظام مالیاتی کشور بگونه ای تنظیم شده است که هر چه درآمد پائین تر باشد مالیات بیشتری باید بپردازدو در برابر آنانی که از ثروت بیشتری برخوردارند مالیات کمتری می پردازند.
البته این چنین مالیاتی همیشه با ظاهری مردم پسند و در زیر شعارهای زیباانجام می گیرد به عنوان نمونه می توان از مالیتهای غیر مستقیم سخن راند که بسیاری آن را طرح می کنند در نتیجه بار سنگین مالیات بطور عمده بر دوش محرومان و کم درآمدهای جامعه خواهد بود. گرچه روش مالیات تنازلی می تواند هم بطور مستقیم و هم بطورغیرمستقیم قابل اعمال باشد.
▪ مالیات تعادلی:
حد میانگین روشهای تصاعدی و تنازلی است. یعنی درآمدهای بالا و درآمدهای پائین هر دو بطور مساوی مالیات می پردازند که البته این نوع مالیات نمی تواند روشی عدالت خواهانه باشد زیرا چگونه کسانی که از ثروت بیشتری برخوردارند و هر روز براندوخته های خود می افزایند همانند کسانی که اندک در آمدی داشته باشند بطور مساوی مالیات بپردازند.
● مضمون و متعلق مالیات
مالیات ازاین نظر نیز که دارای چه مضمونی است و متعلق آن یعنی مورد مالیات چه نوع کالا و خدمت و یا چه نوع امتیازاقتصادی داشته باشد به انواع گوناگونی تقسیم می شود
البته باید توجه داشته باشیم که دو ملاک واعتبار قبلی در تقسیم مالیات نیز در و ضمن هر یک ازانواع این قسم اخیر قابل تصور می باشند.
براساس این اعتبار مهمترین اقسام مالیات بقرار ذیل می باشد:
▪ مالیات سرانه:
و آن مالیاتی است که در برخی از کشورهای جهان از هر شهروند ملبغ و یا مقدار ویژه ای پول و یا کالا به عنوان مالیات می گیرند.
▪ مالیات بر واردات:
این همان چیزی است که حق گمرکی یا عوارض گمرکی نامیده می شود.این نوع ویژه کشورهائی است که دارای تجارت خارجی ملی شده نباشند وافراد حق وارد و صادر کردن کالا را داشته باشند. در حقیقت این مالیات جهت کنترل هر چه بیشتر واردات و تقویت تولیدات خارجی می باشد تا ضمن قابل رقابت بودن آن با کالاهای خارجی انگیزه تولیدکنندگان را برای تولید هر چه بیشتر و گرایش جامعه را برای خرید کالاهای داخلی افزایش دهد.ازاینرو وضع این نوع مالیات دردگرگونی اندازه و کیفیت کالاهای وارداتی تاثیر مشخص و روشنی خواهد داشت.
▪ مالیات رای:
این قسم هم خود نوع خاصی از مالیات سرانه می باشد و منظور آن است که برای کسانی حق رای قائلند که همچون سرنوشت سیاسی در سرنوشت اقتصادی سهیم باشند و خود را در تامین اداره کشور مسئول بدانند. بدینجهت برای کسانی که حق رای در انتخابات دارند مالیات ویژه ای تصویب می شود.
▪ مالیات برارث:
مقدار و درصد معینی ازاموال و ثروت کسی که فوت شده باشد به عنوان مالیات از ورثه او دریافت می شود. معمولا چنین مالیاتی بدان جهت از ورثه متوفا گرفته می شود که ثروت در برابرانجام کار و سرمایه گذاری بدست نیامده است و نیز وصول آن آسان تر بنظر می رسد.
▪ مالیات برمشاغل:
این نوع بدانجهت از صاحبان مشاغل گرفته می شود که فقط داشتن درآمداصالت دارد و نیازها واصالت های انسانی و اخلاقی را در تنظیم مالیات شرط نمی دانند.ازاینرو مراکز فساد و فحشاء و قمارخانه ها و مشروب فروشی ها هم مالیات خاصی به دولت پرداخت می کند. یکی از راههای پردرآمد دولتها گرفتن مالیات ازاین دسته از مشاغل است. و رژیم ستم شاهی افزون برترویج این مراکز برای مقاصد سیاسی اخذ مالیات را وسیله ای برای کسب درآمدهای خود و نظام حاکم می دانست.
▪ مالیات بر فروش:
دولت دراین نوع مالیات جهت و سوی مصرفی جامعه را بطور دلخواه یا مصالح جامعه معین می کند و برای کنترل مصرف جامعه مالیاتی بطور غیر مستقیم بر آن وضع می کند. دخانیات یا کالاهای لوکس و تشریفاتی از قبیل این نوع مالیات است.
