مالیات، بهترین راهکار تامین مالی دولت

مالیات، بهترین راهکار تامین مالی دولت

وزیر امور اقتصادی و دارایی گفت: در شرایط تحریم، بانک ها و کارگزاران خارجی عمدتا اعتبارات اسنادی بانک های ایرانی را نمی پذیرفتند و بر این اساس، عمده واردات از طریق حواله های ارزی بود که با توجه به ماهیت حواله ها 100 درصد وجه ریالی در همان زمان باید ابتدا پرداخت می شد.
به گزارش بولتن نیوز،  علی طیب نیا روز یکشنبه در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سوال مهرداد بذرپاش در خصوص علت اجرا نشدن مصوبه گشایش اعتبار با پیش پرداخت 30 درصدی بانک ها، اظهار داشت: در شهریور ماه 92 و همزمان با آغازین روزهای فعالیت دولت، هیأت وزیران مصوبه ای در خصوص حل مشکل اعتبارات اسنادی بنگاه ها و واردکنندگان از نظر گذراند، قبل از تحریم ها واردات عمدتا از طریق گشایش اعتبارات اسنادی و با پرداخت کمتر از 30 درصد وجوه ریالی انجام می شد، اما پس از تحریم ها به دلیل محدودیت های موجود استفاده از این روش محدود شد.
وی افزود: در مواردی هم که بانک ها از طریق گشایش اعتبار میزان پیش پرداخت را به 130 درصد وجه واردات افزایش دادند، همزمان نرخ ارز نیز سه برابر شد؛ این دو عامل با هم سبب ساز فشار سنگین به نقدینگی بنگاه های اقتصادی شد و معضلات بنگاه های اقتصادی را تشدید کرد.
طیب نیا ادامه داد: در روزهای ابتدایی فعالیت دولت مصوبه ای از سوی وزارت امور اقتصادی و دارایی به هیأت وزیران تقدیم و براساس آن مقرر شد بانک ها حداکثر 30 درصد وجه واردات را در زمان گشایش اعتبار دریافت و امر واردات را عملی کنند و وزارت اقتصاد به عنوان رییس مجمع بانک های دولتی کشور از مدیران عامل بانک ها خواست به این مصبه عمل کنند و بانک مرکزی نیز بر اجرای آن نظارت داشته باشد.
وی تصریح کرد: گزارش ها حاکیست در اکثر مواردی که بانک ها از طریق گشایش اعتبارات اسنادی عمل کردند، مصوبه و بخشنامه دولت کاملا رعایت شده است، اما مشکل آنجاست که به دلیل شرایط تحریمی بانک ها و کارگزاران خارجی عمدتاً اعتبارات اسنادی بانک های ایرانی را نمی پذیرفتند و بر این اساس، عمده واردات از طریق حواله های ارزی بود که با توجه به ماهیت حواله ها 100 درصد وجه ریالی در همان زمان در ابتدا باید پرداخت می شد.
وزیر امور اقتصادی و دارایی ابراز امیدواری کرد که با حل و فصل تحریم های ظالمانه تحمیل شده، واردات بتواند به روال طبیعی و عادی خود از طریق ال سی برگردد که سالم ترین شیوه است و در عین حال کمرتین فشار را به سیستم تولید کشور وارد می کند.
وزیر اقتصاد ادامه داد: در سال 93 حدود 36 درصد منابع دولت از نفت و 41 درصد منابع دولت از طریق مالیات تامین شد که نشانه تحقق سیاست های دولت و کاهش وابستگی بودجه دولتی به درآمدهای نفتی است.
طیب نیا اظهار داشت: اقتصاد ایران از بیماری مزمن وابستگی به درآمدهای نفتی رنج می برد که این وابستگی موجب آسیب پذیری نظام اقتصادی کشور شده و زمینه را برای تحمیل تحریم ها فراهم کرده است.
وی گفت: وابستگی به درآمدهای نفتی در دو محور اصلی وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی و سهم بالای درآمدهای ناشی از صادرات نفت و درآمدهای ارزی کشور خود را نشان می دهد.
طیب نیا افزود: شایسته و عاقلانه نیست نفت که ثروتی خدادادی است را بفروشیم و صرف هزینه های جاری کشور کنیم، بلکه عقل حکم می کند که اعتبارات هزینه ای از محل درآمدهای مالیاتی تامین و درآمدهای ناشی از فروش منابع طبیعی کشور صرف سرمایه گذاری در بخش مولد خصوصی شود.
وی تصریح کرد: به همین دلیل وزارت امور اقتصادی و دارایی، طرح جامع مالیاتی که هدف آن ایجاد درآمد کافی برای تامین مالی هزینه های جاری دولت است، با اجرای آن عدالت در امر شناسایی و وصول مالیات تامین شده و کمترین آسیب و زیان را به تولید و فعالیت های اقتصادی کشور وارد می کند، اجرا کرد و امروز خوشحالیم که برخی نتایج آن در سال 93 ظاهر شد.
این عضو کابینه یازدهم ادامه داد: مجموع درآمدهای مالیاتی در این سال مبلغ 71 هزار میلیارد تومان بود که نسبت به بودجه مصوب 101 درصد محقق شد و نسبت به سال 92 بیش از 43.6 درصد رشد داشت.
وی اضافه کرد: در این سال مجموع درآمدهای گمرکی 13 هزار و 342 میلیارد تومان شد که نسبت به سال پیش از آن 66 درصد رشد داشت و 122 درصد نسبت به بودجه محقق شد.
طیب نیا خاطرنشان کرد: در این سال همچنین مالیات ها نسبت به سال 92 بیش از 40 درصد رشد داشت و حدود 97 درصد میزان مصوب محقق شد.
وی افزود: این در حالی است که در سال 93 حدود 36 درصد منابع دولت از نفت و 41 درصد منابع مورد نیاز از محل مالیات تامین شد که این امر نشانه تحقق سیاست های دولت و کاهش وابستگی بودجه دولتی به درآمدهای نفتی است.

** رشد کمتر مالیات مشاغل نسبت به سایر بخش ها
وزیر امور اقتصادی و دارایی با اشاره به پرسش مطرح شده در خصوص فشار مالیاتی به اصناف و مشاغل، گفت: طی سال های 81 تا 94 و طی مدت 13 سال، درآمدهای مالیاتی بخش مشاغل بطور متوسط سالانه 17.2 درصد رشد داشته و این در حالی است که مالیات حقوق بگیران و کارمندان دولت طی همین دوره سالانه 26.3 درصد، مالیات اشخاص حقوقی سالانه 24.6 درصد، مجموع مالیات های مستقیم 23.7 درصد و مالیات بر کالاها و خدمات 34.6 درصد افزایش داشته و این بدان معناست که رشد مالیات بخش مشاغل به مراتب از سایر بخش ها کمتر بوده است.
وی افزود: نسبت مالیات های مشاغل به کل مالیات های وصولی در سال 93 حدود 4.6 درصد و نسبت به مالیات های مستقیم 7.4 درصد بوده است؛ در حالی که نسبت مالیات حقوق به کل مالیات ها 10.7 درصد و نسبت به مالیات های مستقیم 17 درصد بوده است؛ یعنی حقوق بگیران تقریبا نصف بخش مشاغل مالیات پرداخت کرده اند.
طیب نیا ادامه داد: در سال 81 مالیات حقوق 90 درصد مالیات مشاغل بوده، یعنی حقوق بگیران کمتر از مشاغل مالیات می پرداختند، اما در سال 93 معادل 2.3 مالیات مشاغل مالیات پرداختند و لذا، مالیات حقوق بگیران طی این مدت تقریبا 2.5 برابر مالیات مشاغل افزایش داشته است.
وی بیان داشت: در چهار ماهه ابتدایی سال 94 نسبت مالیات مشاغل به کل وصولی شش درصد و نسبت به مالیات های مستقیم 9 درصد بوده و این در حالی است که نسبت مالیات حقوق 12 درصد و نسبت به کل مالیات ها 18 درصد بوده؛ این یعنی دولت از حقوق بگیران دو برابر بخش مشاغل مالیات دریافت کرده است.
مقام عالی وزارت اقتصاد خاطرنشان کرد: در سنوات اخیر سازمان مالیاتی کشور با استفاده از ظرفیت های قانونی از طریق توافق با اتحادیه های صنفی نسبت به تعیین مالیات مشاغل اقدام کرده و به رغم نرخ تورم بالای سال های 92 و 93 نرخ رشد مالیات ها در سال 92 بطور متوسط 9 درصد و در سال 93 بطور متوسط 12 درصد شده که حدود 80 درصد مؤدیان در سال 92 مشمول نرخ مالیات چهار درصد رشد و در سال 93 مشمول هشت درصد رشد شده اند که به مراتب از نرخ تورم کمتر بوده است.
وی ادامه داد: بررسی مالیات وصولی در سال 93 در مورد 2.6 میلیون مؤدی مشاغل نشان می دهد که 33 درصد مؤدیان معاف از پرداخت مالیات و 41 درصد کمتر از یک میلیون تومان مالیات پرداخت کرده اند؛ در عین حال حدود 10 درصد مؤدیان بین یک تا دو میلیون تومان و هفت درصد مؤدیان بین دو تا سه میلیون تومان مالیات پرداخت کردند.
طیب نیا اضافه کرد: اطلاعات نشان می دهد در دوره سال های 81 تا 93 سهم ارزش افزوده بخش مشاغل از تولید کشور بطور متوسط 33 درصد بوده، در حالی که سهم مالیات مشاغل از کل مالیات ها حدود شش درصد بوده است.
وی افزود: مجموعا این موارد نشان می دهد بخش مشاغل طی سال های گذشته مشمول مالیات با نرخ هایی به مراتب کمتر از سایر پایه های مالیاتی بوده است؛ در حالی که رشد عمومی مالیات مشاغل نسبت به سایر بخش ها به مراتب کمتر از سایر بخش ها بوده است.
وزیر امور اقتصادی و دارایی یادآور شد: در برخی موارد به دلیل استقرار نظام مالیاتی و عملکرد مطلوب سیستم جامع مالیاتی و کسب اطلاعات مناسب، توانسته ایم به درآمدهای واقعی برخی مؤدیان که از پرداخت مالیات فرار می کردند، دسترسی پیدا کنیم به طوری که رشد مطلوبی در برخی موارد خاص داشته ایم.
وی بطور نمونه اظهار داشت: فقط در یک مورد فردی که در سال 91 تنها 4.3 میلیون تومان مالیات پرداخته بود، در سال 92 مبلغ 1.556 میلیارد تومان پرداختی مالیاتی داشت و در این زمینه آمادگی داریم تا مدارک، دلایل و مستندات را در اختیار نمایندگان مجلس قرار دهیم.
طیب نیا تاکید کرد: اینکه بخش مشاغل مالیاتی به مراتب کمتر از ظرفیت واقعی خود پرداخت می کند، سبب شده تا سازمان امور مالیاتی توجه خود را نسبت به این بخش افزایش دهد.
وی افزود: امروز ناچار از کاهش اتکاء بودجه به نفت هستیم که بهترین و در عین حال کم زیان ترین شیوه تامین مالی دولت از طریق مالیات است.
این دولت دولت یازدهم خاطرنشان کرد: نگاه درست و منطقی نمایندگان مجلس خیال دولت را از اینکه همواره و در همه حال پشتیبان قابل اعتمادی برای پیشبرد سیاست های منطقه ای نظام اسلامی و هدف مقدس رهایی از اتکاء به بودجه نفتی دارد، راحت تر کرده و دولت را امیدوارتر می کند تا بتواند با برنامه ریزی درست به اهداف از پیش تعریف شده که به تصویب مجلس نیز رسیده جامه عمل بپوشاند.
گفتنی است؛ نمایندگان مجلس از توضیحات وزیر اقتصاد قانع نشدند.

ادبیات "مالیات بر ملک دوم و بیشتر" در کلام امام خمینی

ادبیات "مالیات بر ملک دوم و بیشتر" در کلام امام خمینی

مالیات بر زمین و مسکن با هدف جلوگیری از سوداگری در دنیا ادبیات صد ساله دارد

در حالیکه مالیات بر بخش زمین و مسکن در نظام مالیاتی کشور محدود به مالیاتهای با هدف درامدزایی همچون "مالیات بر نقل و انتقال و سرقفلی" شده است، سازمان مالیاتی به علت فقدان بانکهای اطلاعاتی مناسب و عدم اهتمام برای اجرای آن، هنوز نتوانسته است راهکارهای لازم اجرایی در اینخصوص را عملیاتی کند

\به نقل از مسیرآنلاین این در حالیست که حضرت امام در بند س وصیتنامه سیاسی الهی خود به این مشکل سوداگری در بخش مسکن اشاره کرده است؛ ایشان در اینخصوص می فرمایند: 

«چه نیکوست که طبقات تمکن‌دار به طور داوطلب برای زاغه و کپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است و از انصاف به دور است که یکی بی‌خانمان و یکی دارای آپارتمان‌ها باشد»

 

اصولاً نظام‌های مالیاتی با سه هدف:

o کسب درآمد به منظور ارائة کالاها و خدمات رفاهی عمومی
o کنترل سوداگری
o تخصیص بهینة منابع
طراحی و اجرا می‌شوند. متأسفانه نظام مالیاتی کنونی کشور بیشتر بر هدف اول متمرکز شده و کمتر افزایش هزینه‌های فعالیت‌های سوداگرانه را هدف قرار داده است.

به گزارش مسیرآنلاین در بازار زمین و مسکن همانند سایر بازارها، تقاضاهای موجود بر اساس ماهیت تقاضای شکل گرفته تقسیم‌بندی می‌شوند. بدین صورت که بنابر میزان مصرف، جذابیت براي سرمایه ­گذاری، محدودیت تولید، ضروری بودن برای خانوار (نوع، میزان و نیاز به کالا یا خدمات عرضه شده) و... تقاضاهای موجود به دو بخش مصرفی و سرمایه­ای تقسیم­بندی می­شوند:
1ـ تقاضای مصرفی
تقاضایی است که جهت تأمین نیاز مصرفی خود در بازار زمین (خرید زمین به منظور ساخت مسکن) و مسکن حضور پیدا کرده و نیاز خود را برطرف می­کند.
2ـ تقاضای سرمایه ­ای
تقاضایی است که برای کسب سود هرچه بیشتر و درآمدزایی در بازار زمین و مسکن حضور پیدا می­کند. تقاضای سرمایه‌ای نیز خود به دو بخش تقاضای سرمایه‌ای مولد و تقاضای سرمایه‌ای مخرب تقسیم می‌شود.
در این میان بعضی از تقاضاهای سرمایه ای به صورت مخرب و سوداگرانه عمل می کنند

یکی از این موارد خرید چندین ملک و واحد مسکونی و نگهداشتن آن به امید افزایش قیمت و کسب سود در آینده است که با ابزارهایی نظیر مالیات بر خانه های خالی و مالیات بر ملک دوم و بیشتر ضروریست جلوی این چنین تقاضاهای سوداگرانه ای گرفته شود

در دنیا برای کنترل انگیزه‌هایی که به امید افزایش قیمت و کسب سود بجای سرمایه‌گذاری در تولید اقدام به خرید زمین و مسکن می‌کنند، مالیاتی تحت عنوان مالیات بر افزایش ارزش زمین و مسکن یا CGT وضع می‌شود. در این نوع از مالیات درصدی از «افزایش ارزش» معاملاتی زمین یا مسکن در هنگام نقل و انتقال از فروشنده به عنوان مالیات دریافت می‌شود. همچنین ملک اول افراد که تقاضای مصرفی آنها است، از این مالیات معاف است.
با توجه به اینکه ملک اول هر فرد معاف از پرداخت این مالیات است و همچنین تولیدکنندگان مسکن مشمول این مالیات نیستند، این مالیات تنها تقاضاهای سوداگرانه را هدف قرار می‌دهد و هزینة این تقاضاها را در بازار زمین و مسکن افزایش می‌دهد و تأثیری بر هزینة تقاضای مصرفی و سرمایه‌ای مولد ندارد. کسانی که زمین یا خانة کلنگی خریداری شده را تبدیل به واحدهای نوساز کرده و در زمان معین (برای مثال تا 4 سال پس از اخذ پروانه) این واحدها را به بازار عرضه می‌کنند، از این مالیات معاف خواهند بود. از طرفی دیگر مهلت زمانی ایجاد شده (تا 4 سال) جهت معافیت تولیدکنندگان، باعث خواهد شد که دیگر مدت ساخت و ساز به علت نگه‌داری سازنده برای کسب سود بیشتر در آینده، بالا نرفته و سرعت در ساخت و ساز افزایش یابد. این موضوع باعث خواهد شد بستر مناسبی جهت ورود تکنولوژی‌های جدید به بازار مسکن شکل بگیرد.

پرداخت مالیات؛ پله نخست رونق اقتصادی

پرداخت مالیات مهمترین عامل رشد و توسعه جامعه است و موجب رونق اقتصادی و ارتقای شاخص های آن، تحقق عدالت اجتماعی، افزایش خدمات و عمران و آبادانی کشور و استان می شود.

فریضه مالیات

به گزارش خبرنگار مهر، در حال حاضر بخش عمده ای از اعتبارات و درآمدهای مالیاتی، صرف عمران، آبادانی و امور زیربنایی کشور می شود.

با توجه به اینکه درآمدهای مالیاتی، رابطه مستقیمی با بودجه استان دارد، نقش مهم و سازنده ای در اقتصاد کشور و برقراری عدالت در جامعه ایفاء می کند و با رشد آن، شاهد توسعه و عمران هرچه بیشتر استان خواهیم بود.

دست اندرکاران و صاحب نظران امر معتقدند: ایجاد امنیت، رفاه اجتماعی و گسترش خدمات از مزایای پرداخت مالیات است و باید با فرهنگ سازی مناسب، مردم را از مزایای پرداخت مالیات آگاه کرد.

به اعتقاد آنها، مردم باید مالیات را جزیی از بدهی خود به دولت بدانند و پرداخت به موقع مالیات باید در جامعه به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود تا مردم مالیات خود را به موقع پرداخت کنند.

صاحب نظران بر این عقیده اند: بهبود نظام مالیاتی بدون توجه به سیاست هایی که مبتنی بر ارتقای فرهنگ مالیاتی باشد، محقق نمی شود و با توجه به اهمیت مالیات در پیشبرد اهداف اقتصادی دولت، شناسایی ویژگی ها و نوع کارکردهای مالیات های اسلامی می تواند جهت گیری کلی نظام مالیاتی را آشکار ساخته و دستیابی به اهداف مد نظر سند چشم انداز توسعه در بخش مالیاتی را تسریع بخشد.

تحقق اهداف اقتصادی دولت به خصوص در بحث مالیات، نیازمند اطلاع رسانی و فرهنگ سازی است و مردم باید در خصوص نحوه دریافت مالیات، هزینه کردن و میزان تاثیرگذاری آن بر اقتصاد و عمران و آبادانی کشور و استان، اطلاعات و شناخت کافی داشته باشند.

بنابراین اراده مردم، عمده‌ ترین نقش را در اجرای قانون مالیات‌ها ایفا می‌کند و به این لحاظ موثرترین عامل موفقیت در اجرای این قوانین، فرهنگ مالیاتی جامعه است.

کارشناسان می گویند: در این زمینه باید اطلاع رسانی و به مردم اعلام شود که چرا باید مالیات بپردازند و مالیاتی که گرفته می شود به چه مصارفی می رسد و آشنایی مردم از چگونگی مصرف درآمدهای مالیاتی می تواند نقش مهمی در افزایش این درآمدها داشته باشد.

در برنامه چهارم و پنجم توسعه، گسترش پایه های مالیاتی و حرکت به سمت اقتصاد بدون نفت، مورد تاکید جدی قرار گرفته و در این میان، طرح مالیات بر ارزش افزوده به عنوان مهمترین پایه مالیاتی تامین کننده درآمدهای دولت، به عنوان یک راهکار مناسب جهت اصلاح نظام مالیاتی محسوب می شود.

بنابراین ضروری به نظر می‌رسد با گسترش فرهنگ پرداخت مالیات در سطح جامعه و شناختن اهمیت آن در توزیع درآمد، ایجاد عدالت اجتماعی و از بین بردن فاصله‌های طبقاتی، آن را جایگزین اقتصاد متکی بر نفت کرده و بسترهایی به وجود آید تا مالیات ‌دهی جزو وظایف و تکالیف مهم آحاد جامعه تلقی شود.

هزینه های وصول مالیات بر ارزش افزوده نسبت به سایر انواع مالیات ها پایین تر است

معاون مالیات بر ارزش افزوده اداره کل امور مالیاتی استان یزد با اشاره به نقش مالیات در عمران و آبادانی کشور و استان یزد گفت: هزینه های وصول مالیات بر ارزش افزوده نسبت به سایر انواع مالیات ها پایین تر است.

محمدعلی اسد آبشوری بر ضرورت پژوهش در زمینه مالیات بر ارزش افزوده تاکید کرد و اظهار داشت: اخذ مالیات باید نخستین منبع مالی دولت به شمار آید.

معاون مالیات بر ارزش افزوده اداره کل امور مالیاتی استان یزد تصریح کرد: قانون مالیات بر ارزش افزوده از پیشرفته ترین نوع مالیات ها در سراسر جهان است.

وی با بیان اینکه فرار مالیاتی در تمام کشورهای دنیا وجود دارد، عنوان کرد: اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده یکی از راهکارهای مناسب برای جلوگیری از فرار مالیاتی و اقتصاد زیر زمینی است.

مالیات بر ارزش افزوده، تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی را بدنبال دارد

معاون هزینه سازمان امور اقتصادی و دارایی استان یزد نیز با اشاره به اهمیت جایگاه مالیات بر ارزش افزوده و نقش آن در توسعه و رونق اقتصادی کشور، گفت: اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده و پرداخت آن بر اساس مصرف کالا و دریافت خدمات، تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی در جامعه را بدنبال دارد.

سید حسن میرزاده افزود: با اختصاص بخشی از اعتبارات از محل وصول این نوع مالیات به شهرداری ها و دهیاری ها، شاهد توسعه متوازن در نقاط مختلف کشور و استان خواهیم بود.

وی اجرا و تکمیل پروژه های عمرانی و ایجاد زیر ساخت ها برای توسعه را از دیگر مزایای قانون مالیات بر ارزش افزوده برشمرد و اظهار داشت: با اجرای زیر ساخت های عمرانی، توسعه آموزش و پرورش در مناطق کمتر توسعه یافته و گسترش خدمات در مناطق محروم ، اثرات مالیات بر زندگی مردم ملموس شده و آنها انگیزه بیشتری برای پرداخت مالیات پیدا می کنند.

به گفته وی از آنجا که مالیات بر ارزش افزوده به سبد هزینه مردم رفته و آنها توقع دریافت خدمات متناسب با این هزینه ها را دارند؛ باید در خصوص هزینه کردن درآمدهای مالیاتی اطلاع رسانی لازم به مردم صورت گیرد تا آنها در جریان هزینه عمران، توسعه شهر و روستا ها را که از محل مالیات تامین می شود قرار گیرند.

رئیس خزانه معین استان یزد با بیان اینکه طی سالهای اخیر وصول مالیات به سمت مالیات بر ارزش افزوده سوق داده شده است، تصریح کرد: این امر نشان می دهد که مالیات بر اساس میزان مصرف کالا و ارائه خدمات در جامعه وصول شده است.

مودیان، اظهار نامه مالیاتی خود را تسلیم کنند و از تسهیلات آن بهره مند شوند

مدیرکل امور مالیاتی استان یزد نیز اظهار داشت: کلیه مودیان اعم از حقیقی و حقوقی تا پایان تیرماه اظهارنامه مالیاتی خود را به صورت الکترونیکی تسلیم کنند و از تسهیلات و معافیت مالیاتی بهره مند شوند.

سیدرضا نوربخش بیان داشت: بهره مندی مودیان از تسهیلات مالیاتی، منوط به ارائه اظهار نامه است.

وی افزود: مودیانی که از ارائه اظهار نامه خودداری کنند، ضمن اینکه از تسهیلات مالیاتی بهره مند نمی شوند؛ مشمول جریمه عدم ارائه اظهار نامه نیز خواهند شد که قابل بخشودگی نیست.

نوربخش با بیان اینکه همه شرایط و امکانات برای پرداخت مالیات در استان یزد فراهم است؛ گفت: همچنین مودیانی که اظهار نامه خود را به صورت الکترونیکی ارائه دهند از تسهیلات ویژه ای برخوردار می شوند و این عده می توانند 30 درصد مالیات خود را نقدی و بقیه را در هفت قسط ماهانه پرداخت کنند.

مدیرکل امور مالیاتی استان یزد، مودیان مالیاتی را شامل اصناف و صاحبان صنایع برشمرد و گفت: اصناف، مالیات سال 90 خود را با افزایش 15 درصدی نسبت به مالیات قطعی سال 89 پرداخت می کنند و بخش صنعت اعم از تولیدکنندگان و توزیع کنندگان طبق اسناد و مدارک خودشان، اظهارنامه ارائه می دهند و مالیات خود را پرداخت می کنند.

اجرای طرح پیش ثبت نام الکترونیکی مودیان مالیاتی در یزد

وی از اجرای طرح پیش ثبت نام الکترونیکی مودیان مالیاتی برای دریافت کد اقتصادی خبر داد و گفت: این طرح خرداد ماه امسال برای اشخاص حقوقی اجرا شد و اغلب شرکت های حقوقی نسبت به پیش ثبت نام الکترونیکی جهت دریافت کد اقتصادی اقدام کرده اند.

وی با بیان اینکه از این پس دریافت اظهار نامه مالیاتی مودیان حقوقی بر اساس کد اقتصادی و شناسه ملی انجام می شود، تصریح کرد: بهره مندی از کلیه خدمات الکترونیکی نظام مالیاتی، رویت پرونده مالیاتی به صورت آنلاین و برخورداری از امضای الکترونیکی در فرایندهای پرداخت مالیات از مزایای طرح یاد شده است.

مدیرکل امور مالیاتی استان یزد اضافه کرد: در سال جاری تعدادی اشخاص حقوقی که شرایط دریافت امضای الکترونیکی داشتند، موفق شدند اظهار نامه مالیاتی خود را با امضای الکترونیکی ارائه دهند.

فرار مالیاتی به زودی از بین می رود/ وصول 2.3 میلیارد ریال مالیات مستقیم در یزد

وی با اشاره به طرح تحول اقتصادی دولت از اجرای طرح جامع نظام مالیاتی در این راستا خبر داد و گفت: این طرح در حال اجراست و با اجرای کامل آن، فرار مالیاتی از بین خواهد رفت و یا به حداقل خواهد رسید.

وی در خصوص عملکرد سال گذشته این بخش، گفت: سال گذشته افزون بر سه هزار میلیارد ریال مالیات در استان وصول شد که از این میزان دو هزار و 344 میلیارد ریال مستقیم و بقیه مالیات بر ارزش افزوده است.

نور بخش افزود: 9 درصد کل مالیات وصول شده مربوط به اصناف و مشاغل، 12 درصد مربوط به مالیات حقوق اشخاص دولتی، 62 درصد مربوط به مالیات عملکرد اشخاص حقوقی غیر دولتی و بقیه مربوط به سایر بخش ها از جمله مالیات بر املاک اجاره (مستغلات) و ارث است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه مالیات وصول شده به حساب خزانه دولت واریز می شود گفت: برخی فکر می کنند مالیات پرداختی در استان در مناطقی غیر از این استان خرج و هزینه می شود در حالیکه این طور نیست و درآمدهای وصولی به خود استان باز می گردد و برای رونق اقتصادی، عمران، آبادانی و رفاه و ارائه خدمات بهتر به مردم هزینه می شود.

اختصاص 150 میلیارد ریال از وصول مالیات بر ارزش افزوده به شهرداری یزد

نوربخش یادآور شد: با پرداخت مالیات، دولت بهتر می تواند خدمات خود را به مردم ارائه دهد و فعالیت عمرانی در بخش های شهرسازی، زیباسازی و فضای سبز یزد و خدمات شهرداری از محل دریافت مالیات بر ارزش افزوده انجام می شود و سال گذشته از محل وصول عوارض مالیات بر ارزش افزوده، حدود 150 میلیارد ریال به شهرداری یزد اختصاص یافت.

اجرای طرح جامع مالیاتی، گام مهمی در راستای تحقق سیاست اقتصادی دولت است

رئیس سازمان امور اقتصادی و دارایی استان یزد همچنین با اشاره به طرح تحول اقتصادی دولت، اجرای طرح جامع مالیاتی را گامی مهم در راستای تحقق سیاست های اقتصادی دولت برشمرد و گفت: این طرح موجب رضایتمندی مودیان می شود و هدف کلی آن افزایش درآمدها و میزان رضایتمندی صاحبان منابع است.

مرادعلی میر نیز با اشاره به اینکه تیرماه زمان پرداخت مالیاتهاست عنوان کرد: اجرای طرح جامع مالیاتی، موجب تحقق عدالت مالیاتی و تسهیل در خدمت رسانی به مردم می شود و با افزایش درآمدهای مالیاتی، امکان انجام فعالیت های عمرانی نیز درکشور افزایش می یابد.

وی همچنین خواستار اطلاع رسانی در خصوص ضرورت پرداخت مالیات و فرهنگ سازی در این زمینه از سوی رسانه ها، نهادها و شخصیت های فرهنگی جامعه شد و گفت: این امر موجب افزایش سطح مشارکت مردم در پرداخت مالیات می شود.

میز افزود: آگاه ساختن مردم در مورد نقش مالیات در توسعه و رونق اقتصاد کشور از اهمیت بالایی برخوردار است.

وی با اشاره به اجرای طرح تحول اقتصادی و برنامه های دولت در خصوص تحول در امور مالیاتی، اصلاح نظام مالیاتی و اظهار نامه مالیاتی به منظور جلب مشارکت مردم در پرداخت مالیات، تصریح کرد: تحول در نظام مالیاتی از محورهای اجرای طرح تحول اقتصادی است.

وی با تاکید بر نقش مالیات را در توسعه و آبادانی کشور و استان یزد یادآور شد: باید نقش مالیات در توسعه اقتصاد کشور، انجام زیر ساخت ها و پیشرفت پروژه های عمرانی برای مردم تبیین و اثرات مثبت آن به مردم معرفی شود.

میر اظهار داشت: درآمدهای مالیاتی نقش مهمی در منابع درآمدی کشور ایفا می کند و اتکای دولت به این گونه درآمدها، حکایت از سلامت اقتصادی دارد.

وی عنوان کرد: مالیات و نظام مالیاتی دارای نقش مؤثری در روند توسعه کشور است و می تواند در سیاستگذاری های توسعه صنعتی نیز نقش کلیدی ایفا کند.

میر با بیان اینکه با پرداخت مالیات می توان وابستگی درآمد جاری دولت را به نفت کاهش داد، اضافه کرد: مالیات ابزاری به منظور توزیع بهتر و عادلانه تر درآمدها است که از افراد با درآمدها و ثروت های بالا اخذ و به همه اقشار جامعه و به ویژه اقشار کم درآمد اختصاص می یابد.

تعاریف رشد و توسعه اقتصادی :

تعاریف رشد و توسعه اقتصادی :

 

برای اینکه برداشتی نسبتاً مناسب از توسعه اقتصادی داشته باشیم لازم است ابتدا تعریفی از رشد اقتصادی را ارائه دهیم. رشد اقتصادی به منزله افزایش کمی در میزان تولیدات کالاها و خدمات در طی زمان است و معیار اندازه گیری آن تغییرات در (( تولید ناخالص ملی )) می باشد.

تولید ناخالص ملی عبارتست از حاصل جمع ارزش نهایی کلیه کالاها و خدمات که طی یکسال مالی از عملکرد اقتصاد یک جامعه تحقق می شود.

توسعه اقتصادی فرآیندی (( پویاست )) که رشد اقتصادی لازمه آن است. اگر چه رشد اقتصادی شرط لازم برای توسعه اقتصادی است اما شرط کافی آن است که تغییرات و تحولات پویا و لازم بین کلیه عناصر و عوامل تشکیل دهنده یک سیستم اقتصادی که موجبات رشتولید ناخالص ملی عبارتست از حاصل جمع ارزش نهایی کلیه کالاها و خدمات که طی یکسال مالی از عملکرد اقتصاد یک جامعه تحقق می شود.

توسعه اقتصادی فرآیندی (( پویاست )) که رشد اقتصادی لازمه آن است. اگر چه رشد اقتصادی شرط لازم برای توسعه اقتصادی است اما شرط کافی آن است که تغییرات و تحولات پویا و لازم بین کلیه عناصر و عوامل تشکیل دهنده یک سیستم اقتصادی که موجبات رشد اقتصادی را فراهم آورده است رخ می دهد.

و به طور کلی می توان توسعه را چنین گفت که توسعه جریانی یک بعدی یعنی رشد تولید نیست بلکه توسعه جریانی چند بعدی است که درآن مجموعه نظام اجتماعی هماهنگ و متناسب با نیازهای متنوع اساسی انسان ارتقاء می یابدکه در نتیججه این ارتقاء ظرفیت های جدیدی در جامعه ایجاد می شود.

مالیات جایگزین پول نفت

مالیات جایگزین پول نفتبحث مالیات بحث جدیدی نیست بحث کهنه ای است که درباره آن صحبت های زیادی شده است و تاکنون مقالات زیادی نیز به چاپ رسیده ولی جای این سؤال باقی است که چرا با وجود اهمیت آن در مقوله های اقتصادی و درآمدی، مشکلات آن هنوز پای برجاست. در این نوشته سعی داریم تا نسبت به اهمیت و جایگاه مالیات و نقش آن در درآمدهای دولت مطالبی را ارائه نماییم.
همان گونه که می دانیم طی سال های اخیر وزارت امور اقتصادی و دارایی در راستای افزایش وصول مالیات و جایگزینی درآمد مالیاتی با درآمد نفت تلاش زیادی نموده است تا منابع کسب درآمدی مالیات را افزایش دهد.
مالیات به عنوان قسمتی از درآمد یا ثروت افراد به منظور پرداخت بخشی از هزینه های عمومی و حفظ منافع اجتماعی و اقتصادی و سیاسی کشور و به موجب قانون به وسیله دولت وصول می شود.
● مالیات منبع درآمدی مطمئن و پایان ناپذیر
ایجاد رضایت و امنیت خاطر برای جامعه و افزایش سطح رفاه مردم از اولویت های اساسی کشورهاست. این امر به طور طبیعی در گرو تأمین درآمدهاست که یکی از منابع مهم درآمدهای دولت، درآمدهای مالیاتی است. پرداخت مالیات و انتقال بخشی از قدرت خرید جامعه و صاحبان درآمد به دولت جهت انجام فعالیت هایی نظیر بهداشت، آموزش، امنیت و اجرای دیگر خدمات عمومی بسیار مهم است اما مالیات نقش سیاست های مالی را نیز ایفا می کند چرا که سیاست های مالیاتی مناسب علاوه بر ایجاد زیرساخت های لازم برای توسعه ای پایدار به بسیاری از فعالیت های اقتصادی و مالی جامعه جهت می بخشد. در اقتصادهای کمتر توسعه یافته اهمیت و اثربخشی نظام های مالیاتی به دلیل تأمین درآمدها از محل فروش موادخام، انجام اصلاحات در نظام مالیاتی همواره با چالش و مشکلات عدیده ای روبه رو بوده و چندان مورد توجه واقع نشده است.
● درآمدهای نفتی و مالیاتی
درآمدهای نفتی و اتکای جوامع نفت خیز به این منبع درآمدی به همراه نوسانات شدید قیمت آن اثرات نامطلوب و زیانبار اقتصادی فراوانی را به همراه داشته است از آن جمله اقتصاد تک محصولی و عدم توجه به منابع درآمدی دیگر چون کشاورزی و صنعت، ایجاد تورم، افزایش سطح عمومی قیمت ها و دستمزدها، کاهش ارزش پول کشور، گسترش بخش عمومی و نابودی بخش های خصوصی ، تأثیرپذیری قیمت آن از تصمیمات سیاسی سایر دولت ها و در نتیجه تأثیر در اقتصاد داخلی کشورهای صادرکننده و دلایل دیگر که موجب شده است تا کشورهای نفت خیز به دنبال جایگزین های درآمدی مناسب دیگری باشند و درآمدهای نفتی را نه برای هزینه های جاری و مصرفی که در جهت امور زیربنایی و تقویت امور صنعتی و تولیدی و بهره مندی نسل های آینده از عایدات ناشی از سرمایه گذاری های مناسب نفتی صرف نمایند.
● چرا مالیات
در نظام های اقتصادی توسعه یافته ، درآمدهای مالیاتی علاوه بر این که از مهمترین ابزار تأمین کننده بودجه دولت ها محسوب می شوند، در اجرای سیاست ها و راهبردهای اقتصادی نیز نقش ارزنده ای ایفا می کند.
مالیات به عنوان منبع درآمدی باثبات و مطمئن، در تأمین هزینه های جاری و عمرانی دولت ها نقش عمده ای ایفا می کند. مالیات با ویژگی منبع درآمدی پایان ناپذیر، هزینه کرد مناسب و دقیق، تعدیل ثروت و تأمین عدالت اجتماعی و کاهش فاصله طبقاتی، نقش آن در کاهش تورم، تأمین درآمد ناشی از فعالیت های تولیدی و ارزش افزوده جامعه در مقابل مصرف منابع محدود چون نفت و... از ارزش ویژه ای برخوردار است.
● اقدامات اصلاحی در نظام مالیاتی ایران
از تصویب اولین قانون مالیاتی در سال ۱۳۰۹ شمسی تا حال چندین بار اصلاحات اساسی در این قانون صورت گرفته است از جمله در سال های ۱۳۱۷ و ۱۳۴۵.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز این قانون مورد بازبینی قرار گرفت که در جای خود بسیار مهم و حائز اهمیت بودند. باب دوم قانون مالیات ها مصوب اسفند ۱۳۶۶ که هر چند در زمان تصویب، نقطه نظرات قابل قبولی داشت اما گذشت چندین سال از تاریخ اجرا، مشکلات آن را نمایان ساخت. کندی کار، سرگردان شدن مؤدیان مالیاتی، اتلاف وقت و استهلاک نیروی مأمورین مالیاتی از آن جمله بودند. قانون مالیات ها مصوب اسفند ۱۳۶۶ و اصلاحات مکرر به عمل آمده طی لوایح مختلف قانونی و نیز قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور نتوانست موجب حل کامل مشکلات گردد. در همین سال بود که لایحه مالیات بر ارزش افزوده به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد، ولی با مسکوت ماندن بررسی این لایحه، جهت فراهم کردن فضای مساعد برای اجرای این نوع روش مالیات ستانی، قانون تجمیع عوارض در سال ۱۳۸۱ تصویب و در سال ۱۳۸۲ به اجرا گذاشته شد.
همچنین قانون مالیات های مستقیم (مالیات بر سود شرکت ها) که از نرخ مالیاتی تصاعدی برخوردار بود به صورت تناسبی در سال ۱۳۸۰ تصویب و از سال ۱۳۸۱ به اجرا گذاشته شد.
آخرین اصلاحات مصوب ۸۰‎/۱۱‎/۲۷ در ۱۳۳ ماده برای اشخاص حقوقی (شرکت ها) اشخاص حقیقی و مستغلات و مالیات بر حقوق بود.
● نظام کنونی مالیات در ایران
در اقتصاد ایران، درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز از اقلام عمده تشکیل دهنده درآمدهای دولت می باشند و تا زمانی که درآمد دولت متکی به نفت است امید چندانی به موفقیت در دستیابی به درآمدهای واقعی مالیاتی وجود ندارد. بررسی ها نشان می دهد هر زمان که درآمد نفتی کشور بالا رفته است درآمد مالیاتی کاهش یافته و یا افزایش نیافته است. اقتصادهای پیشرفته و نوین امروزی برپایه سامانه های منظم و کارایی مالیاتی می توانند سلامت و حیات خود را تضمین کنند. مالیات کارمندان و حقوق بگیران بخش دولتی و حتی غیردولتی کارگران که از اقشار کم درآمد جامعه هستند به راحتی از حقوقشان کسر می شود در حالی که همین نظام مالیاتی قادر نیست از صاحبان درآمدهای هنگفت مالیات لازم را دریافت کند. نظام کنونی مالیات ها در ایران دارای ایرادات و اشکالاتی است. فشار بیش از حد مالیات بر برخی پایه های مالیاتی و معافیت و عدم دریافت مالیات از پایه های مالیاتی دیگر، پایه مالیاتی اندک و فرارهای مالیاتی زیاد، بالا بودن نرخ های مالیاتی، گستردگی اقتصاد زیرزمینی و به دنبال آن ایجاد فشار مالیاتی به پایه های کم ظرفیت موجود و ... انگیزه فعالیت های اقتصادی و تولیدی و فعالان عرصه اقتصاد و تولید را دچار تردید کرده است. تحقیقات نشان می دهد ایران در گروه کشورهای با شکاف مالیاتی بیش از ۴۰ درصد قرار دارد.
وجود مشکلات خاص در ساختار نظام مالیاتی سبب شده که تاکنون درآمدهای مالیاتی کشور در بودجه سهم ناچیزی را به خود اختصاص دهد. با وجود افزایش جمعیت فعال، گسترش فعالیت ها، ایجاد شرکت ها و مشاغل جدید، بالا رفتن ظرفیت های مالیاتی و درآمدهای عمومی و علی رغم افزایش تولید و درآمد داخلی، همچنان فاصله میان ظرفیت بالقوه و بالفعل مالیاتی زیاد است. در بخش هایی از فعالیت های خدماتی و بازرگانی (در حوزه تجاری ـ دلالی) درآمدهای نجومی به دست می آید. صاحبان و مدیران این گونه فعالیت ها حتی اگر مالیاتی هم پرداخت نمایند میزان این مالیات به هیچ وجه منعکس کننده درآمدهای واقعی آنها نیست. این مسئله عدم کارایی نظام مالیاتی را نشان می دهد.
کارشناسان در بررسی عدم موفقیت دولت در دستیابی به مالیات مناسب به سه عامل اشاره می کنند
۱) عوامل روانی
۲) نارسایی قوانین مالیاتی
۳) شیوه های اجرایی در ادارات مالیات.
معافیت های اعطا شده براساس قانون مالیات ها بسیار گسترده و متنوع بوده و در مقایسه با سایر کشورها (بالاخص کشورهای توسعه یافته) در حد بالایی قرار دارد مانند معافیت های اعطا شده ارزش افزوده بخش های نفت، کشاورزی، خدمات عمومی درآمد شرکت های تعاونی روستایی، صنایع دستی و اتحادیه های تولیدی روستایی و نیز سرمایه گذاری های معاف از مالیات براساس قانون مالیات ها مانند واردات معاف از مالیات، صادرات معاف از مالیات، ارزش فروش کالاهای واسطه معاف از مالیات.
همان گونه که اشاره شد سیاست عدم اتکا به درآمدهای نفتی طی سال های اخیر وجود داشته و عملکرد درآمدهای مالیاتی طی سال های ۷۹ الی ۸۳ روند صعودی درآمدهای مالیاتی را نشان می دهد که نرخ رشد درآمدهای مالیاتی از ۱۵‎/۲ درصد در سال ۸۰ به ۳۶‎/۸ درصد در سال ۸۳ رسیده است.