▪ مالیات ارزش اضافی:
مالیات خاصی است که در برخی از کشورهااز سودی که از کالاها به دست آمده است گرفته می شود.
▪ مالیات فراگیر:
این نوع مالیات ویژه کشورهای بلوک شرق و سوسیالیستی ماننداتحاد جماهیر شوروی واقمارش می باشد. دراین کشورها دولت کارها و خدمات را با قیمت خاصی از تولید کننده خریداری کرده و با قیمت اضافی تحویل مصرف کننده می دهد. و در حقیقت اختلاف قیمت بین تولید کننده و مصرف کننده همانمالیات فراگیری می باشد که به این شکل دولت از همه مصرف کنندگان دریافت می کند..
▪ مالیات امنیت اجتماعی:
در برخی از کشورها در برابرانجام برنامه های اجتماعی وامنیتی مالیاتی تنظیم می شود که به این نام دریافت می گردد.
▪ مالیات بر شرکت ها:
این مالیات را بخاطر داشتن شخصیت حقوقی جداگانه شرکت ها که درآمدی جدای درآمدافراد دارد وضع می کنند.
▪ مالیات برای تامین زندگی در سنین پیری:
این نوع مالیات توسط دولت ازافراد در برابر تعهدش نسبت به بیمه شدن آنان در سنین پیری در برخی از کشورها گرفته می شود.
● مالیات براملاک و مستغلات.
▪ مالیات بر دارائی ها:
که بطور فراگیراز کلیه کسانی که دارائی هایی داشته باشنداخذ می شود. البته اقسام دیگری ازانواع مالیات های وضع شده وجود دارد که بخاطر کم اهمیت داشتن آنهااز ذکرش خودداری می شود.
● مالیات و تامین عدالت اجتماعی
امروزه دولتها برای ایجاد تعادل اقتصادی وظایف گوناگونی به عهده می گیرند. بازارهای اقتصادی را کنترل و قیمت ها را تعیین و کنترل می کنند و بر توزیع مزدها فراآورده ها و سایر درآمدها نظارت می کنند. اما آنچه از همه اینها در تعادل اقتصادی و تامین عدالت اجتماعی نقش ویژه ای دارد مالیات است.
مالیات دولت را قدار می سازد که بر جریانات و مسائل اقتصادی کشور وافزیاش درآمدها و ثروت ها نظارت و کنترل داشته واز رکود و فساد و کسادی اقتصادی جلوگیری کند.
البته روشن است در میان انواع مالیات ها مالیات های مستقیم آنها از آنجا که اشخاص پرداخت کننده نمی توانند آنرا به دیگری منتقل سازند اگر براساس درآمد تنظیم گردد مانع از تمرکز ثروت و اندوخته های سرسام آور و روحیه آن خواهد بود. به این جهت فاصله های وحشتناک طبقاتی را ترمیم و یا تعدیل می کند واز طرف دیگر موجب رونق اقتصادی خواهد بود. در میان مالیاتها سیستم مالیاتی تصاعدی موثرترین آن در مسائل اقتصادی می باشد هم از جهت تامین نیازهای دولت و هم از نظر نقش آن در تعدیل درآمد.
بطور روشن این مالیات می تواند تقاضای عمومی و همچنین قیمت کالاها را تغییر دهد زیرا مالیاتچه مستقیم و غیرمستقیم در آمدها را پائین می آورد و در نتیجه تقاضای عمومی نسبت به کالاها و خدمات آن پائین خواهد آمد. از طرف دیگر با کاهش تقاضا (با فرض ثبوت سایر متغیرها) قیمت ها پائین می آیند.

منبع: فصلنامه حوزه

مالیات اصناف درتاریخ

مالیات اصناف درتاریختاریخچه مالیات اصناف درایران به دوره صفویه برمی گردد.
در دوره صفویه به علت رونق اقتصادی کشور و رشد شهر نشینی، بر شمار اصناف و میزان کار و کوشش آنها افزوده شد. در این دوره نیز اصناف زیر نظر دستگاه حکومت شهر از استقلال کامل بی بهره بودند. انجمنهای صنفی زیر نظر دستگاه حکومتی شهر بودند. داروغه از نظر انتظامی و امور جزائی با کمک عسها، بازارها را تحت نظارت داشت. محتسب بر جزئیات فعالیتهاین اصناف از لحاظ کیفیت کار و اوزان و مقایسات و تنظیم فهرست قیمتهای جاری نظارت می‌کرد و خلافکاران را به شدیدترین وجهی کیفر می‌داد و کلانتر شهر نیز که به ظاهر باید از اصناف حمایت کند عملا مهمترین وظیفه اش سهمیه بندی مالیاتها بود و در واقع واسطه‌ای میان دستگاه مالیاتی و پیشه وران شهری بود.
هر صنف متشکل از مجموعه استادان صنف بود که با کمک کارگران و شاگردان فعالیت می‌کردند . استادان هر صنف معمولا از میان خود یکیا ز افراد مورد اعتماد را که حداقل دو سوم استادان صنف به او رای تمایل می‌دادند نامزد ریش سفیدی یا کدخدائی صنف می‌کردند و ان را به شهادت نقیب المکل که سرپرستی کد خدایان اصناف و محلا ت و نیابت کلانتر شهر را داشت و آنگاه آن را برای صدور حکم و به کلانتر شهر معرفی می‌کردند. میرزا رفیعا در دستور الملوک خود در این باره نوشته است : رضانامچه تعیین استا دان اصناف و کد خدایان محلات که موافق دستور منوط به رضای چهار دانگ از هر صنف محله می‌باشد به اعتراف جماعت مزبور نقیب شهادت می‌نویسد و بعد از آن کلانتر تعلیقه می‌دهد . میرزا رفیعا در شرح وظایف کلانتر اصفهان نیزچنین آورده است : کدخدایان محلات و استادان اصناف بر نصب او منصوب و به عزل او معزول می‌باشند و احدی رامد خلیتی نیست»
انجمنهای صنفی از نظر دستگاه حکومت وسیله مناسبی بودند تا سازمان گرد اوری مالیات و بیگاری بتواند با پیشه وران شهری به طور دسته جمعی روبرو شود و به اسانی وظیفه اش را انجام دهد. چنان که سلسله مراتب مذکور که از کلانتر آغاز و از طریق نقیب الملک و ریش سفیدان یا کدخدایان اصناف به استادان صنف منتهی می‌شد.
دربرخی از شهرها، همه اصناف را در یک سازمان واحد متشکل می‌کردند. مانند اصناف شهر نخجوان در اواخر سده دوازدهم و اوایل سده سیزدهم هجری قمری، در این صورت همه اصناف یک رئیس داشتند. ولی هر صنفی مراسم و جشنهای خود را جداگانه اجرا می‌کرد. اوایل سده گذشته در شهرهای آذربایجان شمالی (قفقاز) ریاست اصنفا شهر با یک نقیب یا اوستا باشی بود. شغل وی که رهبری روحانی اصناف را داشت انتخابی بود.
تعیین مالیات صنف و توزیع ان با نظر کدخدای صنف میان پیشه وران توزیع کالاها میان پیشه وران، تعیین قیمتها و تنظیم روابط هر صنف با اصناف همسایه بود. وظیفه اساسی ریش سفیدان نظارت بر آموزش استادن به شاگردان گرد آوری مالیاتها واسطه شدن میان بازرگانان و پیشه وران بود.
انجمن صنفی، در واقع مجموعه‌ای از استادن هر صنف بود که پرداخت کننده مالیات و عوراض بودند. هر استاد می‌توانست به میل خود شاگردانی داشته باشد. هر استاد در ایروان به طور متوسط یک شاگرد داشت و در اوایل قرن نوزدهم، ۷۲۲ استاد و ۶۶۷ شاگرد در ان شهر اشتغال داشتند. سن ورود به شاگردی معمولا از ۱۲سالگی بود و ۱۰ سال طول می‌کشید تا شاگرد به مقام استادی برسد استادان امور حقوقی دریافت نمی‌کرد ولی به همراه غذا و لباس شاگردانه می‌گرفت و هنگام ارتقا به مقام استادی کمربند مخصوصی با تصویب کلانتر دریافت می‌کرد در مواردی نیز اصناف کارگر روز مزد استخدام می‌کردند برخی از پیشه وران کارگر روز مزد می‌گرفتند و برخی دیگر هم کارگر روز مزد و هم شاگرد داشتند.
به نظر کوزنتسوا اصناف در این دوره یک سازمان مالی و اداری بودند که در داخل نظام حکومتی قرار داشتند. در نتیجه وظایف اصلی انجمنهای صنفی از این قرار بود:
نخست وظیفه جمعی گرد آوری مالیات دوم وظیفه جمعی تثبیت قیمتها سوم وظیفه قضائی بدین معنی که دادگاه عالی صنفی مرکب بود از نقیب و ریش سفیدان صنف که به اختلافات جزئی اصناف رسیدگی می‌کردند. اصناف و پیشه وران معمولا به دادگاه مظالم و دادگاه شرع که برای آنان گران تمام می‌شد مراجعه نمی‌کردند و دادگاه صنفی را که مجانی بود ترجیح می‌دادند.

منبع : ویکی پدیا