منبع : روزنامه ایران

اقتصاد زیرزمینی و مالیات

اقتصاد زیرزمینی و مالیاترییس شورای اصناف می‌گوید: کسانی که از طریق اقتصاد زیرزمینی به فعالیت خود حیات می‌بخشند، نمی‌خواهند مبادلات مالی آنها شفاف شود.
البته ایشان اعتقاد دارند فعالان این اقتصاد بیشتر تاجر و واردکننده هستند و جزو خانواده اصناف نیستند.
بدون شک فعالان بازار زیرزمینی از مالیات متنفرند، زیرا شفافیت ناشی از اجرای مقررات مالیاتی برای آنها در حکم فضای بیرون از آب است برای ماهی‌.به همین دلیل گفته رییس شورای اصناف‌، گفته‌ای متین و درست است‌.
اما می‌بینیم که به جای تجار و واردکنندگان فعال در اقتصاد زیرزمینی بعضی از اصناف با اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده مخالفت جدی کرده و موفق می‌شوند فعلا آن را متوقف سازند. اگر این دو موضوع کنارهم قرارداده شود، می‌توان به این نتیجه رسید که فعالان بازار زیر زمینی در پشت پرده تحریک
را انجام داده و بعضی از اصناف از جمله صنف طلا و جواهر‌، احساساتی شده و این وقایع رخ داده
است‌. آنچه مسلم است، مبحث مالیات برارزش افزوده یکی از پیچیده‌ترین مباحث مالیاتی در تمام دنیا، به شمار می‌آید و لازم است برای اجرای آن بسترسازی مناسب صورت گیرد. و همان طور که در لایحه دولت هشتم پیشنهاد شد، فاصله زمانی بین تصویب و اجرای این قانون، حداقل باید حدود یکسال باشد. و حتی لازم است ابتدا در یکی از زنجیره‌های تولید و فروش که فرآیند ساده‌ای دارند، به صورت آزمایشی به اجرا درمی آمد.
اگر از نگارنده به عنوان یک کارشناس مالی و مالیاتی سوال شود که کدام یک از زنجیره‌های تولید و توزیع و فروش‌، برای اجرای آزمایشی قانون مالیات بر ارزش افزوده مناسب تر است‌، بدون تردید زنجیره تولید‌، توزیع و فروش طلا و جواهر را معرفی می‌کردم، زیرا این زنجیره از حداقل پیچیدگی و دشواری برای اجرای چنین قانونی برخوردار است، زیرا‌:
الف) به دلیل ارزش بالای کالای مورد معامله در این فرآیند‌، حجم اسناد مبادله (شامل فاکتور) و عملیات حسابداری در آنها نسبت به سایر فرآیندها بسیارکمتر می‌باشد‌.
ب) فرآیند تولید محصولات در این زنجیره محدود و پیچیدگی تولید و توزیع دراین فرآیند بسیار اندک است‌.
ج) معاملات در این فرآیند عمدتا به صورت نقد صورت می‌گیرد و برگشت از فروش‌، مطالبات مشکوک و مطالبات سوخت در این بازار نسبت به سایر بازارها بسیار نادر است‌.
د) تقاضا در بازار طلا و جواهر نسبت به قیمت آن چنان حساس نیست‌. مثلا در همین یکسال افزایش و کاهش ۳۰درصدی قیمت طلا تاثیر چندانی در میزان تقاضای در این بازار نداشته است‌.
باید توجه داشت که قیمت یک قطعه زیورآلات ساخته شده از طلا و جواهر شامل دوجزء قیمت مواد خام و کارمزد ساخت و فروش آن است که در مورد زیورآلات ساخته شده از طلا بین ۲۵ تا ۴۰درصد و در مورد جواهرات به مراتب بیشتر است‌. برای مثال در حال حاضر قیمت یک قطعه گردن بند طلای صدگرمی در هنگام خرید دومیلیون و پانصدهزارتومان و در موقع فروش حدود دومیلیون تومان است‌.
بدیهی است کسی که توان خرید چنین گردن بندی را داشته باشد‌، به خاطر۷۵‌هزارتومان مالیات بر ارزش افزوده از خرید آن منصرف نمی‌شود.
حال اگر یک تولیدکننده زیورآلات ساخته شده از طلا بخواهد قانون مالیات بر ارزش افزوده را اجرا کند‌،‌ نیازی به داشتن یک سیستم حسابداری و حتی دفترداری نیزندارد، زیرا کافی است طلای خام خود را با فاکتور رسمی خریداری کرده و روی آن سه درصد مالیات برارزش افزوده بپردازد و در مقابل زیورآلات ساخته شده خود را با فاکتور رسمی به بنکداران یا مغازه داران بفروشد و سه درصد مالیات برارزش افزوده را به رقم فاکتورها اضافه و از خریداران دریافت کند و نهایتا در پایان دوره سه ماهه جمع سه درصدهای پرداخت شده را از جمع سه درصدهای دریافت شده کسر و باقیمانده را برای سازمان مالیاتی با چک ارسال نماید. این فرآیند برای بنکدار و طلافروش نیز به همین سادگی است و از آنجا که تعداد فاکتورهای خرید و فروش هریک از فعالان این بازار بسیار اندک است، تصور نمی‌شود بیش از یک ساعت وقت لازم باشد تا یک نفر این محاسبه را انجام داده و اظهارنامه ساده یک صفحه ای مالیات بر ارزش افزوده را تکمیل و چک آن را صادر کند.
پس مشکل کجاست ؟ مشکل از آنجا آغاز می‌شود که مثلا «مبدا ورود طلا و جواهر خام یا زیورآلات و جواهرآلات ساخته شده‌، قانونی نباشد (قاچاق باشد)، در این صورت چون برروی ورودی مبلغی به عنوان مالیات پرداخت نشده است‌، بلافاصله نظام مالیاتی از قاچاق بودن کالای خریداری توسط فعال این زنجیره مطلع شده و قانونا واکنش نشان می‌دهد. ولی مشکل دیگری که در میان واردکنندگان‌،‌ تولید کنندگان و توزیع کنندگان و فروشندگان این زنجیره مانند سایر زنجیره‌ها وجود دارد، آن است که سازوکار علمی نظام مالیات برارزش افزوده‌، ابزار مهمی (به دلیل تاکیدبرصدور فاکتور رسمی در تمام زنجیره) برای ایجاد نظام جامع اطلاعات مالیاتی به شمار می‌رود و از طریق آن می‌توان فرارهای مالیاتی را که در غیاب اطلاعات مبادلات بازار زیرزمینی رخ می‌دهد، به طور نسبی کشف و عدالت مالیاتی را برقرار کرد.
اگر یک طلافروش فقط روزی ۲۰۰گرم طلا بفروشد‌، با قیمت هرگرم ۲۵۰۰۰ تومان‌، درآمد فروش وی طی یکسال (۲۰۰روزکار) معادل یک‌میلیارد تومان خواهد بود و اگر سود خالص وی معادل ۸درصد در نظر گرفته شود، آنگاه درآمدی بالغ بر ۸۰‌میلیون تومان درسال خواهد داشت که باید طبق مقررات قانونی مالیات مستقیم حدود ۲۰‌میلیون تومان مالیات بردرآمد بپردازد.
ولی متاسفانه به دلیل نبود سیستم جامع اطلاعات مالیاتی و گم شدن مبادلات در بازار زیرزمینی‌، از این فروشنده فقط حدود ۲‌میلیون تومان مالیات اخذ می‌شود که این موضوع در مورد بقیه فعالان زنجیره تولید و توزیع نیز با ابعادی سنگین تر‌، مصداق دارد که البته این موضوع مختص به زنجیره تولید و توزیع و فروش طلا و جواهر نیست ودر اکثر زنجیره‌ها با تفاوت‌هایی به چشم می‌خورد.
با این تفاصیل باید پذیرفت که در بازارزیرزمینی بخش مهمی از زنجیره فعالان اقتصادی نظیرواردکنندگان‌، تولید کنندگان‌ و دلالان ایفای نقش می‌کنند و بنابراین مقابله با آن کارساده‌ای نبوده و نخواهد بود.

منبع : روزنامه دنیای اقتصاد

آثار مثبت اصلاح ساختار مالیاتی بر اقتصاد ایران

 آثار مثبت اصلاح ساختار مالیاتی بر اقتصاد ایرانتلاش در جهت بهبود ساختار کلی اقتصاد کشور در حوزه تولید ( به ویژه کشاورزی و صنعت)، تجارت خارجی، اصلاح ساختار مالیاتی در جهت کاهش وابستگی دولت به درآمدهای نفتی و کاهش نقدینگی در کاهش سطح عمومی قیمت ها موثر است.
براساس پژوهش علمی دفتر تحقیقات و سیاستهای پولی و بازرگانی وزارت امور اقتصادی و دارایی، تورم به معنای افزایش مداوم در سطح عمومی قیمت ها و یا کاهش مستمر قدرت خرید است؛ لذا کمیابی تصادفی یک یا چند کالا و پیرو آن افزایش قیمت آنها اگر چه در احتساب شاخص قیمت ها احصا می شود، اما چون این پدیده به طور انفعالی عمل می کند، بنابراین به آن تورم گفته نمی شود و این پدیده عموما به عنوان گرانی شناخته می شود.
نخستین قدم در راستای کاهش نرخ تورم، شناسایی ماهیت و علل ایجاد آن است. در بیان علل تورم مبانی نظری متفاوتی وجود دارد که هر یک از منظری خاص، آن را علت شناسی کرده اند و هر یک بخشی از واقعیت را بازگو کرده اند.
نتایج این پژوهش علمی نشان می دهد : تبیین تورم بر مبنای نظریه های پولی و نظریه های ساختارگرا، موضوعیت بیشتری در اقتصاد ایران داشته است. با این همه، تحلیل این مقوله بدون توجه به دیدگاه های مختلف اعم از بررسی متغیرهای ذی مدخل در ایجاد فشار هزینه و انتظارات تورمی تحلیلی ناقص خواهد بود.
از جمله عوامل موثر بر تورم، فزونی تقاضای کل بر عرضه کل در شرایط اشتغال کامل است که در این شرایط افزایش سطح عمومی قیمتها امری اجتناب ناپذیر است.
البته افزایش تقاضای کل قبل از اشتغال کامل به دلیل بروز تنگناهای مختلف نیز می تواند منجر به تورم شود که می توان از این شرایط به عنوان شرایط شبه اشتغال کامل یاد کرد. رشد تقاضای کل عمدتا تحت تاثیر دو بخش مالی و پولی صورت می گیرد.
ساختارگرایان ریشه تورم را در صنعت، بخش های کشاورزی، ساختار تجارت جهانی، کشش درآمد ارزی سیستم مالیاتی و تنگناهای ساختاری در متن اقتصاد جستجو می کنند و معتقدند که نباید تغییرات عرضه پول را برون‌زا فرض کرد، بلکه عرضه پول متغیری درون زا و تحت تاثیر تنگناهای ساختاری موجود در اقتصاد دارد.
بنابراین مطابق دیدگاه های مکتب ساختار گرایان، علت تورم نه سیاست های ارادی پولی و مالی دولت که وجود عدم تعادل های ساختاری در نظام اقتصادی است و برآیند این عدم تعادل هاست که رشد عرضه پول و رشد سطح عمومی قیمت ها را اجتناب ناپذیر می سازد.
این گروه رفع معضل تورم را اغلب فراتر از کوتاه مدت دانسته و مشتمل بر توصیه ها و راهکارهایی به منظورکوچک سازی بدنه دولت ، توسعه صادرات غیر نفتی، رفع تنگناهای ساختاری که مانع سرمایه گذاری و پس انداز می شود، توسعه زیرساخت ها و ... می دانند.
در کنار دیدگاه مذکور بحث شکل گیری انتظارات تورمی مطرح است که شدت و درجه آن در جوامع مختلف ، می تواند متفاوت باشد.
در کشور ما سطح تقاضای کل جامعه به دلیل رشد فزاینده حجم نقدینگی و میل به مصرف به طور قابل ملاحظه ای بالاست. حجم زیاد نقدینگی در ایران غالبا از فروش نفت خام و رشد دارایی های خارجی بانک مرکزی و رشد پایه پولی نشات می گیرد.
دفتر تحقیقات و سیاستهای پولی و بازرگانی وزارت امور اقتصادی و دارایی می افزاید: همچنین به دلیل وجود مشکلات ساختاری اقتصاد در کشور، بالا بودن قیمت نهادهای تولید و دستمزدها، انگیزه های تولید و عرضه پایین است. وجود تقاضای بالا و عرضه پایین بالطبع رشد سطح عمومی قیمت ها یا همان تورم را به دنبال دارد.
بحث انتظارات تورمی نیز در کنار مسائل فوق در برخی برهه های زمانی شدت بیشتری یافته است. تاکنون بسیاری از اقدامات و سیاست های بازدارنده رشد تورم در ایران اتخاذ شده که در صورت عدم پیگیری آن ممکن بود سطح عمومی قیمت ها به مراتب بیشتر از وضعیت فعلی باشد.
تورم در ایران پدیده ای چند وجهی است که عمدتا ریشه در مشکلات ساختاری و بنیادی اقتصاد کشور دارد و حل این مسئله نیازمند هدف گذاری صحیح و اتخاذ سیاست های کلان کوتاه مدت و بلند مدت است.
به هر صورت به نظر می رسد که تلاش در جهت بهبود ساختار کلی اقتصاد کشور در حوزه تولید ( به ویژه کشاورزی و صنعت)، تجارت خارجی، اصلاح ساختار مالیاتی در جهت کاهش وابستگی دولت به درآمدهای نفتی و کاهش نقدینگی بتواند در کاهش سطح عمومی قیمت ها موثر باشد.
همچنین هر سیاستی که بتواند مانع از رشد بی رویه نقدینگی و جهت دهی مناسب آن شود و در نهایت به بهبود وضعیت قیمت ها در کشور منجر خواهد شد که از آن جمله می توان به انضباط هر چه بیشتر مالی دولت، تقویت بورس، تداوم سیاست انتشار اوراق مشارکت و ... اشاره کرد.
از بعد افزایش تولید و عرضه نیز راهکارهایی نظیر تعیین دستمزدها بر اساس کارآیی و بهره وری، افزایش سطح دانش فنی در بخش تولید، نوسازی صنایع زیر بنایی، اصلاح سیستم توزیع و ... می تواند مورد توجه قرار گیرد.
در کنار سیاست های مذکور تداوم سیاست تثبیت قیمت ها، کاهش سود بانکی، نظام مند کردن بازار غیر متشکل پولی، احتیاط در برداشت از حساب ذخیره ارزی ضروری بوده و می تواند دست کم در کوتاه مدت مفید واقع شود.
در انتها باید به این نکته توجه شود که تورم در ایران پدیده ای چند وجهی است که عمدتا ریشه در مشکلات ساختاری و بنیادی اقتصاد کشور دارد و حل این مسئله نیازمند هدف گذاری صحیح و اتخاذ سیاست های کلان کوتاه مدت و بلند مدت است.
در پایان این پژوهش دفتر تحقیقات و سیاستهای پولی و بازرگانی وزارت امور اقتصادی و دارایی تصریح شده است: از آنجا که همواره علت العلل تورم در کشور ما عوامل ساختاری از جمله بزرگ بودن حجم دولت و کسری بودجه بوده است، به نظر می رسد که اجتناب از تزریق بی رویه ارز نفتی از طریق بودجه و بودجه ریزی واقع بینانه که منجر به کسری های تحمیلی نشود مهم ترین مولفه ای است که باید همواره مد نظر دولتمردان کشور قرار گیرد.

منبع : رسانه مالیاتی

مالیات فرصتی برای مدیریت اقتصادی

مالیات فرصتی برای مدیریت اقتصادییکی ازمحورهای اصلی موردنظر ریاست محترم جمهور در اجرای تحول اقتصادی کشور، موضوع تحول در نظام مالیاتی کشور است. همانطور که ریاست محترم جمهوری عنوان داشتند هفت محور طرح تحول اقتصادی باید به طور موازی با یکدیگر پیگیری و اجرایی شود و باید گفت براین اساس اجرای صحیح نظام مالیاتی کشور موجب تنظیم حیات اقتصادی کشور و شکل دادن به این تحول اقتصادی خواهد بود. آنچه در این میان ضروری می نماید ایجاد و فراهم آوردن نظام اطلاعاتی قابل استنادی است که درآمد و هزینه های فعالان اقتصادی در آن فراهم شود. باید گفت ساختار با سابقه ای مانند نظام مالیاتی کشور هنوز قادر نیست به طور مطلوب مفهومی همچون مالیات بر مجموع درآمد را عملیاتی نمایند به نحوی که مثلاً افرادی که همزمان در بخش مشاغل نیز فعالیت می کنند می توانند دو یا چند بار از معافیت پایه مالیاتی برخوردار شوند بی آنکه سامانه اطلاعات مالیاتی قادر باشد تخلف آنان را کشف نماید.
پایه گذاری جدی نظام مالیاتی کشور ضرورتی اساسی در ایجاد فرصت های جدی برای مدیریت اقتصادی کشور است تا با آن بتوان هدایت اقتصاد کشور را به درستی انجام داد. این ابزار به طور بسیار جدی و حیاتی در کشورهای دیگر در حال پیگیری است و گاه نظم و انضباط اقتصادی که برخی از شهروندان ما در زمان حضور در برخی کشورها به آن اشاره می کنند نیز تنها برپایه و اساس این ابزار بسیار جدی است و به نظر می رسد تا این ابزار بسیار گرانقدر مورد توجه قرار نگیرد، نمی توان اقتصاد کشور را به مسیر صحیح تر مدیریت نمود. از طریق این ابزار است که سرمایه ها و برنامه های اقتصادی در چارچوب یک برنامه مدون می تواند به سوی رشد اقتصادی همراه با ایجاد عدالت هدایت شود.
اجرای نظام مالیاتی مناسب را می توان در حد و اندازه طرح هدفمند کردن یارانه دانست؛ چرا که در واقع با اجرای این نظام از مسیری دیگر و با شرایط مطلوب تری می توان به گسترش عدالت و مدیریت مناسب اقتصادی کشور دست زده و از ایجاد شکاف درآمدی بالا در جامعه و ناهنجاری های ناشی از آن جلوگیری کرد.
شرط لازم تحقق هدف بنیادین دولت نهم که توسعه عدالت محور - اقامه قسط توأم با مهرورزی و خدمت و تعالی و پیشرفت عنوان شده است، از طریق ایجاد ساز و کار بسیار قوی و دقیق نظام مالیاتی کشور خواهد بود.
مالیات ابزاری است برای توزیع عادلانه درآمد و ثروت کشور، که نقش تعدیل کننده ثروت در جامعه را دارد. به طوری که هرکس درآمد بیشتر و ثروت بیشتری دارد، باید مالیات بیشتری پرداخت کند. مهمترین عاملی که می تواند عدالت اجتماعی را محقق کند، مالیات است و تا زمانی که بخش مالیات سازماندهی نشود، نمی توان چندان امیدی به پیشرفت و توسعه اقتصاد یک کشور داشت. در واقع از طریق ابزار مالیات، دولت می تواند به شکل دادن اقتصاد کشور بپردازد. اجرای دقیق قوانین عادلانه اخذ مالیات در جامعه نه تنها سبب از میان رفتن فاصله طبقاتی بلکه باعث هدایت اقتصاد به سمت یک توسعه مطلوب همراه با عدالت خواهد شد.
در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته که بودجه دولت به نفت وابسته نیست، بیش از ۷۰ تا ۹۵ درصد درآمد دولت از طریق مالیات تأمین می شود، جالب آن که درآمد همین کشورها از مالیات؛ از درآمد حاصل از صادرات نفت ما بیشتر است.
در کشورهای سوئد، دانمارک و فنلاند بیش از ۹۰ درصد درآمدها از طریق مالیات تأمین می شود.
بررسی تحولات مالیاتی کشورها نشان می دهد که با یکپارچگی اقتصادی و گسترش رقابت و کاهش شدید عمر سرمایه گذاری ها، دولت ها را بر آن داشته که نگرش خود را به مالیات تغییر دهند و مالیات بر مصرف و یا فروش را جایگزین مالیات بر درآمد کنند و از بار مالیاتی بنگاه ها بشدت بکاهند و اصطلاحاً بار مالیاتی را از تولید به مصرف انتقال دهند تا انگیزه لازم برای سرمایه گذاری مجدد در بنگاه ها فراهم و زمینه اشتغالزایی و عرضه بیشتر کالاها و خدمات با بهای ارزان تر مهیا شود و با عنایت به تجربه جهانی، در حال حاضر تصویب و اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده بهترین و جامع ترین روش جهت اخذ مالیات است؛ مالیاتی که کمترین هزینه اجرایی را دارد. بنابراین همیاری دولت و مجلس جهت هرچه سریع تر به اجرا درآمدن این نوع مالیات ضمن افزایش درآمد مالیاتی، بار مالیاتی را از درآمد به مصرف انتقال داده و کمترین اخلال را در بازار دارد و مضافاً با اتخاذ سیاست هایی می توان این مالیات را در جهت توزیع مجدد درآمدها به کار گرفت.
رسیدن به هدف تأمین هزینه های جاری کشور از محل مالیات در پایان برنامه چهارم منوط به ویژگی هایی است که در حال حاضر در جامعه وجود ندارد، از جمله: نظام اطلاعاتی ضعیف که به علت عدم تعامل لازم سایر مراجع با سازمان امور مالیاتی و فقدان نظارت بر مستند کردن معاملات به وجود می آید که امید است با حمایت دولت و سایر نهادهای مرتبط بتوان هرچه سریع تر طرح جامع اطلاعات مالیاتی را که یکی از طرح های ملی کشور در بخش فناوری اطلاعات است مطابق زمان بندی به مرحله اجرا درآورد.
درخصوص کم توجهی مردم، مسئولان، نهادهای مدنی و احزاب (با توجه به تعداد اظهارنامه ها و پرداخت مالیات همراه با اظهارنامه) ضعف فرهنگ مالیاتی در متن جامعه ایرانی بشدت مشاهده می شود و فرهنگ مالیاتی از جمله موضوعاتی است که بهبود آن مستلزم همکاری تمامی وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی و نهادهای عمومی است. آشکار کردن نحوه هزینه درآمدهای مالیاتی می تواند گامی مهم در جلب اعتماد عمومی باشد.
یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر ظرفیت مالیاتی تمایلات فکری و نظرات مردم در ارتباط با مسائل مختلف و گوناگون مالیاتی جامعه است که به فرهنگ مالیاتی مشهور است. مهمترین مسئله ای که به نظر متخصصان در فرهنگ مالیاتی مؤثر است تبلیغ در ارتباط با مسائل مالیاتی است و قطعاً اگرچه شرط کافی مسئله نیست ولی شرط لازم است. در کتاب های درسی، در کانون های مختلف اجتماعی و در سینماها و فیلم های تلویزیونی یا برنامه های رادیویی کشور تقریباً نشانی از مسئله مالیات که حیاتی ترین مسئله یک اقتصاد سالم است دیده نمی شود (اگر هم باشد خیلی ضعیف) در حالی که می توان با تبلیغات و آگاهی رسانی از طریق رادیو و تلویزیون در این زمینه به اصلاح وضع موجود پرداخت و تحولات اساسی ایجاد کرد. عوامل فرهنگی در جامعه ما بیشتر ریشه در تاریخ دارد که به همراه بسیاری از مشکلات دیگر اجتماعی همواره باعث شده که مالیات واقعی اظهار و وصول نشود.
بنابراین اراده و خواست مردم، عمده ترین نقش را در اجرای قانون مالیات ها ایفا می کند و به این لحاظ مؤثرترین عامل موفقیت در اجرای این قوانین، همانا فرهنگ مالیاتی جامعه خواهد بود. از طرفی همان طوری که می دانیم لازمه و شرط اول برای ترویج هر مقوله عدالت است، یعنی وقتی مردم مطمئن شوند که چارچوب قوانین مالیاتی برای همه در نظر گرفته شده و اجرا می شود و هیچ تبعیضی بین افراد جامعه وجود ندارد آنگاه خودشان را مطیع قانون دانسته و اطاعت از آن را واجب می دانند. شاید یکی از دلایل ارجح بودن و رونق گرفتن فعالیت های دلالی بر فعالیت های تولیدی نیز ناشی از همین فرهنگ عدم پرداخت مالیات فعالیت دلالی و سود هنگفت آن در مقابل یک تولیدکننده است که موجب تضعیف جدی رشد و توسعه اقتصادی کشور خواهد بود.
در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه حدود ۹۰ درصد پرداخت های جاری دولت، از طریق مالیات ها تأمین می شود در حالی که سهم مالیات در بودجه ایران طی ۱۰ سال گذشته فقط ۲۵ تا ۳۳ درصد و حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان بوده است. طبق آمار درآمد مالیاتی کشورهای صنعتی رقم بسیار بالایی را به خود اختصاص می دهد. این رقم برای امریکا ۹۷ درصد، اتریش ۹۴ درصد، استرالیا ۹۱ درصد و کشورهای اتحادیه اروپا ۹۳ درصد است. در کشور ما سود فعالیت های سوداگرانه مانند خرید و فروش زمین به این دلیل که برای این فعالیت ها مالیات خاصی وضع نشده است، بیش از فعالیت های تولیدی است که چاره آن مالیات بر ارزش افزوده است.
اداره امور مالیاتی کشور به شکل سنتی کنونی نه تنها نوعی بی عدالتی است بلکه موجب ایجاد ناهنجاری در جامعه می شود و از ابعاد مختلف بسیار زیانبار است. به همین دلیل است که از محورهای اساسی طرح تحول اقتصادی آقای احمدی نژاد موضوع نظام مالیاتی است. گرچه اقدامات مفیدی اخیراً صورت گرفته است اما با توجه به تحولات تکنولوژی و شرایط پیش رو انتظار می رود امور مالیاتی کشور به پیشرفته ترین ابزار نرم افزاری مجهز شود و از این به بعد سرآمد دیگر بخش ها باشد. ناتوانی سازمان امور مالیاتی در شناسایی درآمدها و امکان فرار مالیاتی باعث شده تا ماهیت اقتصاد کشور بازرگانی باشد، درآمد این بخش بسیار بالا اما رقم مالیات دریافتی اندک است، ضعف سازمان امور مالیاتی در وصول درآمدهای بخش بازرگانی و تجاری به قرینه باعث تضعیف صنعت کشور خواهد شد.
هشدار اخیر مقام معظم رهبری درخصوص رواج مصرف گرایی در جامعه را که باید بسیار جدی گرفت نیز از طریق همین نظام مالیاتی می توان کنترل کرد.
در حال حاضر نگرانی های عمده ای در کشور نسبت به رشد تشدید مصرف فرآورده های نفتی، واردات و مصرف کالاهای وارداتی مانند گوشی تلفن همراه، لوازم خانگی و صوتی و تصویری، لوازم لوکس و تزئینی و کاملاً مصرفی و غیرضروری وجود دارد که هر سال حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار از منابع کشور را می بلعد، در حالی که مالیات بر ارزش افزوده و مصرف می تواند مصرف این دسته از کالاها را به نفع مصرف تولیدات واقعی و ضروری کاهش دهد.

 

منبع : روزنامه ایران

سهم ناچیز مالیات در اقتصاد ایران

 

سهم ناچیز مالیات در اقتصاد ایراندولت ها در جهت گذران امور جاری خود و نیز ورود به برخی سرمایه گذاری های عام المنفعه که رغبتی برای ورود بخش خصوصی وجود ندارد، نیازمند پول هستند. برخی امور نیز وجود دارند که ورود بخش خصوصی به آن باعث ایجاد مفسده است، امنیت و قضا از جمله این موارد است لذا دولت به عنوان مرکز اعمال اراده عمومی باید موارد مذکور را به انجام رساند. بهترین منبع درآمدی دولت چیست و دولت برای انجام وظایف خود چگونه باید منابع مورد نیاز را فراهم آورد؟ در کنار سایر منابع درآمدی دولت از مالیات به عنوان مهمترین منبع تغذیه دولت نام برده می شود، به نوعی که در ادبیات اقتصادی کلاسیک جهان تمام هزینه های دولت باید از طریق مالیات ها تامین شود.
طبق تعریف «مالیات وجوهی است که دولت باید برای تامین هزینه های خود از اشخاص کسب کند». منابع دریافت مالیات نیز عموماً مالیات بر درآمد، مالیات بر ارث، حق تمبر، مالیات بر درآمد املاک، مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی و مالیات بر درآمدهای اتفاقی است. در عموم کشورهای دنیا و به ویژه کشورهای توسعه یافته هزینه های دولت از طریق مالیات ها تامین می شود. پرداخت مالیات توسط شهروندان، آنها را نسبت به اقدامات دولت حساس خواهد کرد به دیگر سخن مودی مالیاتی چون به سهم خود بخشی از هزینه های دولت را تامین می کند امکان دارد که اقدامات دولت به طور مستقیم و غیرمستقیم در راستای افزایش رفاه عمومی و امنیت اجتماعی مالیات دهنده باشد. از طرف دیگر دولت نیز مراقب افکار عمومی است و تلاش دارد فعالیت های خود را در چارچوب خواسته مردم توجیه و تبیین کند و این به نوعی یک همبستگی ارگانیک بین دولت و ملت پدید می آورد، هر چه منابع درآمدی دولت مستقل از افراد باشد به همان میزان دولت خودرای و مستقل از اراده واقعی مردم است و با ضریب فزاینده بیشتری به شکاف دولت-ملت دامن می زند زیرا دولت دیگر وامدار مردم نیست و مصلحت ملی را نه ملت که خود و با جیب مستقلش تعیین می کند. نتیجه این رویه معلوم است و نیازی به تحلیل ندارد.
● مالیات در ایران
در حالی که طبق آمارهای اعلام شده تولید ناخالص ملی کشور در سال ۸۵، بالغ بر ۴۵۰ ملیارد دلار برآورد شده است اما میزان مالیات های جمع آوری شده توسط دولت اصلاً در حد رضایت بخشی قرار ندارد، به عبارت دیگر رقم مالیات های جمع آوری شده هیچ تناسبی با GNP ندارد. طبق آمارهای اعلام شده در نماگرهای بانک مرکزی در حالی که رقم هزینه های جاری دولت ۳۷۷۹۳۵ میلیارد ریال بوده است کل درآمدهای مالیاتی ۱۷۷۶۱۷ میلیارد ریال بوده که هیچ تناسبی با هم ندارند، یعنی در حالی که دولت باید حداقل هزینه های جاری خود را از طریق مالیات ها تامین کند حتی نتوانسته ۴۰درصد این رقم را نیز جذب کند.
● چرا سهم مالیات در اقتصاد ایران ناچیز است
۱) سازمان امور مالیاتی در کشور از یک ساختار تقریباً سنتی برخوردار است، در حالی که این سازمان باید با وصول مالیات های متناسب از مشاغل با درآمدهای بالا به کارکرد مهم خود مبنی بر ابزار گسترش عدالت دولت تبدیل شود اما متاسفانه اطلاعات این سازمان در حداقل ممکن خود قرار دارد. آیا سازمان امور مالیاتی آمار همه فعالان اقتصادی را دارد؟ آیا از گردش مالی کشور در بخش های اقتصادی باخبر است؟ آیا در جهت استقلال سیاست های خود از سیاست های تحمیلی دولت حرکت می کند؟ و در کلام آخر آیا می داند مردم چقدر درآمد دارند؟ آمار ذکرشده در خصوص تولید ناخالص ملی و نیز رقم درآمدهای وصولی نشانگر این است که این سازمان به هیچ وجه روی ماموریت های خود چفت نیست. سازمان امور مالیاتی باید با همکاری سایر دستگاه ها و به ویژه بخش انفورماتیک کشور نسبت به جمع آوری اطلاعات فعالان اقتصادی اقدام کند. وابستگی به شیوه خوداظهاری مالیاتی دلیل ناتوانی و جمع آوری اطلاعات فعالان اقتصادی است.
۲) آیا کارمندان بخش مالیاتی کشور به این نکته نیز اذعان دارند که قوانینی که آنها طبق آن عمل می کنند ضعف دارد یا اینکه از اراده لازم برای اعمال قانون برخوردار نیستند یا گاهی به اراده خود بر خلاف قانون جهت می دهند.
۳) وابستگی دولت به درآمدهای نفتی و بی نیازی از درآمدهای مالیاتی باعث شد سازمان امور مالیاتی در حاشیه قرار بگیرد و در ساختمان شیشه یی خود نگران وصول درآمدها نباشد. به دیگر سخن هنگامی که دولت احساس نیاز کند به سراغ سازمان می رود تا از فعالان اقتصادی مالیات متناسب را اخذ کند. عدم توجه جدی دولت به این مقوله که ارقام آن را اثبات می کند شکاف بین فقیر و غنی را که خلاف اصل عدالت اجتماعی است روز به روز بیشتر کرده است.
۴) ناتوانی سازمان امور مالیاتی در شناسایی درآمدها و امکان فرار مالیاتی باعث شده ماهیت اقتصاد کشور بازرگانی باشد. درآمد این بخش بسیار بالا اما رقم مالیات دریافتی اندک است.
۵) یکی از دلایل عمده رقم پایین درآمد مالیاتی، اقتصاد دولتی است. جای تاسف دارد که در مقابل ارقام درآمدی شرکت های فعال و سودده دولتی در قانون بودجه سال ۸۶ میزان مالیات پرداختی رقم صفر اعلام شده است، یعنی برخی شرکت های سودده تجاری با آنکه حجم قابل توجهی از بودجه دولت را می بلعند اما مالیات نمی دهند.
۶) دولت باید از هر نوع درآمد مشروع و شناخته شده یی مالیات بگیرد، ضمن آنکه در شناسایی درآمدها ناتوان است و در غالب اظهارات نیز رقم درآمد بسیار کمتر ذکر می شود اما بی توجهی دولت به برخی درآمدهای مشمول مالیات نیز جای تعجب دارد.

منبع : روزنامه اعتماد

مالیات و مفهوم اقتصادی آن

 

مالیات و مفهوم اقتصادی آنواژه ها نیز همچون پدیده های رشد یابنده هستی دارای دگرگون پذیری و رشد و تحول بوده و در راستای زمان مفاهیم گوناگونی بخود می گیردو در جهت تعبیراز پنداشتها آهنگها باورها آرمانهای متفاوت بکار گرفته شده و در معانی ویژه ای رایج می شوند.
مالیات نیزاز جمله واژه هائی است که دارای چنین سرنوشتی می باشد. مفاهیم گوناگون مالیات در تاریخ با همه تفاوتهای آن دارای عناصر مشترک و در نهایت معنای مشترکی خواهد بود.
بنابراین مالیات کلمه ای است گنگ و دارای مفاهیم مختلف وانواع و ابعاد گوناگون ازاینرو نیاز به بررسی و باز کاوی دارد.
● مفهوم کلی مالیات
واژه مالیات که از مال گرفته شده از نظر فرهنگ شناسان در معانی زیر بکار برده شده است:
(اجرو پاداش)( زکات مال) ( سرپرستی و چراندن گله های گوسفند) (در جریمه ای که حکومت بمناسبت ارتکاب جرائم ویژه از مرتکبین می گیرد)(باج)(خراج) و بالاخره مالی که دولتها بطور سالانه از شهروندان خود می گیرند. ۱اما دراصطلاح اقتصاددانان جدید مالیات اینگونه تعریف شده است:
مالیات مقدار پول و یا مالی است که شهروندان یک کشور طبق قانون به دولت خود می پردازند تا در جهت اداره امور کشور تامین کالاها و خدمات عمومی و ضروری تضمین امنیت و دفاع همگانی و عمران و آبادانی توسط دولت مورد بهره برداری قرار بگیرد.
مالیات ریشه تاریخی طولانی و عمیقی دارد و عمر آن با پیدایش نخستین حکومتها و سازمانهای مدیریت اجتماعی همراه می باشد.
تنها نوع و مقدار مالیات و نحوه وصول آن متفاوت بوده است اصل آن هیچگاه متروک نمی شده است. در برخی از کشورهای جهان باستان از قبیل کلده و آشور در(بین النهرین)(آتن)در فرنگ وصول مالیات از مردم تابع قوانین مدون بوده ولی در بسیاری از نقاط جهان مسئله مالیات از نظر چگونگی وصول واندازه آن تابع اراده دولت مرکزی و یا پادشاه بوده است که در برابر دریافت مقداری پول و یا کالا در سال حکومت و فرمانداری مناطق گوناگون را به افراد واگذار می کرده است.
حاکم منطقه نیز که به یک طایفه و قبیله بلوک و منطقه و یا شهر و ایالتی منصوب می شد آن اندازه از پول و کالا جهت دولت مرکئز باافزودن مبالغ هنگفتی برای اداره امور منطقه و خود و ذخیره شخصی بطور سرانه و یا خانواری از مردمان زیر سلطه خود وصول
می کرد. و در نپرداختن آن برای پادشاه و حاکم منطقه هیچ عذری پذیرفته نبود وشعار یا سر بده یا مالیات وخراج برای همگان مفهوم رعب انگیز خود را داشت. عجیب است که این روش منحوس حتی در میان سلاطین و حاکمان ستمگر پس ازاسلام در کشورهای اسلامی مانند بنی امیه و بنی عباس تا نادرشاه افشار و پس ازاو نیز رایج بوده است و نادرشاه گنجینه های افسانه ای خود موسوم به کلات نادری را بیشترازاین طریق گردآورده بود.
از دیگر تفاوتهای عمده مسئله مالیات درگذشته و حاضراین است که سلاطین و رژیمهای گذشته مالیات را برای ایجاد عمران و آبادانی در کشور نمی گرفتند بلکه خراج ها باجها و مالیاتهای وصول شده را جزو دارائی و گنجینه های شخصی خود قرار داده و برای گردش امور دربار حرمسرا و تامین زندگی شاهزادگان وامیرزادگان عیاش و خوشگذران مورد بهره برداری قرار می دادند. حتی در بسیاری موارد حقوق سربازان از طریق صدور و فرمان:غارت همگانی شهرهای فتح شده و مغلوب]تامین می شده است و نه از خزانه دولت.
اینگونه برخورد زشت زمامداران خود سر با مسئله مالیات و جایگزینی چپاولگرانه آن در ذهنیت مردم شرق موجب گشته تااگر در مواردی هم مالیات در جهت مصلحت مردم بطور قانونی تنظیم گردد مردم سرباز زنند و بگونه ای از پرداخت آن گریز کنند و همچون مردم کشورهائی که نظام قانونی بر آنان حاکم است مالیات راامری طبیعی و در برابر فعالیت های عمرانی و خدماتی واداری دولت ندانند.
غافل ازاینکه مسئله تحریم عشر واکنشی مناسب در برابراسراف کاریهای حکام غاصب و ستمگر آن عصر بوده است و نمی تواند گوناگون مفهوم مالیات در شرایط متفاوت تاریخی دلیل بر مطلب باشد.
این واژه بویژه در نظام جمهوری اسلامی دقیقا در نقطه مقابل آن مفاهیم نادرست تاریخی قرار دارد. و مالیات طبق قوانین و ضوابط معین خواهد شد و برای عمران و آبادی کشور و صیانت ازبیضته اسلام مصرف می شود.
ازاینرو در عصر حاضر یکی از پایه های استوار کشورداری ترقی و پیشرفت وارائه خدمات به مردم و در نتیجه دریافت مالیات می باشد دریافت مالیات از جامعه در کشورهای جهان امری طبیعی و براساس سیاست مالی می باشد و در برخی از کشورهای صنعتی جهان ۹۰ تا ۹۸ درصد بودجه عمومی از طریق مالیاتها تامین می شود و مردم نیز هیچگونه واکنش منفی در برابر آن بروز نمی دهند.
● انواع مالیات
مالیات را بر پایه مبانی ملاکها واعتبارات گوناگون می توان تقسیم بندی کرد وانواع آن را مشخص نمود.
▪ مالیات مستقیم و غیرمستقیم
براساس این تقسیم بندی مالیات از نظر چگونگی تعلق گرفتن به کالاهای مورد مالیات دو نوع می تواند باشد: مستقیم یا غیرمستقیم.
۱) مالیات مستقیم:
بدون هیچ واسطه ای روی درآمدافراد و یا سازمانها و موسسات اقتصادی بسته شود و توسط مامورین دولتی بطور مستقیم وصول شود. مانند مالیات سرانه ای که دولت براساس افراد ساکن در کشور و طبق آمارافراد هر خانوار مالیات می گیرد ازاین قبیل مالیاتی که دولت بطور مستقیم از حقوق کارمندان خود کسر می کند.
مالیات مستقیم اگر براساس میزان دارائی و یا درآمداشخاص و موسسات استوار باشد و شامل درآمدهای سطح پائین نگردد در تامین عدالت اجتماعی نقش بسزایی خواهد داشت.
۲) مالیات غیرمستقیم:
آنستکه با واسطه و بطور غیرمستقیمم ازاصل در آمدشهروندان گرفته می شود واغلب پرداخت کننده می تواند آنها را به اشخاص دیگری منتقل کند و خود وسیله پرداخت مالیات باشد.
مالیات غیرمستقیم در شکلهای گوناگونی قابل پیاده شدن می باشد و پرداخت آن نیز بااینکه بر دوش همگان می باشد ولی محسوس نیست بطور معمول عموم مردم وجود آن رااحساس نمی کنند.
مانند: عوارض گمرگی که بر ورود و صدور کالاها بسته می شود که در نهایت از نوع مالیات غیرمستقیم بشمار می آید. زیرا وارد کننده کالا به میزان عوارضی که ازاین بابت به دولت می پردازد به نرخ فروش کالا در بازارهای داخلی می افزاید چنانکه صادرکنندگان کالاهای داخلی به خارج نیز در هنگام خرید و فروش میزان عوارضی را که باید بابت صدور کالا بپردازند از نظر دور نمی دارند.مالیات بر فروش از دیگر شکلهای مالیات غیرمستقیم می باشد. و آن باین صورت است که ابتدا دولت روی یک کالای ویژه مالیات می بنددو در نتیجه بطور قهری قیمت آن برای مصرف کنندگان افزایش می یابد و در مجموع باید گفت: سنگینی مالیاتهای غیرمستقیم بر دوش اکثریت قشرهای کم درآمد و فقیر جامعه می باشد: زیرا در پرداخت این مالیات آن کس که دارد و آن کس که ندارد هر دو باید زیر یک بار بروند در این صورت فشار بر کسی است که ندارد.
● تقسیمی دیگراز مالیات
ازاین دیدگاه که چند درصد مالیات گرفته شود واز چه نوع درآمدی و با چه محاسبه ای مالیات به سه نوع تقسیم می شود.
الف) مالیات تصاعدی
ب) مالیات تنازلی
ج) مالیات تعادلی
▪ مالیات تصاعدی:
به این صورت است که آنانی که از درآمد بیشتری برخور دارند بصورت تصاعدی مالیاتش افزایش می یابد و درصد بیشتری از درآمدشان را بایستی به عنوان مالیات پرداخت کنند.ازاینرو میزان مالیات هماهنگ با میزان رشد درآمد افزایش می یابد. در نوع تصاعدی ثروتمندان بمراتب بیشتراز فقرا مالیات می پردازند و قشرهای فقیر جامعه در بلند کردن اهرم سنگین مالیات سهم بسیار کمتری دارند.
▪ مالیات تنازلی:
عکس روش تصاعدی است. یعنی نظام مالیاتی کشور بگونه ای تنظیم شده است که هر چه درآمد پائین تر باشد مالیات بیشتری باید بپردازدو در برابر آنانی که از ثروت بیشتری برخوردارند مالیات کمتری می پردازند.
البته این چنین مالیاتی همیشه با ظاهری مردم پسند و در زیر شعارهای زیباانجام می گیرد به عنوان نمونه می توان از مالیتهای غیر مستقیم سخن راند که بسیاری آن را طرح می کنند در نتیجه بار سنگین مالیات بطور عمده بر دوش محرومان و کم درآمدهای جامعه خواهد بود. گرچه روش مالیات تنازلی می تواند هم بطور مستقیم و هم بطورغیرمستقیم قابل اعمال باشد.
▪ مالیات تعادلی:
حد میانگین روشهای تصاعدی و تنازلی است. یعنی درآمدهای بالا و درآمدهای پائین هر دو بطور مساوی مالیات می پردازند که البته این نوع مالیات نمی تواند روشی عدالت خواهانه باشد زیرا چگونه کسانی که از ثروت بیشتری برخوردارند و هر روز براندوخته های خود می افزایند همانند کسانی که اندک در آمدی داشته باشند بطور مساوی مالیات بپردازند.
● مضمون و متعلق مالیات
مالیات ازاین نظر نیز که دارای چه مضمونی است و متعلق آن یعنی مورد مالیات چه نوع کالا و خدمت و یا چه نوع امتیازاقتصادی داشته باشد به انواع گوناگونی تقسیم می شود
البته باید توجه داشته باشیم که دو ملاک واعتبار قبلی در تقسیم مالیات نیز در و ضمن هر یک ازانواع این قسم اخیر قابل تصور می باشند.
براساس این اعتبار مهمترین اقسام مالیات بقرار ذیل می باشد:
▪ مالیات سرانه:
و آن مالیاتی است که در برخی از کشورهای جهان از هر شهروند ملبغ و یا مقدار ویژه ای پول و یا کالا به عنوان مالیات می گیرند.
▪ مالیات بر واردات:
این همان چیزی است که حق گمرکی یا عوارض گمرکی نامیده می شود.این نوع ویژه کشورهائی است که دارای تجارت خارجی ملی شده نباشند وافراد حق وارد و صادر کردن کالا را داشته باشند. در حقیقت این مالیات جهت کنترل هر چه بیشتر واردات و تقویت تولیدات خارجی می باشد تا ضمن قابل رقابت بودن آن با کالاهای خارجی انگیزه تولیدکنندگان را برای تولید هر چه بیشتر و گرایش جامعه را برای خرید کالاهای داخلی افزایش دهد.ازاینرو وضع این نوع مالیات دردگرگونی اندازه و کیفیت کالاهای وارداتی تاثیر مشخص و روشنی خواهد داشت.
▪ مالیات رای:
این قسم هم خود نوع خاصی از مالیات سرانه می باشد و منظور آن است که برای کسانی حق رای قائلند که همچون سرنوشت سیاسی در سرنوشت اقتصادی سهیم باشند و خود را در تامین اداره کشور مسئول بدانند. بدینجهت برای کسانی که حق رای در انتخابات دارند مالیات ویژه ای تصویب می شود.
▪ مالیات برارث:
مقدار و درصد معینی ازاموال و ثروت کسی که فوت شده باشد به عنوان مالیات از ورثه او دریافت می شود. معمولا چنین مالیاتی بدان جهت از ورثه متوفا گرفته می شود که ثروت در برابرانجام کار و سرمایه گذاری بدست نیامده است و نیز وصول آن آسان تر بنظر می رسد.
▪ مالیات برمشاغل:
این نوع بدانجهت از صاحبان مشاغل گرفته می شود که فقط داشتن درآمداصالت دارد و نیازها واصالت های انسانی و اخلاقی را در تنظیم مالیات شرط نمی دانند.ازاینرو مراکز فساد و فحشاء و قمارخانه ها و مشروب فروشی ها هم مالیات خاصی به دولت پرداخت می کند. یکی از راههای پردرآمد دولتها گرفتن مالیات ازاین دسته از مشاغل است. و رژیم ستم شاهی افزون برترویج این مراکز برای مقاصد سیاسی اخذ مالیات را وسیله ای برای کسب درآمدهای خود و نظام حاکم می دانست.
▪ مالیات بر فروش:
دولت دراین نوع مالیات جهت و سوی مصرفی جامعه را بطور دلخواه یا مصالح جامعه معین می کند و برای کنترل مصرف جامعه مالیاتی بطور غیر مستقیم بر آن وضع می کند. دخانیات یا کالاهای لوکس و تشریفاتی از قبیل این نوع مالیات است.
▪ مالیات ارزش اضافی:
مالیات خاصی است که در برخی از کشورهااز سودی که از کالاها به دست آمده است گرفته می شود.
▪ مالیات فراگیر:
این نوع مالیات ویژه کشورهای بلوک شرق و سوسیالیستی ماننداتحاد جماهیر شوروی واقمارش می باشد. دراین کشورها دولت کارها و خدمات را با قیمت خاصی از تولید کننده خریداری کرده و با قیمت اضافی تحویل مصرف کننده می دهد. و در حقیقت اختلاف قیمت بین تولید کننده و مصرف کننده همانمالیات فراگیری می باشد که به این شکل دولت از همه مصرف کنندگان دریافت می کند..
▪ مالیات امنیت اجتماعی:
در برخی از کشورها در برابرانجام برنامه های اجتماعی وامنیتی مالیاتی تنظیم می شود که به این نام دریافت می گردد.
▪ مالیات بر شرکت ها:
این مالیات را بخاطر داشتن شخصیت حقوقی جداگانه شرکت ها که درآمدی جدای درآمدافراد دارد وضع می کنند.
▪ مالیات برای تامین زندگی در سنین پیری:
این نوع مالیات توسط دولت ازافراد در برابر تعهدش نسبت به بیمه شدن آنان در سنین پیری در برخی از کشورها گرفته می شود.
● مالیات براملاک و مستغلات.
▪ مالیات بر دارائی ها:
که بطور فراگیراز کلیه کسانی که دارائی هایی داشته باشنداخذ می شود. البته اقسام دیگری ازانواع مالیات های وضع شده وجود دارد که بخاطر کم اهمیت داشتن آنهااز ذکرش خودداری می شود.
● مالیات و تامین عدالت اجتماعی
امروزه دولتها برای ایجاد تعادل اقتصادی وظایف گوناگونی به عهده می گیرند. بازارهای اقتصادی را کنترل و قیمت ها را تعیین و کنترل می کنند و بر توزیع مزدها فراآورده ها و سایر درآمدها نظارت می کنند. اما آنچه از همه اینها در تعادل اقتصادی و تامین عدالت اجتماعی نقش ویژه ای دارد مالیات است.
مالیات دولت را قدار می سازد که بر جریانات و مسائل اقتصادی کشور وافزیاش درآمدها و ثروت ها نظارت و کنترل داشته واز رکود و فساد و کسادی اقتصادی جلوگیری کند.
البته روشن است در میان انواع مالیات ها مالیات های مستقیم آنها از آنجا که اشخاص پرداخت کننده نمی توانند آنرا به دیگری منتقل سازند اگر براساس درآمد تنظیم گردد مانع از تمرکز ثروت و اندوخته های سرسام آور و روحیه آن خواهد بود. به این جهت فاصله های وحشتناک طبقاتی را ترمیم و یا تعدیل می کند واز طرف دیگر موجب رونق اقتصادی خواهد بود. در میان مالیاتها سیستم مالیاتی تصاعدی موثرترین آن در مسائل اقتصادی می باشد هم از جهت تامین نیازهای دولت و هم از نظر نقش آن در تعدیل درآمد.
بطور روشن این مالیات می تواند تقاضای عمومی و همچنین قیمت کالاها را تغییر دهد زیرا مالیاتچه مستقیم و غیرمستقیم در آمدها را پائین می آورد و در نتیجه تقاضای عمومی نسبت به کالاها و خدمات آن پائین خواهد آمد. از طرف دیگر با کاهش تقاضا (با فرض ثبوت سایر متغیرها) قیمت ها پائین می آیند.

منبع: فصلنامه حوزه

مشکلات اقتصادی کشور و نقش نظام مالیاتی

مشکلات اقتصادی کشور و نقش نظام مالیاتیدر طرح تحولات اقتصادی، نظام مالیاتی به حق به‌عنوان یکی از محورها تعیین شده است. انتظار می‌‌رود با بررسی همه‌جانبه نظام مالیاتی کشور و رفع کاستی‌‌ها ی آن، بتوان گام اساسی در به ثمر رسیدن تحول اقتصادی در کشور برداشت.
در این مقاله کاستی‌‌ها ی نظام مالیاتی ایران و نقش فعلی و بالقوه آن در رفع و کاهش معضلات اقتصادی کشور مورد بررسی قرار گرفته و راهکارهایی در این زمینه ارائه می‌‌شود.
هر نظام مالیاتی در جهان امروز وظایف متعددی را به‌عهده دارد که تامین هزینه‌‌های دولت، تنها یکی از وظایف آن محسوب می‌‌شود.
از مهم‌ترین وظایف نظام‌‌‌های مالیاتی، هدایت اقتصاد در مسیر درست آن است. در واقع اهرم مالیات یکی از موثر‌‌ترین حربه‌‌ها در هدایت اقتصاد کشور به‌شمار می‌‌رود که کشور‌‌‌های غربی با استفاده درست از آن توانسته‌اند به پیشرفت‌‌های اقتصادی بزرگی نایل آیند.
در واقع دولت‌‌ها با استفاده از نظام مالیاتی، حاکمیت خود را در کشور اعمال کرده و به اقتصاد کشور برای رسیدن به هدف‌های ملی جهت می‌‌دهند.
با به‌کارگیری اهرم‌‌های هدایت اقتصاد در نظام مالیاتی، می‌‌توان بر بسیاری از مشکلات اقتصاد کشور فائق آمد و به‌کارگیری درست این حربه، می‌‌تواند در موفقیت دولت‌‌ها در به سامان رساندن اقتصاد نقشی اساسی داشته باشد.
نظام‌‌‌های مالیاتی، نرم افزار دولت‌‌ها برای ارشاد و هدایت اقتصاد کشور برای بهره‌‌گیری از تمام توان اقتصاد است و می‌‌تواند در صورت برنامه‌‌ریزی و تدوین درست آن، با توجه به هدف‌ها و نیازها و همچنین چشم انداز آینده، با نگرش به روند‌‌های موجود در جهان، اقتصاد کشور را به‌صورت آرام، متین و قانون‌مند به‌سوی پیشرفت و تعالی سوق دهد.
نظام‌‌‌های مالیاتی هم چنین قادرند که در حل و تخفیف مسائل و مشکلات کوتاه‌مدت و بلند‌مدت اقتصادی و اجتماعی کشورها، کمک‌‌های بسیاری انجام دهند.
متاسفانه نظام مالیاتی ایران، با وجود پیشرفت‌‌‌های دهه اخیر نسبت به قبل از آن، هنوز به عنوان یک منبع درآمد برای دولت‌‌ها عمل می‌‌کند و سایر جنبه‌‌های آن، از جمله هدایت اقتصاد، مورد توجه نبوده است.
اقدامات معدودی که در نظام مالیاتی کشور برای هدایت اقتصاد صورت گرفته نیز چندان مثمر ثمر نبود. از جمله این اقدامات می‌‌توان معافیت بخش کشاورزی از مالیات، معافیت ده ساله شرکت‌‌ها و کارخانه‌‌ها در مناطق محروم و نظیر آن را نام برد که در عمل نتوانسته است تحول قابل قبولی در اقتصاد ایران ایجاد نماید.
بزرگترین معضلات اقتصاد ایران در حال حاضر بیکاری، کمبود سرمایه و تورم است که نظام مالیاتی ایران در مورد آنها کاملا خنثی است.
حال ببینیم که ظرفیت بالقوه نظام مالیاتی کشور در رابطه با این معضلات چیست و چگونه می‌‌تواند در حل و تخفیف آنها اثر گذار باشد.
۱) اشتغال:
از بزرگترین معضلات حال و آینده کشور موضوع اشتغال است.
یکی از بزرگترین ابزار‌‌‌های دولت‌‌ها برای ایجاد، تشویق و حفظ اشتغال، نظام مالیاتی است.
در این باره نظام مالیاتی ما مطلقا خنثی است و هیچ رد و اثری در ایجاد و حفظ اشتغال در آن دیده نمی‌‌شود.
به‌عنوان مثال نرخ‌‌‌های مالیاتی از سود یک بوتیک در شمال تهران با یک نفر نیروی کار و یک کارخانه آجر پزی در جاده قم با ۷۰ نفر کارگر یکسان است.
به عبارت دیگر در نظام مالیاتی ایران تعداد شاغلان هیچ اثری در نرخ و مبلغ مالیات بنگاه ندارد.
این خنثی‌‌ترین حالت ممکن در یک نطام مالیاتی درباره یکی از حادترین مشکلات جامعه است.
مشکلات نیروی کار و گرفتاری‌‌ها و دردسر‌‌های ناشی از آن و عدم وجود مشوق مالیاتی برای اشتغال، به مرور کارفرمایان ایرانی را به کاهش نیروی کار داخلی، سوق داده است.
▪ راه کارپیشنهادی:
با برقراری مقررات مالیاتی ساده ای، مثلا معافیت مالیاتی ۲ میلیون تومان به ازای هر نفر نیروی شاغل در بنگاه، می‌‌توان نظام مالیاتی را در جهت افزایش اشتغال جهت داد.
با توجه به هزینه‌‌ها و مشکلات دولت در رابطه با بیکاران و پرداخت حقوق بیکاری و امثال آن، صرف نظر کردن از ۲ میلیون تومان مالیات به ازای ایجاد و حفظ یک شغل می‌‌تواند کاملا توجیه‌پذیر باشد.
با این گونه معافیت، افزایش شاغلان در بنگاه‌‌ها توجیه‌پذیر خواهد شد و انگیزه کارفرمایان برای افزایش نیروی کار بسیار افزایش خواهد یافت.
به این ترتیب نظام مالیاتی می‌‌تواند در ایجاد و حفظ اشتغال در کشور نقش بسیار مهم و مثبتی ایفا نماید.
طبیعتا باید بر مبنای کار کارشناسی معافیت مالیاتی برای هر نفر شاغل و کل شاغلان در بنگاه‌‌‌های بزرگ و کوچک مشخص شود.
۲) کمبود سرمایه:
کمبود سرمایه یکی از اصلی‌‌ترین مشکلات بنگاه‌‌‌های اقتصادی کشور است و به‌همین دلیل همیشه در همه بانک‌‌ها صف طولانی از بنگاه‌‌‌های متقاضی وام وجود دارند.
یکی از دلایل تقاضای بالای وام در بنگاه‌‌‌های تولیدی، کمی‌‌سرمایه ثبت شده شرکت توسط سهامداران است.
دلیل این امر را نیز باید در بازده پایین سرمایه در بسیاری بنگاه‌‌ها جست‌و‌جو کرد.
از سوی دیگر بسیاری شرکت‌‌‌های بزرگ نیز بدون دلیل موجهی دارای سرمایه ثبت شده اندکی هستند. به‌راستی تعجب‌‌آور نیست که شرکت‌‌‌های با گردش مالی بیش از چند میلیارد تومان، سرمایه ثبت شده ۰۰۰/۱۰۰ تومانی دارند. یکی از دلایل سرمایه‌‌های اندک برای ثبت شرکت، تصور پرداخت مالیات کمتر بود که فرضی بی‌پایه است. به همین دلیل ساده سرمایه اغلب شرکت‌‌‌های ایرانی همان ۰۰۰/۱۰۰ تومان است.
به‌علاوه امکان ثبت شرکت با مبلغی اندک، یکی از راه‌‌‌های ثبت شرکت‌‌‌های آنچنانی است که هر روز در مطبوعات شاهد مسائل آنان هستیم.
اخیرا یک شرکت خارجی به یک شرکت ایرانی پیشنهاد مشارکت داده و خواهان دیدن اساسنامه و سرمایه ثبت شده شرکت ایرانی شده بود. شرکت ایرانی حیران که چگونه به شریک خارجی با سرمایه چند میلیون دلاری اعلام کند سرمایه ثبت شده اش فقط ۱۱۰ دلار است!.
متاسفانه درنظام مالیاتی ما سرمایه ثبت شده و پرداخت شده شرکت هیج اثری در مقدار مالیات پرداختی ندارد. به عبارت دیگر برای نظام مالیاتی ایران تفاوتی بین سود حاصل از سرمایه‌‌گذاری چند میلیارد تومانی و سود حاصله از ۰۰۰/۱۰۰ تومان سرمایه‌‌گذاری وجود ندارد!
طبعا وقتی که سود سپرده‌‌گذاری در بانک‌‌ها با نرخ‌‌‌های بیش از ۱۵درصد از مالیات معاف است، دلیلی وجود ندارد که سرمایه‌گذار آن را در شرکت خود سرمایه‌‌گذاری کند و با نرخ ۲۵درصد مالیات بپردازد.
در اقتصاد امروز از سرمایه‌‌های اندک کاری بر نمی‌‌آید و لازم است بستری فراهم شود تا سرمایه‌‌های بزرگ در شرکت‌‌ها انباشته گردند و توان رقابت با غول‌‌‌های اقتصادی فراهم آید.
همان‌طور که ملاحظه می‌‌شود، نظام مالیاتی ما درباره این مشکل نیز کاملا خنثی است و به همین دلیل اغلب شرکت‌‌‌های ایرانی با سرمایه اندک به ثبت می‌‌رسند.
▪ راه کار پیشنهادی:
می‌‌توان برای سرمایه ثبت شده و پرداخت شده شرکت‌‌ها مشوق‌‌های مالیاتی در نظر گرفت.
مثلا سرمایه ثبت شده و ۱۰۰درصد پرداخت شده شرکت‌‌ها دارای سود ۵درصد باشد و این مبلغ از مالیات آنها کسرشود. مثلا اگر شرکتی ۱۰۰میلیون تومان سرمایه ثبت شده و پرداخت شده داشته باشد، ۵ملیون تومان از مالیات آن بخشوده خواهد شد.
این اقدام انگیزه بزرگی برای شرکا برای تامین سرمایه مورد نیاز شرکت‌‌ها فراهم خواهد ‌‌آورد و فشار بر منابع بانک‌‌ها کاهش خواهد یافت و موجب انباشت سرمایه در شرکت‌‌ها و تامین بخش بزرگی از نیاز‌‌‌های مالی آنان خواهد شد.
بدیهی است معافیت مالیاتی برای ارقام سرمایه و حدود آن باید بر مبنای کار کارشناسی در بنگاه‌‌‌های بزرگ و کوچک مشخص شود.
۳) تورم:
تورم بزرگترین مشکل مردم و دولت در زمان حاضر است.
یکی از دلایل تورم در کشور ما، بورس بازی بر روی زمین و مسکن و برخی کالاها نظیر اتومبیل است. نظام مالیاتی ما در این باره و سود‌‌‌های کلان به دست آمده از زمین و مسکن و موارد مشابه کاملا خنثی است و همین امر موجب تشدید بورس بازی مخرب در زمین و مسکن و بسیاری زمینه‌‌های دیگر است که حاصل آن عدم امکان تهیه سرپناه برای گروه‌‌‌های بزرگی از مردم و ثروتمند شدن گروه قلیلی بدون پرداخت مالیات است. هرچند اخیرا اقداماتی درباره اخذ مالیات از بورس بازان مسکن در شرف انجام است.
حقیقت آن است که اگر نظام مالیاتی ما در این باره تا این حد خنثی نبود، قطعا قیمت‌‌های زمین و آپارتمان به سطوح فعلی نمی‌‌رسید.
یکی از مهم‌ترین دلایل نرخ‌‌‌های پایین تورم در کشور‌‌‌های غربی، کارائی نظام مالیاتی آنها است. در ایران متاسفانه نظام مالیاتی هیچ نقشی در جلوگیری از افزایش قیمت‌ها، با دریافت درست و به موقع مالیات از درآمد‌‌‌های بادآورده، ایفا نمی‌‌کند.
اگر مثل همه کشور‌‌‌های غربی، از بورس‌بازان زمین و مسکن و سایر درآمد‌‌های بادآورده مالیات واقعی اخذ شود، امکان چنین افزایش قیمت‌هایی وجود نمی‌‌داشت.
امید است اقدامات در شرف انجام برای اخذ مالیات از بورس بازان زمین و مسکن، که می‌‌تواند اولین گام در به ‌کارگیری مالیات در این زمینه باشد، به سرانجامی ‌‌مطلوب برسد.

دکتر لطفعلی بخشی
عضو هیات علمی‌‌دانشگاه علامه طباطبائی

اهميت و نقش ماليات ها در توسعه اقتصادي

اهميت و نقش ماليات ها در توسعه اقتصادي


نويسنده: محمدقاسم رضايي
روزنامه سرمایه

    اول: ماليات ها عامل موثري هستند جهت مقابله با تقاضاي اضافي براي كالاهاي مصرفي، كه در نتيجه پيشرفت و رفاه اقتصادي ايجاد مي شوند. همزمان با افزايش توليد ملي و رفاه اجتماعي، درآمدهاي قابل تصرف خصوصي (DPI) و به دنبال آن تقاضا براي كالاهاي مصرفي افزايش خواهد يافت. ماليات هاي مستقيم از طريق جذب بخشي از درآمد هاي اضافي صاحبان درآمدهاي بزرگ تر، مصرف آن ها را كاهش مي دهد، به اين ترتيب كه قسمتي از درآمد افراد به عنوان ماليات توسط دولت گرفته مي شود و در نتيجه پول كم تري دارند كه خرج خريد كالاهاي مصرفي كنند پس خود به خود مصرف آن ها كم تر از قبل مي شود. اين در حالي است كه ماليات هاي غيرمستقيم كه عموما بر كالاهاي ضروري و كالاهاي غيرضروري لوكس، گرفته مي شود باعث كاهش قدرت خريد درآمدهاي اضافي صاحبان درآمد كوچك تر خواهد شد; به عنوان مثال چنانچه ماليات بر بنزين (غيرضروري لوكس) افزايش يابد بخشي از جامعه كه از قشر متوسط هستند و از اتومبيل خود جهت انجام امور روزمره استفاده مي كنند مجبور مي شوند مبلغ بيش تري از درآمد خود را صرف خريد مصرف بنزين كنند كه در اين صورت درآمد قابل تصرف آن ها كاهش يافته و در نتيجه از قدرت خريد آن ها كاسته خواهد شد. بنابراين دولت قادر است از طريق ماليات بر مصارف خصوصي، منابع را به بخش دولتي انتقال دهد. از طريق ماليات هاست كه دولت در موقعيتي قرار مي گيرد كه فشارهاي تورمي در داخل اقتصاد را كنترل كند; ماليات ها مي تواند از طريق كنترل درآمد ها، موجب شود كه تقاضا براي كالاهاي مصرفي كاهش يافته و معادل عرضه شود، يعني به اين صورت تورم ناشي از فشار تقاضا را با حربه ماليات ها، از بين مي برد. به علت زياد بودن ميل نهايي به واردات در اقتصاد، (به اين دليل كه عموما توليد در داخل با مشكلات و موانعي همراه است، واردات به عنوان وسيله اي جهت پاسخ به تقاضاي مصرف كنندگان، استفاده مي شود) لازم است كه دولت با اختيار سياست هاي مناسب از افزايش واردات ناشي از افزايش درآمد، جلوگيري كند. در غير اين صورت كسري در تراز پرداخت ها، اجتناب ناپذير خواهد بود. اين امكان وجود دارد كه تعرفه بر واردات كه نوعي ماليات (غيرمستقيم) است با محدود كردن عرضه كالا و كاهش كالاي مصرفي موجود، باعث افزايش سطح قيمت ها شود ولي به هر حال، انتخاب سياست مالي موثر براي كنترل واردات از يك طرف و افزايش توليد داخلي از طرف ديگر بايد به نحوي باشد كه ثبات سيستم اقتصادي را به دنبال داشته باشد.
    
    دوم: يكي از مهم ترين اهداف اخذ ماليات ها، كاهش شكاف بين درآمدهاي طبقات ثروتمند و طبقات فقير است. اصولاً توسعه به معني به ارمغان آوردن رفاه اجتماعي براي توده هاي مردم است. توده هاي مردم، هنگامي از رفاه اجتماعي و اقتصادي برخوردار خواهند بود كه توزيع درآمدها به صورت عادلانه صورت گيرد، تا مردم عادي بتوانند نيازهاي اقتصادي خود مانند مسكن، غذا، بهداشت و رفاه را تامين كنند. در اين حالت، كاهش نابرابري ها در توزيع درآمد و ثروت نيازمند ابزارهاي جداگانه است. ماليات هاي مستقيم تصاعدي مي توانند سبب كاهش و جذب بخش بزرگي از درآمد و دارايي طبقات غني و مرفه شود، اما اين نوع ماليات ها، ممكن است بر سرمايه گذاري مولد نيز تاثير معكوس بگذارد. بنابراين، زماني كه هدف دولت، اعمال ماليات هاي مستقيم تصاعدي است، بايد يك رشته معافيت هاي ويژه در بخش هاي ديگر در نظر گرفته شود تا تاثير معكوس ماليات ها بر سرمايه گذاري هاي مولد را تخفيف دهد. معمولا به منظور جلوگيري از تمركز ثروت در دست تعداد معدودي ثروتمند و نيز جلوگيري از نابرابري هاي شديد اقتصادي، ماليات بر دارايي، ثروت، بورس بازي، طلا و ساير سرمايه هاي غيرمولد تجويز مي شود. اين ماليات ها بايد به نحوي اعمال شود كه سبب كاهش ميزان پس انداز نشود. به اعتقاد كارشناسان اقتصادي، در اغلب كشورهاي در حال توسعه، تنها راه چاره كاهش نابرابري ها و جلوگيري از تنش هاي انقلابي و سياسي، مي تواند از طريق اعمال ماليات هاي تصاعدي صورت بگيرد. ماليات ها نه فقط تنها ابزار جايگزين براي جذب قدرت ثروت است، بلكه وسيله موثرتري براي بسيج منابع موجود توسعه اقتصادي و نيز تنها وسيله براي كاهش قدرت عوامل سنتي بر روابط اقتصادي، سياسي و اجتماعي به شمار مي آيد. بنابراين اعمال ماليات هاي تصاعدي به از بين بردن نابرابري هاي عميق و گسترده در توزيع درآمد و ثروت منتهي مي شود.
    
    سوم: در يك كشور در حال توسعه، ماليات ها موثرترين وسيله جهت انتقال منابع به بخش دولتي و هدايت آن ها به سمت طرح هاي مولد است. به منظور شكستن دورهاي باطل فقر، افزايش درآمدهاي نازل و پس اندازهاي اندك و سرمايه گذاري هاي ناچيز در اقتصاد، لازم است كه سرمايه گذاري هاي دولتي افزايش يابد. در اغلب كشورهاي كم تر توسعه يافته، بنگاه هاي خصوصي بسيار كوچك هستند (حجم كوچك اقتصاد بخش خصوصي) و تنها تعداد معدودي از بنگاه هاي بزرگ تر اقتصادي درگير توليد كالاهاي مصرفي هستند.
    
    دليل اصلي محدود بودن فعاليت هاي اقتصاد بخش خصوصي در اين كشورها، كمبود سرمايه است كه از كمي پس انداز نشات مي گيرد. اگر سرمايه اي نيز وجود داشته باشد، به دليل پايين بودن كارآيي سرمايه در بلندمدت، اكثر آن ها در كانال هاي غيرمولد و كوتاه مدت مانند سفته بازي و بورس بازي قرار مي گيرند. در اين حالت، دولت مي تواند با اعمال ماليات هاي مستقيم بر املاك، درآمد، زمين، دارايي، طلا، سود، ثروت، ارث و... درآمدهاي اضافي را جذب كند و در پروژه هاي مولد سرمايه گذاري به جريان بيندازد; بنابراين، ماليات ها وسيله موثري براي انتقال منابع از كانال هاي غيرمولد به كانال هاي مولد، از طريق سرمايه گذاري هاي عمومي است. البته بايد توجه شود كه انتقال منابع از بخش خصوصي به بخش دولتي، موجب نشود كه بخش دولتي بيش از حد رشد كند و منجر به هدر رفتن سرمايه هاي ملي شود. دولت بايد در اين فرآيند نقش هدايت و نظارت را ايفا كند.
    
    چهارم: ماليات ها بايد بتواند، روند سرمايه گذاري در اقتصاد را اصلاح كند. يكي از وظايف ماليات ها در كشورهاي در حال توسعه انتقال منابع از بخش خصوصي به بخش دولتي است; اما اين به آن معني نيست كه ماليات ها به منظور ريشه كن كردن سرمايه گذاري هاي خصوصي اعمال مي شود، بلكه برعكس، ماليات ها بايد سرمايه گذاري ها را تشويق و در مسير مناسب هدايت كند. دولت ها بايد بتوانند انگيزه هاي لازم را براي بنگاه هاي اقتصادي خصوصي ايجاد كنند، تا صنايع توليدكننده كالاهاي مصرفي و سرمايه اي فعاليت هاي خود را بسط و گسترش دهند. اين امر موجب مي شود كه سود اين واحدها افزايش يابد و مجددا صرف سرمايه گذاري شود. ماليات ها نبايد حجم سرمايه گذاري هاي تعيين شده براي سرمايه گذاري مجدد را كاهش دهد. از طرف ديگر، ماليات هاي اخذ شده بايد در سرمايه گذاري در طرح هاي بالا دستي و پايين دستي اجتماعي و اقتصادي مانند آموزش و پرورش، بهداشت عمومي، حمل و نقل، نيرو و ديگر خدمات صرف شود تا سرمايه گذاري هاي بعدي با مشكلات زيربنايي روبه رو نشود. بنابراين يكي از اهداف اخذ ماليات، دلگرم كردن و تقويت سرمايه گذاري هاي خصوصي به ويژه در مراحل اوليه توسعه اقتصادي است.
    
    پنجم: ماليات ها نبايد صرفا در جهت كسب درآمدهاي بالاتر عمل كند، بلكه بايد يكي از اهداف اصلي آن ايجاد انگيزه هاي لازم براي افزايش پس انداز و سرمايه گذاري باشد. ماليات هاي مستقيم با نرخ هاي تصاعدي مي تواند از طريق افزايش مصارف عمومي و هزينه هاي سرمايه گذاري به طور معكوس بر انگيزه هاي پس انداز و سرمايه گذاري تاثير بگذارد. به همين ترتيب افزايش بي رويه ماليات هاي غيرمستقيم، سبب دلسردي پس اندازكنندگان خصوصي خواهد شد. بنابراين سيستم مالياتي نبايد خصلت راكد كردن فعاليت هاي اقتصادي را داشته باشد. بي شك، بايد ماليات هاي مستقيم بردرآمدهاي اضافي اعمال شود، اما آن بخش از درآمدهاي اضافي را جذب كند كه لطمه اي به روند پس انداز و سرمايه گذاري نزند. در اين مورد، ماليات بر املاك و مستغلات، ماليات بر دارايي و ماليات بر هزينه هاي اضافي بهتر از ماليات بردرآمد است. در حالي كه اين نوع ماليات ها، مصرف را كاهش مي دهند; ماليات بر درآمد به صورت بي رويه اي، سبب دلسردي سرمايه گذاران و پس اندازكنندگان مي شود. تخفيف هاي مالي مانند معافيت هاي مالياتي، در نظر گرفتن وجوه اختصاصي براي سرمايه گذاري و استهلاك ماشين آلات، مجوزهاي مالياتي و... اثر منفي ماليات بردرآمد را كاهش داده و انگيزه هاي لازم براي پس انداز و سرمايه گذاري را ايجاد مي كنند.
    
    ماليات هاي غيرمستقيم هم بايد به نحوي اعمال شود كه موجب كاهش مصرف هاي تجملي شود و از طرفي نبايد آن قدر سنگين باشد كه سبب افزايش بي رويه قيمت كالاهاي ضروري شود و بر توليد اين كالاها اثر منفي بگذارد. بنابراين ماليات هاي مستقيم و غيرمستقيم در مجموع بايد به گونه اي اعمال شوند كه نابودي انگيزه هاي پس انداز را به دنبال نداشته باشند.
    
    ششم: ماليات ها سبب بسيج مازاد اقتصادي به منظور توسعه و تداوم و گسترش ابعاد آن مي شود. در كشورهاي توسعه نيافته، بخش كشاورزي، بيش از نيمي از توليد ناخالص ملي را ايجاد مي كند، در حالي كه بخش اعظم ارزش افزوده ايجاد شده در اين بخش نصيب زمين داران بزرگ و واسطه هاي تجار مي شود. مازاد توليد اقتصادي، تفاوت بين توليد جاري واقعي و مصرف جاري واقعي است.
    
    اين مازاد ممكن است در ديگر بخش هاي اقتصادي نيز وجود داشته باشد. لازم است كه در مراحل اوليه توسعه اقتصادي بخش بزرگي از اين مازادها در كانال هاي مولد قرار گيرد. در اين كشورها، زمين داران، تجار و واسطه ها، اين مازادها را صرف سرمايه گذاري در فعاليت هاي غيرمولد اقتصادي مي كنند. دولت بايد با بسيج اين مازادها از طريق ماليات بر زمين، درآمدهاي كشاورزي، دارايي و... در پروژه هاي عمراني كه نفع آن ها شامل تمام افراد جامعه مي شود به توسعه اقتصادي كشور كمك كند. در اين حالت، افزايش سرمايه گذاري در پروژه هاي عمراني، خود به خود در بلندمدت سبب افزايش توليد بازدهي و مازاد بيش تر در بخش كشاورزي مي شود.
   

اهمیت و نقش مالیات ها در توسعه اقتصادی

مالیات قسمتی از درآمد یا دارایی‌ افراد است که به منظور پرداخت مخارج عمومی و اجرای سیاست‌های مالی در راستای حفظ منابع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور به موجب قوانین و به وسیله اهرمهای اداری و اجرایی دولت وصول می‌شود عده‌ای مالیات را مبلغی می‌دانند که دولت از اشخاص، شرکت‌ها و موسسات، بر طبق قانون برای تامین مخارج عمومی اخذ می نماید.

مالیات، مهم ترین ابزار کسب درآمد دولت ها برای انجام وظایف مربوطه است. بر این اساس مالیات از یک سو ابزاری برای تأمین مالی مخارج سرمایه گذاری و سرمایه در گردش دولت بوده و از سوی دیگر برای توزیع عادلانه ثروت و درآمد تک تک افراد کشور، تحت عنوان اثر باز توزیعی درآمد است بدین ترتیب دولت ها با استفاده از ابزار دریافت انواع مالیات ها از افراد حقیقی و حقوقی کشور، درآمد لازم برای انجام فعالیت های حیاتی افزایش امنیت، بهداشت، آموزش، ایجاد زیرساخت و بستر فعالیت ها سخت افزاری و نرم افزاری و … کشور را تأمین می کنند، همچنین برقراری نظام مطلوب و بهینه مالیاتی، موجب توزیع عادلانه تر درآمد و ثروت در بین افراد کشور می شود. به این ترتیب با دریافت نرخ های تصاعدی مالیات با توجه به درآمد و ثروت افراد جامعه (از یک سقف مشخص درآمدی)، از افراد پر درآمد و ثروتمند مالیات بیشتری دریافت می شود.

 

به طورسنتی وضع مالیات درکشورهای درحال توسعه برای رسیدن به دوهدف است. اول امتیاز های مالیاتی ودیگرانگیزه های مالی مشابه به منظور تشویق سرمایه گذاری های خصوصی. این نوع امتیاز های مالیاتی نوعاًبه سرمایه گذاران خارجی خصوصی برای تشویق آنهابه ایجادمؤسسات اقتصادی درکشورهای درحال توسعه اعطا می شود.

هدف دوم از وضع مالیاتها، تجهیزمنابع به منظور تأمین مالی هزینه های دولت بسیارمهم تراست. توسعه ی اقتصادی واجتماعی کشورهای درحال توسعه، بدون توجه به ایده های رایج سیاسی واقتصادی آنهاتاحدزیادی درگروتوانایی این کشورهادرایجاد درآمدهای کافی برای تأمین مالی برنامه های ضروری وبرنامه های خدمات دولتی فاقد درآمدمانند: بهداشت، آموزش، حمل ونقل، ارتباطات ودیگر اجزاء زیرساخت اقتصادی واجتماعی است. علاوه براین، بیشتر کشور جهان سوم به طورمستقیم درفعالیت های اقتصادی کشورخود، ازطریق مالکیت یاکنترل شرکت های دولتی ومؤسسات تجاری دولتی مداخله دارند

  می توان پنج دلیل را برای درک بهتر نقش مالیاتهای وصولی توسط دولتها در توسعه اقتصادی ارائه نمود:

اول؛مالیات ها عامل مؤثری هستند جهت مقابله با تقاضای اضافی برای کالاهای مصرفی، که در نتیجه پیشرفت و رفاه و به دنبال آن رشداقتصادی ایجاد می شوند. همزمان با افزایش تولید ملی و رفاه اجتماعی، درآمدهای قابل تصرف خصوصی تقاضا برای کالاهای مصرفی افزایش خواهد یافت. از طریق مالیات هاست که دولت در موقعیتی قرار می گیرد که فشارهای تورمی در داخل اقتصاد را کنترل کند؛ مالیات ها می تواند از طریق کنترل درآمدها، موجب شود که تقاضا برای کالاهای مصرفی کاهش یافته و معادل عرضه شود، یعنی به این صورت تورم ناشی از فشار تقاضا را با حربه مالیات ها، از بین می برد.

  دوم؛ یکی از مهم ترین اهداف اخذ مالیات ها، کاهش شکاف بین درآمدهای طبقات ثروتمند و طبقات فقیر است. اصولاً توسعه به معنی به ارمغان آوردن رفاه اجتماعی برای توده های مردم است. توده های مردم، هنگامی از رفاه اجتماعی و اقتصادی برخوردار خواهند بود که توزیع درآمدها به صورت عادلانه صورت گیرد، تا مردم عادی بتوانند نیازهای اقتصادی خود مانند مسکن، غذا، بهداشت و رفاه را تامین کنند. در این حالت، کاهش نابرابری ها در توزیع درآمد و ثروت نیازمند ابزارهای جداگانه است.

   سوم؛ در یک کشور در حال توسعه، مالیات ها مؤثرترین وسیله جهت انتقال منابع به بخش دولتی و هدایت آن ها به سمت طرح های مولد است. به منظور شکستن دورهای باطل فقر، افزایش درآمدهای نازل و  پس اندازهای اندک و سرمایه گذاری های ناچیز در اقتصاد، لازم است که سرمایه گذاری های دولتی افزایش یابد. در اغلب کشورهای کم تر توسعه یافته، بنگاه های خصوصی بسیار کوچک هستند(حجم کوچک اقتصاد بخش خصوصی) و تنها تعداد محدودی از بنگاه های بزرگ تر اقتصادی درگیر تولید کالاهای مصرفی هستند.

دلیل اصلی محدود بودن فعالیت های اقتصاد بخش خصوصی در این کشورها، کمبود سرمایه است که از کمی پس انداز نشأت می گیرد. اگر سرمایه ای نیز وجود داشته باشد، به دلیل پایین بودن کارآیی سرمایه در بلند مدت، اکثر آن ها در کانال های غیر مولد و کوتاه مدت مانند سفته بازی و بورس بازی قرار می گیرند. در این حالت، دولت می تواند با اعمال مالیات های مستقیم بر املاک، درآمد، زمین، دارایی، طلا، سود، ثروت، ارث و … درآمدهای اضافی را جذب کند و در پروژه های مولد سرمایه گذاری به جریان بیندازد؛ بنابراین، مالیات ها وسیله مؤثری برای انتقال منابع از کانال های غیر مواد به کانال های مولد، از طریق سرمایه گذاری های عمومی است.

  چهارم؛ مالیات ها باید بتواند، روند سرمایه گذاری در اقتصاد را اصلاح کند. یکی از وظایف مالیات ها در کشورهای در حال توسعه انتقال منابع از بخش خصوصی به بخش دولتی است. اما این به آن معنی نیست که مالیات ها به منظور ریشه کن کردن سرمایه گذاری های خصوصی اعمال می شود، بلکه بر عکس، مالیات ها باید سرمایه گذاری ها را تشویق و در مسیر مناسب هدایت کند. دولت ها باید بتوانند انگیزه های لازم را برای بنگاه های اقتصادی خصوصی ایجاد کنند، تا صنایع تولید کننده کالاهای مصرفی و سرمایه ای فعالیت های خود را بسط و گسترش دهند. این امر موجب می شود که سود این واحدها افزایش یابد و مجددا صرف سرمایه گذاری شود. مالیات ها نباید حجم سرمایه گذاری تعیین شده برای سرمایه گذاری مجدد را کاهش دهد. از طرف دیگر، مالیات های اخذ شده باید در سرمایه گذاری در طرح های بالادستی و پایین دستی اجتماعی و اقتصادی مانند آموزش و پرورش، بهداشت عمومی، حمل و نقل، نیرو و دیگر خدمات صرف شود تا سرمایه گذاری های بعدی با مشکلات زیربنایی روبه رو نشود.

پنجم؛  مالیات ها سبب بسیج مازاد اقتصادی به منظور توسعه و تداوم و گسترش ابعاد آن می شود. در کشورهای توسعه نیافته، بخش کشاورزی، بیش از نیمی از تولید ناخالص ملی را ایجاد می کند، در حالی که بخش اعظم ارزش افزوده ایجاد شده در این بخش نصیب زمین داران بزرگ و واسطه های تجار می شود. مازاد تولید اقتصادی، تفاوت بین تولید جاری واقعی و مصرف جاری واقعی است این مازاد ممکن است در دیگر بخش های اقتصادی نیز وجود داشته باشد. دولت باید با بسیج این مازادها از طریق مالیات بر زمین، درآمدهای کشاورزی، دارایی و … در پروژه های عمرانی که نفع آن ها شامل تمام افراد جامعه می شود به توسعه اقتصادی کشور کمک کند. در این حالت، افزایش سرمایه گذاری در پروژه های عمرانی، خود به خود در بلند مدت سبب افزایش تولید بازدهی و مازاد بیش تر در بخش کشاورزی می شود

 

 پرداخت مالیات از مهمترین عوامل رشد و توسعه جامعه محسوب می شود و موجب رونق اقتصادی، تحقق عدالت اجتماعی، افزایش خدمات و عمران و آبادانی کشور می شود. در حال حاضر بخش عمده ای از اعتبارات و درآمدهای مالیاتی، صرف عمران، آبادانی و امور زیربنایی کشورمی شود. از این رو ارتقای روزافزون نظام مالیاتی و همگام ساختن آن با دانش روز، نقش انکارناپذیری در توسعه اقتصادی کشور دارد. بر این اساس، برنامه ریزی برای وصول کامل مالیات و جایگزین کردن درآمدهای مالیاتی به‌جای درآمدهای نفتی که در بیشتر موارد ناپایدار می باشد، از اساسی ترین محورهای برنامه ریزی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور است. بر همین اساس و با توجه به نقش مهم درآمدهای مالیاتی در توسعه و پیشبرد اهداف دولت، نظام مالیاتی همواره کوشیده است موانع و مشکلات پیش رو را با اتخاذ تدابیر مناسب برطرف سازد. در این راستا کوشش شده است فرایندهای مالیاتی کارآمد شده و بازده مناسبی داشته باشد. کارشناسان اقتصادی معتقدند وجود نگاه یکپارچه و یکسان به مؤدیان مالیاتی، ایجاد زمینه و امکانات مناسب برای همکاری اصناف درخصوص انجام تکالیف قانونی و صنفی آنها از مهم‌ترین مواردی است که نظام مالیاتی به آن توجه دارد. یک کارشناس اقتصادی می گوید: توسعه بیشتر نظام مالیات برارزش‌افزوده، بازنگری قوانین و مقررات مالیاتی با درنظر گرفتن تغییر نیازها ، اجرای طرح جامع مالیاتی و ... از محورهای اصلی تحول نظام مالیاتی بوده است. تحولی که اصلاح موفق ساختار اقتصاد ، توسعه فعالیت‌های تولیدی و توسعه کیفی بخش خدمات، گسترش پایه‌های مالیاتی و حذف معافیت‌های غیرضرور، رفع محدودیت‌های بودجه‌ای سازمان، تأمین نیروی انسانی، اتخاذ تمام تدابیر قانونی را به دنبال داشته باشد.

که این موارد خود نقش بسیار مهمی در ارتقای درآمدهای مالیاتی و درنتیجه توسعه و آبادانی کشور ایفا می کند. دست اندرکاران و صاحب نظران اقتصادی معتقدند: ایجاد امنیت، رفاه اجتماعی و گسترش خدمات از مزایای پرداخت مالیات است و باید با فرهنگ سازی مناسب، مردم را از مزایای پرداخت مالیات آگاه کرد. به اعتقاد آنها، مردم باید مالیات را جزیی از بدهی خود به دولت بدانند و پرداخت به موقع مالیات باید در جامعه به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود تا مردم مالیات خود را به موقع پرداخت کنند. صاحب نظران بر این عقیده اند: بهبود نظام مالیاتی بدون توجه به سیاست هایی که مبتنی بر ارتقای فرهنگ مالیاتی باشد، محقق نمی شود و با توجه به اهمیت مالیات در پیشبرد اهداف اقتصادی دولت، شناسایی ویژگی ها و نوع کارکردهای مالیات های اسلامی می تواند جهت گیری کلی نظام مالیاتی را آشکار ساخته و دستیابی به اهداف مد نظر سند چشم انداز توسعه در بخش مالیاتی را تسریع بخشد. تحقق اهداف اقتصادی دولت به خصوص در بحث مالیات، نیازمند اطلاع رسانی و فرهنگ سازی است و مردم باید در خصوص نحوه دریافت مالیات، هزینه کردن و میزان تاثیرگذاری آن بر اقتصاد و عمران و آبادانی کشور اطلاعات و شناخت کافی داشته باشند.

بنابراین اراده مردم، عمده‌ ترین نقش را در اجرای قانون مالیات‌ها ایفا می‌کند و به این لحاظ موثرترین عامل موفقیت در اجرای این قوانین، فرهنگ مالیاتی جامعه است.

تاثیر اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در رشد و توسعه اقتصاد

 تاریخچه مالیات بر ارزش افزوده در جهان و ایران  

مالیات بر ارزش افزوده یاValue Added Taxو به اختصار (VAT) نخستین بار درسال۱۹۱۸میلادی از سوی فون زیمنس1تاجر آلمانی به منظور فائق آمدن بر مشکلات کمبود درآمد دولت آلمان معرفی شد. این نوع مالیات با ارائه روش اعتباری آدامز2 درسال۱۹۲۱میلادی و توسط لاره3 درسال 1957میلادی توسعه یافت. اما مالیات بر ارزش افزوده در فرانسه و در سال ۱۹۴۸ میلادی به مورد اجرا گذاشته شد. سپس در دهه 1960 میلادی با انتخاب و اجرای این نظام مالیاتی در کشورهای ساحل عاج، برزیل، دانمارک، آلمان، اروگوئه، سوئد و هلند گستره این نظام مالیاتی در جهان توسعه پیدا کرد.
شورای اتحادیه اقتصادی اروپا برای هماهنگ سازی سیستمهای مالیاتی و حمایت از تجارت، تمام اعضا را ملزم کرد تا از اول ژانویه ۱۹۷۰ این سیستم را در تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا اعمال کنند.   اگرچه این نوع مالیات در یک دهه رشد چندانی نداشت اما در نیمه دوم دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به اوج رسید تا جایی که در دو دهه پایانی قرن بیستم سریع ترین رشد را در کشورهای جهان داشت و براساس آخرین آمار ، مالیات بر ارزش افزوده هم اکنون در ۱5۰ کشور دنیا اجرا می شود.
پراکندگی کشور های استفاده کننده از مالیات بر ارزش افزوده در سراسر جهان حکایت از این دارد که مدلهای اقتصادی مختلف حاکم برکشور ها مانع استفاده ازاین نوع مالیات نیست. ضمن آنکه طبق نتایج بدست آمده از بررسی همین کشورها میزان پیشرفت و توسعه یافتگی نیزمانعی براجراء آن نمی باشد.کشورهای فقیرتوسعه نیافته ای چون سودان، اتیوپی، پاناما، بورکینافاسو،لبنان، آلبانی،کشور های پیشرفته وتوسعه یافته مانندآلمان ،فرانسه،انگلیس، ایتالیا ،ژاپن، اسپانیا ، کانادا، روسیه وکره جنوبی این نوع مالیات را در کشور خود به اجرا گذاشته اند.از نظر پراکندگی جغرافیایی نیز کشورهای مختلفی از چهارقاره جهان وجوددارندکه نظام مالیات برارزش افزوده را پذیرفته اند واجرا می کنند. حتی کشورهای همجوارما ،نظیر قرقیزستان ،پاکستان،ترکمنستان، ارمنستان،آذربایجان، قزاقستان،ترکیه،اردن این سیستم را اجرا می نمایندواین کشورها ،ازنظرخصوصیات فرهنگی واجتماعی وجوه مشترکی باما دارند.
بنابراین با توجه به تعدد کشورهای مجری مالیات بر ارزش افزوده وسیر رو به رشد کشور های استفاده کننده ا زآن در جهان،که تنها در دهه١٩٩٠میلادی نزدیک به ٧٠ کشور این نظام مالیاتی را پذیرفته اند، به نظر می رسد در چند سال آینده کمتر کشورهایی در جهان یافت شوند که سیستم مالیات خود را به مالیات بر ارزش افزوده مجهز وتقویت نکرده باشند.چرا که به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران ارتباط نزدیکی بین اجرای مالیات برارزش افزوده و توانمندی های مالی کشور وجود دارد.
در کشور جمهوری اسلامی ایران، لایحه مالیات بر ارزش افزوده درسال 1366برای نخستین بار به مجلس ارسال شداما به‌ دلیل شرایط خاص اقتصادی ویژه جنگ و اجرای سیاستهای تثبیت قیمتها با تقاضای دولت از دستور کار مجلس خارج شد.پس از فراز ونشیب های بسیاردرسال 1379   دفتر مستقل طرح مالیات بر ارزش افزوده در سازمان امور مالیاتی کشور تاسیس شدو درسالهای ۱۳۸۲و۱۳۸۱ به ‌منظور رفع بخشی از مشکلات حاکم بر اخذ مالیاتها و عوارض از کالاها و خدمات و همچنین فراهم آوردن مقدمات اجرای نظام مالیات بر ارزش افزوده، قانون موسوم به "تجمیع عوارض" تصویب و به اجرا گذاشته شد.
درسال ۱۳۸۴ کلیات لایحه مالیات بر ارزش افزوده در صحن علنی مجلس تصویب شد در سال1385 ، مجلس شورای اسلامی براساس اصل ۸۵ قانون اساسی، تصویب اجرای آزمایشی مالیات بر ارزش افزوده را به کمیسیون امور اقتصادی تفویض کرد.درسال ۱۳۸۶ مواد لایحه مالیات بر ارزش افزوده به تصویب کمیسیون اقتصادی مجلس رسید.درهمین سال ،مدت اجرای آزمایشی لایحه مالیات بر ارزش افزوده ۵ سال تعیین شد. لایحه مالیات بر ارزش افزوده به تایید نهایی شورای نگهبان رسیدو بعنوان قانون به دولت ابلاغ شد.در اول تیرماه87 ، قانون مالیات بر ارزش افزوده توسط رئیس‌جمهور جهت اجرا ابلاغ شدو از اول مهر ماه همان سال اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده به طوررسمی اجرا شد.
تعریف مالیات بر ارزش افزوده
مالیات بر ارزش افزوده نه تنها مالیات نسبتا ساده ای است بلکه رایجترین مالیات در دنیای امروز نیز محسوب می شود. لذا قبل از هر موضوعی باید دید تعریف ارزش افزوده و مالیات بر ارزش افزوده چیست؟ارزش افزوده را تفاوت بین ارزش کالاها و خدمات عرضه شده با ارزش کالاها و خدمات خریداری شده یک شخص در یک دوره معین تعریف می کنند.با توجه به تعریف مذکور، مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات چند مرحله ای است که در مراحل مختلف زنجیره تولید و یا خدمات ارائه شده اخذ می گردد. این مالیات در واقع نوعی مالیات بر فروش چند مرحله ای است که خرید کالاها و خدمات واسطه ای را از پرداخت مالیات معاف می کند.
کالاهای معاف از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده درایران
بر اساس قانون مالیات بر ارزش افزوده نرخ مالیات بر ارزش افزوده در ایران یک و نیم درصد می باشد که با احتساب یک و نیم درصد عوارض در مجموع نرخ مالیات بر ارزش افزوده سه در صد خواهد بود که کمترین نرخ مالیات برارزش افزوده در جهان می باشد. در حالی که نرخ مالیات برارزش افزوده در برخی کشورها تا حدود 25% نیز وجود دارد.
در این قانون، معافیت‌های مربوط به بخش کشاورزی شامل دام و طیور زنده، آبزیان، زنبور عسل و نوغان، انواع دارو، لوازم مصرفی درمانی و خدمات درمانی (حیوانی و گیاهی)، خوراک دام و طیور و انواع کود، سم، بذر و نهال است. معافیت‌های مرتبط با عموم نیز در برگیرنده انواع محصولات کشاورزی فرآوری نشده، مواد خوراکی مانند آرد خبازی، نان، گوشت، قند، شکر، برنج، حبوبات و سویا، شیر، پنیر، روغن نباتی و شیرخشک مخصوص تغذیه کودکان، کتاب، مطبوعات و دفاتر تحریر، همچنین انواع کاغذ چاپ، تحریر و مطبوعات، انواع دارو، لوازم مصرفی درمانی، خدمات درمانی و خدمات توان بخشی و حمایتی است.
خدمات حمل و نقل عمومی مسافری درون و برون شهری جاده ای، ریلی، هوایی و دریایی، فرش دستباف، اموال غیرمنقول (زمین، ساختمان و...)، انواع خدمات پژوهشی و آموزشی، خدمات مشمول مالیات بر درآمد حقوق، موضوع مالیات‌های مستقیم، خدمات بانکی و اعتباری بانک ها، مؤسسات و تعاونی‌های اعتباری و صندوق‌های قرض الحسنه مجاز و صندوق تعاون نیز از پرداخت مالیات معاف است.سایر معافیت‌ها هم شامل کالاهای همراه مسافران خارج از کشور، برای استفاده شخصی تا میزان مقرر، رادار و تجهیزات کمک ناوبری هوانوردی ویژه فرودگاه‌ها است.
  
انواع مالیات بر ارزش افزوده ومقایسه ی آن ها
این نوع مالیات به سه دسته مالیات بر ارزش افزوده ۱- تولید ۲- درآمد ۳- مصرف تقسیم می شود.
در بین سه نوع مالیات، مالیات بر ارزش افزوده از نوع تولیدی،بیشترین پایه مالیاتی و مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرفی، کمترین پایه مالیاتی را ایجاد می‌کند. چون مالیات تولیدی، خریدهای ناخالص کالاهای سرمایه‌ای ( بدون مستثنی کردن استهلاک) را شامل می‌شود، موانعی در برابر سرمایه‌گذاری ایجاد می‌کند.در بین سه روش فوق، مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرفی که کمترین پایه مالیاتی را ایجاد می‌کند یک مالیات عمومی بر مصرف است (در صورتیکه از اصل مبدا استفاده شود، خالص صادرات را نیز در بر می‌گیرد) بنابراین، در بین سه روش مذکور، اکثر کشورها معمولا این روش را بر می‌گزینند.
مزایای اجرای مالیات بر ارزش افزوده
1-شفاف سازی معاملات و مبادلات اقتصادی بطوری که با اجرای این قانون امکان ردیابی معاملات در زنجیره واردات ، خرید ، تولید و توزیع و صادرات میسر خواهد بود که خود منجر به کشف بخش قابل ملاحظه ای از اقتصاد زیر مینی یا پنهان می شود .
2- اخذ مالیات بیشتر از مصرف کنندگان کالاهای لوکس و غیرضروری.
3- گسترش پایه های مالیاتی بر اساس مصرف .
3- افزایش درآمدهای مالیاتی قابل اتکا برای دولتها و در نتیجه تامین بخش قابل ملاحظه ای از بودجه دولت . درآمدهای مالیاتی ناشی از این نظام مالیاتی به معنی درآمدهایی است که بطور مستقیم و با اعمال نرخ این نظام مالیاتی بر عرضه کالاها و خدمات حاصل می‌شود.
4- تامین هرچه بیشتر عدالت مالیاتی و جلوگیری از اخذ مالیات مضاعف از محصول یا خدمات نهائی واحد اقتصادی
 اصلی ترین ویژگی مالیات بر ارزش افزوده که مورد توجه اکثر کشورها قرار گرفته و همگی در تلاش هستند که آن را به درستی اجرا کنند، پایه گذاری آن برمبنای عدالت است؛ بدین مفهوم که مالیات بر ارزش افزوده در مقایسه با مالیات بر فروش، تقریباً در تمام شرایط، بهترین انتخاب است چرا که به گونه ای طراحی شده که بار آن بر دوش مصرف کننده نهایی است نه تولیدکننده.
5- تشویق سرمایه گذاری، تولید و صادرات. از آنجا که واردات کالاها علاوه بر ارزش و حقوق گمرکی مشمول این مالیات نیز خواهد بود ، از تولید کننده داخلی نیز حمایت می شود.
6- خود اجرا بودن این نظام مالیاتی و اتکاء داشتن بر خود اظهاری .
7-مالیات مستند و مبتنی بر مدارک.
8- محاسبات نسبتا آسان آن در درمقایسه با سایرنظامهای مالیاتی .
9-امکان کنترل حسابرسی.
10- سرعت وصول بالای آن با توجه به تعیین دوره های مالیاتی کوتاه مدت(درایران سه ماهه درنظرگرفته شده است).
11-تسهیل ورود به پیمانهای منطقه ای و بین المللی .
12- مشارکت مستقیم مؤدی در فرایند مالیات گیری.
معایب اجرای مالیات بر ارزش افزوده
1- مشکلات فرار مالیاتی در زمینه های خاص ( ساختمان ، خدمات پزشکی و ... )
2- هزینه های زیاد اجرایی :به دلیل وسیع بودن پایه های مالیات بر ارزش افزوده و پیچیدگی فرایند آن ممکن است کالایی تا مرحله ای معاف و پس از آن مشمول مالیات می شود و یا کالایی تا مرحله ای از تولید مشمول یک نرخ پایین تر و پس از تبدیل به محصول نهایی مشمول نرخ مالیاتی بالایی قرار گیرد. هزینه های اجرایی دولت ، تولید کنندگان و بازرگانان در این نوع مالیات بطور محسوس زیاد می شود. بعنوان مثال نگهداری حساب خرید و فروش و مالیاتها ایجاد کننده هزینه اجرایی برای بازرگانان است.
 3- بروز مالیات برارزش افزوده منفی :یکی از مشکلات در هنگام محاسبه مالیات بر ارزش افزوده پیدایش مسئله مالیات بر ارزش افزوده منفی است. این پدیده زمانی رخ می دهد که فروش بنگاه کمتر از خریدهایش باشد. در صورت پیدایش مالیات بر ارزش افزوده منفی ، بنگاه مستحق دریافت اعتبار مالیاتی یا جبران آن میزانی است که پیش از مالیات پرداخته است .
 4-   احتمال انحرافات سرمایه گذاری:یکی از موضوعات مهم اجرای مالیات بر ارزش افزوده مسئله تعداد و میزان نرخ هایی است که بر اساس آنها این مالیات می تواند اعمال شود. اکثر مجریان مالیات بر ارزش افزوده استفاده از نرخی واحد را ترجیح می دهند، زیرا با اعمال یک نرخ واحد ، محاسبه مالیات بر ارزش افزوده بسیار ساده می شود. لیکن اعمال نرخ واحد به معنی آن است که عوامل مختلف تولید متناسب با ارزش افزوده شان با یک نرخ مشابه مالیات بسته می شوند و این امر از نظر برابری و اجرای عدالت مالیاتی مطلوب نیست. از این رو در اکثر کشورها ساختار نرخ گذاری دوگانه اعمال میشود که شامل یک نرخ عمومی بر کالاها و خدمات و یک نرخ پایین تر از ان بر مواد غذایی ، دارویی ، سوخت منازل، کتابها ، مجلات و حمل و نقل عمومی است. عدم هماهنگی نرخ ها در شرایط یکپارچگی روز افزون بازارهای سرمایه و کشش بالای تحرک سرمایه بین المللی ، موجب انحرافات در سرمایه گذاری و تمرکز سرمایه در کشورهایی می شود که نرخ های مالیاتی پایین تر است.
5- عدم فشار بر بعضی پایه های مالیاتی:نظام کنونی مالیات ها در ایران دارای اشکال و ایرادهایی است که یکی از آنها فشار بیش از اندازه مالیاتی ، به بعضی پایه های مالیاتی به علت معافیت ها و عدم دریافت مالیات از پایه های دیگر مالیاتی است. وجود پایه مالیاتی کوچک، به علت معافیت ها و فرار مالیات ، و به دنبال ان ایجاد فشار مالیاتی از طریق نرخهای تصاعدی و بالا به پایه های کم ظرفیت موجود ، موجب از بین رفتن انگیزه در فعالیتهای اقتصادی و تولیدی شده و گاه بی عدالتی در نظام اجرایی بطور محسوسی آنرا شدیدتر می نماید.
6-آثار تورمی:در صورت اجرای یکباره آن ، احتمالا یک اثر افزایشی روی قیمتها دارد. تجارب کشورهای استفاده کننده از مالیات بر ارزش افزوده نشان داده که الزاما" همبستگی مثبت میان اِعمال این مالیات و افزایش نرخ تورم وجود ندارد و شرایط در کشورهای مختلف متفاوت می باشد. در واقع در اقتصاد های در حال گذار اِعمال هر سیاستی ممکن است در قیمتهای نسبی تغییر ایجاد کند و این مسئله تنها به اِعمال مالیات بر ارزش افزوده مربوط نمی شود. مطالعات انجام شده حاکی از آن است که اثر این مالیات بر روی تورم موقتی است و در طول مدت کم تر از یک سال از بین خواهد و مجددا تعادل برقرار خواهد شد، مشروط بر ان که دولت در چارچوب یک برنامه مدون همزمان با اجرای نظام مالیات بر ارزش افزوده، سیاست های مکمل را به کار بگیرد و به موقع اقدامات پیشگیرانه را اطلاع رسانی و اجرا کند.
در مجموع مزایای اجرای مالیات بر ارزش افزوده بیش از معایب آن می باشدکه رعایت پیش شرط هایی ازجمله توسعه فرهنگ مالیاتی،آموزش نیروی متخصص، نیاز به پایگاههای اطلاعاتی وتناسب شرایط و ساختار اقتصادی ایران بااین  نظام مالیاتی می تواند تاحدود زیادی از معایب آن کاست.
  تاثیر اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در رشد وتوسعه اقتصاد کشور
در کشورهای جهان اول بیشترین درآمد دولت از راه مالیات است .مالیات موجب می گردد انضباط مالی به نحو مناسب برقرار می‌شود. مالیات در هر کشوری به تناسب پیشرفت و توسعه اقتصادی آن از جایگاه ویژه برخوردار است. بر همین اساس میزان درآمد های داخلی دولتها تا حد زیادی ارتباط مستقیمی به توان وکارایی نظام مالیاتی آنها بستگی دارد . بنابراین مهمترین منبع اصلی تامین درآمدهای داخلی، از ناحیه وصول مالیات است و مردم پذیرفته اند که برای پیشرفت وخدمات عمومی کارهای عمرانی و زیر بنایی توسط دولت، از قبیل ساخت راه ، نیروگاه های برق ، سد ،بیمارستان ، پارک ، مدارس پرداخت قسمتی از در آمدشان به دولت تحت عنوان مالیات ضروری است.
این موضوع دولتها را ملزم کرده تا برای رعایت عدالت مالیاتی وپویایی آن نسبت به تهیه واجرای قوانین مالیاتی به شکل مطلوب ومتناسب با تغییرات وپیشرفتهای اقتصادی، اقدام کنند.  مرور زمان نشان داده است که کشورهای دنیا به این نتیجه رسیده اند که مالیات بر ارزش افزوده یک روش مناسب و بهتری جهت نیل به تحقق برنامه های اقتصادی است و در بیشتر کشورهای جهان از سال 1960 تاکنون این روش پیاده شده است و به مرور در بقیه کشورها هم در حال اجرا شدن است . ویژگی مالیات بر خرج، حضور مردم در صدور فاکتور و گرفتن پول وپرداخت به دولت و در نتیجه بر اثر افزایش نقش مردم مطالبات آنان نیز از دولت‌ها زیاد می‌شودبنابراین دولت باید پاسخگو باشد. ازآنجا که مالیات بر ارزش افزوده به مصرف تعلق گرفته ومتناسب با میزان مصرف، تغییر می کند از عدالت مالیاتی بیشتری بر خوردار است, که خود این موضوع باعث کنترل مصرف خواهد شد .به هرحال با توجه به تاثیر مالیات در رشد شکوفایی اقتصاد، امیدواریم نظام مالیات برارزش افزوده گام مهمی را در راه نوسازی و پویایی سیستم مالیاتی بردارد.
در سالهای پس از انقلاب اسلامی ، این واقعیت که در آمد نفت برای تحقق اهداف اقتصادی و تامین استقلال ملی ایران درآمد مطمئن به حساب نمی آید ، به تدریج در اذهان دولتمردان و سیاستگذاران کشور پذیرفته شد و مالیات بعنوان مهمترین درآمد دولت روز به روز جایگاه خود را تثبیت کرد. با توجه به آنکه رشد درآمدهای مالیاتی ایران در سالهای اخیر عمدتا در بخش مالیاتهای مستقیم حقوق و عوارض گمرکی بوده است و با در نظر گرفتن این واقعیت تلخ که به مالیات در گذشته توجه کمی شده است ، از بدو تاریخ مالیه عمومی در ایران تا کنون هیچ یک از انواع مالیات بر معاملات ( مالیات خرده فروشی ، مالیات فروش تولید کنندگان و مالیات بر فروش در مراحل مختلف تولید و توزیع کالا و مالیات بر ارزش افزوده ) در کشور ما سابقه نداشته است در حالیکه سالها قبل از ابداع و اجرای مالیات بر ارزش افزوده در بسیاری از کشورهای جهان انواع مالیات بر معاملات معمول و متداول بوده است و در واقع مالیات بر ارزش افزوده به قصد اصلاح مالیاتهای قبلی جایگزین شده است.
 اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در درجه اول به نفع تولیدکننده داخلی است. دکتر الیاس نادران استاد اقتصاد در دانشگاه تهران و نماینده مجلس شورای اسلامی با اعلام این نکته به خبرنگار «گزارش بازار» چنین توضیح می‏دهد: در زمان اجرای قانون تجمیع عوارض، تولیدکنندگان ایرانی ناچار بودند بطور سلسله‏وار برای یک کالا مکرراً مالیات بپردازند یعنی مثلاً برای یک خودرو هم تولید کنند مواد اولیه هم قطعه‏ساز و هم کارخانه تولیدکننده به طور جداگانه و هر کدام سه درصد مالیات تجمیع عوارض می‏پرداختند اما در عین حال بنگاه‏های فروش خودرو، دلالان خودرو و شرکت‏های واردکننده خودرو، از پرداخت این مالیات معاف بودند. با اجرای مالیات بر ارزش افزوده، سلسله مراتب تولید از پرداخت مالیات بر تجمیع عوارض معاف می‏شوند و در عوض این توزیع‏کننده نهایی است که باید مالیات را محاسبه و از خریدار نهایی دریافت کند.
با اجرای مالیات بر ارزش افزوده، منافع دو گروه از فعالان بازار به طور جدی به خطر خواهد افتاد. در درجه اول کسانی که پشت پرده به دلالی و واسطه‏گری مشغولند. کسانی که بدون اینکه در زحمت تولید شریک باشند و بدون اینکه در مقابل مصرف‏کنندگان تعهدی به عهده بگیرند، با قرارگرفتن در مسیر تولید تا مصرف، با خرید و فروش‏های مکرر باعث عدم شفافیت و التهاب در بازار می‏شوند. ضرر این عده بیشتر از این بابت است که براساس قانون مالیات بر ارزش افزوده، مسیر تهیه و توزیع کالاها شفاف می‏شود. با اجرای این قانون، کسانی که بی‏جهت در مسیر تولید تا مصرف قرارگرفته‏اند شناسایی شده و به تدریج حذف می‏شوند. گروه دیگر ضررکننده‏ها از قانون مالیات بر ارزش افزوده، قاچاقچیان هستند. کسانی که خارج از مسیر قانونی و رسمی واردات، کالاهای خارجی را به دور از چشم قانون به داخل ایران منتقل کرده و بازار ایران را مملو از کالاهای بی‏کیفیت خارجی کرده‏اند. ویژگی اصلی این عده، عدم تعهد آنها در برابر مصرف‏کنندگان است چرا که نه گارانتی معتبری ارایه می‏کنند و نه حتی در قبال صحت و سلامت کالایی که ارایه می‏کنند، مسؤولیتی می‏پذیرند. با اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده، منافع این دسته از خرابکاران بازار، به شدت به خطر می‏افتد. به طور خلاصه، قانون مالیات بر ارزش افزوده به ضرر کسانی است که از شفافیت بازار گریزانند و منافعشان در بهره‏برداری از شایعات، رانت‏های اطلاعاتی و قاچاق است. قانون مالیات بر ارزش افزوده به شدت به نفع صادرات و صادرکننده است. ماده 13 این قانون صادرات کالا و خدمات را از این مالیات معاف کرده و مقرر داشته مالیات کالاهایی که قبلاً به هنگام فروش آنها مالیات بر ارزش افزوده دریافت شده، هنگام خروج از کشور، مسترد می‏شود. در واقع صادرکنندگان محصولات ایرانی با خرید کالا از بازار ایران و خروج آن از کشور، 5/1 درصد از ارزش کالای صادراتی را که قبلاً به عنوان مالیات بر ارزش افزوده پرداخته بودند، از دولت بازپس می‏گیرند.
بنابر آن چه گفته شد حمایت از تولیدکنندگان داخلی ،حذف مشاغل دلالی و واسطه گری وکار قاچاق همراه باآن تشویق سرمایه گذاری و صادرات می تواند از تاثیرات مثبت اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در رشد وتوسعه اقتصاد کشور باشد .
پی نوشت:
1- Von siemens
 2-Adams
 3-Laure
منابع:
منبع:سایت شهرداری مشهد

نخستين جشنواره ملي فرهنگ مالياتي کليد خورد

نخستين جشنواره ملي فرهنگ مالياتي با انتشار فراخوان کليد خورد.

به گزارش رسانه مالياتي ايران، نخستين جشنواره فرهنگ مالياتي با رويکرد فرهنگي و هنري به مقوله ماليات، و با موضوعات شش گانه «ماليات و آباداني کشور»، «ماليات و توسعه خدمات آموزشي»، «ماليات و توسعه اقتصادي»، «ماليات و توسعه خدمات بهداشتي و درماني»، «ماليات و توسعه زيرساخت هاي شهري» و «ماليات و عدالت اجتماعي» آغاز به کار کرد و علاقمندان در رده هاي مختلف سني تا پايان اسفندماه سال جاري فرصت دارند تا آثار خود را دبيرخانه جشنواره و يا روابط عمومي ادارات امور مالياتي مراکز استانها ارسال نمايند.

براساس اين گزارش، بخش هاي مختلف اين جشنواره شامل بخش هنرهاي تصويري (فيلم کوتاه، پويانمايي، ساخت تيزر، موبايل فيلم و عکس)، بخش هنرهاي تجسمي (طراحي و نقاشي،کاريکاتور و طراحي پوستر)، بخش ادبيات(انشاء، شعر، داستان کوتاه،نمايشنامه و فيلم نامه نويسي) و بخش رسانه هاي ديجيتال (وبلاگ نويسي و طراحي بازي-سرگرمي) بوده و به آثار برگزيده هر بخش، جوايز نفيسي اهدا خواهد شد. گفتني است علاقمندان به شرکت در اين جشنواره مي توانند اطلاعات لازم در خصوص فراخوان جشنواره، آئين نامه و ساير اطلاعات را از پايگاه اطلاع رساني سازمان امور مالياتي کشور به نشاني www.intamedia.ir کسب نمايند.